پاسخ به مقاله “در دفاع از حرمت و احترام فعالين و رھبران کارگرى”
پوزش از 2 قطعه شدن این نوشته کوتاه !
نفس در زندان بودن ایشان مانعی در این راه نیست که ایشان مصاحبه مزبور را تکذیب نماید، ایشان مرتبا” با خانواده خویش در تماس و ملاقات میباشد ، ادعائی که در نشریه مزبور در رابطه با پشتیبانی ایشان از کاندیداهای اصلاح طلبان آمده در همسوئی با گروهی نیست که حاکمیت را قبضه کرده اند و لذا در محیط زندان و خارج آن مانعی برای تکذیب این مصاحبه موجود نیست ، شما و رفقای هم نظر شما ، همراه با دیگران در موقعیت یکسانی قرار دارید ، صحت و و یا عدم صحت این مصاحبه را بایستی به اظهار نظر شخص آقای اسانلو واگذار کرد ، هیچ کسی در این رابطه له و یا علیه مفاد مندرج در این نشریه نمیتواند و نبایستی به مردم چیزی دیگری را القآ نماید ، این امر کارآکتری منفی ، نادرست و از بالا برخورد کردن به هر مسئله ائی است ، تمام کسانی که خود را فعال جنبش کارگری یا همراه این مبارزه میدانند ، دارای درک و شعور و شناخت هستند و اینرا درک میکنند که آقای اسانلو در زندان بسر میبرند ، اما صحیح و منطقی این است که وکالت و تکذیب و یا عدم تکذیب هر مسئله را به صاحب مطلب واگذار کرد و این امر به لحاظ حقوق و سیاسی حق طبیعی هر انسانی و از جمله آقای اسانلو است .
در این زمینه شما چندین بار در مسائلی که آقای اسانلو مطرح نموده دخالت نموده و کوشیده اید که موضع و بیان ایشان را طوری دیگر به خواننده القا نمائید .
پس بایستی تحمل داشت و مضطرب نشد ، مبارزه و این جنبش خیلی وسیع تر از آنست که من و شما فکر میکنیم و آدمهای دخیل در این جنبش آگاه تر و دانا تر از آنند که من و شما فکر میکنیم .
آینده و اظهار نظر آقای اسانلو بهتر از گفته دیگری است و برای هر انسان آگاه و هر کارگر مبارزی محک و مبنا میباشد.
From دفاع از حرمت واحترام فعالین و رهبران کارگری, 2008/04/07 at 7:20 بعدازظهر
پاسخ به مقاله “در دفاع از حرمت و احترام فعالين و رھبران کارگرى”
رفیق امیر عزیز ،
در رابطه با آقای منصور اسانلو ، شما و جمع دوستان شما یک کار اشتباه را مداما” ادامه میدهید ، آقای اسانلو در زندان بسر میبرد و در این شکی نیست ، اما نفس در زندان بودن ایشان مانعی در این راه نیست که ایشان مصاحبه مزب
From دفاع از حرمت واحترام فعالین و رهبران کارگری, 2008/04/07 at 7:03 بعدازظهر
پاسخ به مقاله “ھشدار”
با درود فراوان به شما عزيزان .خدمت اين دو رفيق و تمامي رفقايي كه مبارزه طبقاتي و راديكال كارگري را اصل قرار ميدهند،مقاله فوق از جهاتي جاي تامل است و از جهاتي بحث برانگيز:گفتم جاي تامل چون اوضاع واقعي و توان في نفسه مبارزه كارگري ،و نيروي قائم به ذات سوسياليسم در مكانهايي كه تضاد كار و سرمايه وجود دارد .كه مي تواند به اين پتانسيل عينيت طبقاتي بدهد و كارگران را متشكل،آگاه و …سازد.حال اين نيرو واقعي و زميني كمونيست ها هستند و پايه فعاليت كارگري و طبقاتي كمونيستها و كارگران پيشرو است كه اين موازنه طبقاتي را در هم خواهد شكست.من به عنوان كارگر اخراجي الان در گوشت و پوست و استخوانم درد مشترك كارگران را مي شناسم و تلخي تفرقه و ناآگاهي را نيز همچنين با هم طبقه اي هايم در مبارزاتمان تجربه كرده ايم.رفقاي كارگر اوضاع در اينجا شايد اندكي متفاوت تر باشد ،اما آسمان سرمايه داري در همه جا همين رنگ است و استثمار دهشتناك تر و تشتت صفوف ما چشم گير تر.اما چاره چيست؟چه بايد كرد.اين مكانيسم عملي كه كارگران را متشكل مي كند دشمن واقعي شان يعني نظام بورژوازي را به آنان مي شناسد و الخ در چه قالبي اظهار وجود مي كند؟از دل كدام سنت اجتماعي برخاسته است.حال تعدادي اين ظرف را حزب مي دانند ،برخي تندنس لغو كار مزدي، و متاسفانه تعدادي نيز هنوز به رفرميسم و…. اميد دارند.رفقاي عزيز تمامي اينها عيني است و كار خود را انجام ميدهد اما اصالت ديدگاه در چنبره مبارزه ابژكتيو در درون طبقه و با پيكار طبقاتي بدست مي آيد.نه با منم زدن هاي خوشباشي گرايانه رگه هايي از كمونيسم بورژوايي كه تاريخا طفيلي وار با جنبش كارگري عجين شده است.اگر اين دوستان اين واقعيت را درك كنند كه نقاط مشترك همديگر و دشمن مشتركمان سرمايه داري است و هر كسي ميس تواند ديدگاه فكري خود را داشته باشد اماتخطئه كردن،سكتاريسم و … ويروسهايي است كه مي بايستي از درون مبارزه شفاف كارگري و با اتحاد طبقاتي مان ، اين بيماري را براي هميشه از خود دور كنيم.رفقا زمان بي رحمانه در گذر است و هيولاي سرمايه هر روز بيشتر از زندگي و كارمان دارد تغذيه مي كند.پس خيزيد محنت زدگان جهان ،بردگان گرسنگي ، آگاهي غرد چو آتشفشان بر خروشاند زندگي… پيش به سوي آخرين پيكار، همچو يك تن اي هم رزمان ،با انترناسيونال آزاد گردد انسان.شاد و سربلند باشيد.پويا از سنندج
From هشدار!, 2008/04/05 at 8:38 ق.ظ
Be ryzan
werai slaw u mando nebon
Be bawery men eva regayki zor chawtan gertwa u delnyam ka eva tanya ferqan u delnyaishm qad krekar jwabtan nadatawa. Dawatan le dekan jonbeshy bir kenawa u dest la farqa bazi bekeshen
From مبارزه سیاسی را با پروندهسازیهای پلیسی جایگزین نکنید!, 2008/04/04 at 8:10
با سلام
درست بود که که این دوستان مشخص می کردند منظورشان از چه کسانی و کدام نوشته ها می باشد. و چه کسانی از این شیوه های رشت در نوشته های خوداستفاده میکنند.
From هشدار!, 2008/04/03 at 7:09 بعدازظهر