روزشمارسه ماهه دوم سال
(ماههای تیر– مرداد – شهریور ۱۳۸۷ – ۲۰۰۸ )
جواهری لنگرودی
amirjavaheri@yahoo.com
آبان ۱۳۸۷- نوامبر۲۰۰۸
مقدمه :
آنچه در زیرازنظر شما می گذرد، بازتاب فعل وانفعالات جنبش کارگری و خاصه اخبار کارگری وگزارشات مبارزات بخش های فعال مزد و حقوق بگیران ، کارمندان ، پرستاران و معلمان ایران که طی سه ماهه دوم سال ۱۳۸۷، در مجموعه۷۳۰ خبر فراهم آمده ، به نظرتان می رسد.
در این مجموعه ما با اخبار کودکان خیابانی کار و گزارشات چندی از وضعیت آنان و همین طور اوضاع زنان و پشتیبانی دانشجویان از مبارزات کارگران ایران درعرصه های مختلفی از اعتصابات ، اعتراضات ، تجمعات کارگران در درون کارخانه ها ، در برابر دفاتر کارفرماها ، راه پیمایی ها ، راه بندان ها و اجتماع در برابر مجلس ، دادگستری ، استانداری ها ، فرمانداری ها و غیره روبرو می شویم که طی سه ماهه دوم سال ۱۳۸۷، از خبرگزاری های ایران ( دسترنج – ایلنا – ایسنا – مهر – و…) و تشکل ها ، نهادها و سایت های مستقل داخل و خارج فراهم آمده و به نظرتان می رسد.
اخبار کارگران البرز ،هفت تپه ، دشواری زندگی کارگران در عسلویه ، فشار به کودکان کاردر سطح خیابانها ، کار خانگی زنان ، مسئله خصوصی سازی ها ، تعطیلی واحد ها و اخراج های بیرویه کارگران در سطوح واحد های تولیدی کارخانه ای و کارگاهها ، وضعیت اسفبار کارگران قراردادی ، گرانی اجناس و دشواری زندگی زحمتکشان شهری و روستایی ، خشکسالی زمین و نابودی محصولات کشاورزی و تورم افسار گسیخته طی همین سه ماهه دوم سال و نبودن تامین اجتماعی لازم برای کارگران ، گسترش اخبار دستگیری ها وبازداشتها ، همه و همه مضمون روز شمار سه ماهه دوم سال ۱۳۸۷را همچون سه ماهه اول پوشش می دهد.
نکته پایانی اینکه ؛ تلا ش ما این خواهد بود که در آینده جدول آماری استنتاج های خود پیرامون روز شمارسه ماهه اول و دوم سال ۱۳۸۷ را فراهم آوریم . از فرصت استفاده می کنم . یاد آوری این نکته را ضروری می دانیم که اخبار فوق بخشا با ذکر منابع از خبرگزاری های داخل کشور و سایت ها و بلاگ های مستقل کارگری و سیاسی داخل و خارج عینا قید شده است.
از همه تشکل های کارگری داخل که به ما مستقیما خبر میرسانند ، تشکر خود را اعلام میداریم . باشد که جمع آوری مجموعه این اخبار و آرشیو آن ، بتواند در بهره وری جمعی از این اقدام موثر افتد !
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته اول تیر ۱٣٨۷ (یونی ۲۰۰٨)
1- وزیر بازرگانی: افزایش دستمزد کارگران عامل تورم است :
به گزارش سلام دمکرات در اول تیر 87 : وزیر بازرگانی جمهوری اسلامی در اظهار نظری عجیبی افزایش دستمزد کارگران را عامل اصلی تورم های اخیر دانست.
میر کاظمی در مصاحبه ای با رسانه ها اظهار داشته است:« فشار هزینهها در سال 2007 میلادی افزایش یافت. این در حالی است كه افزایش دستمزد كارگران طی سالهای اخیر روی افزایش قیمت كالاها بیتاثیر نبوده است. در صورتی كه ۲۰درصد به دستمزد كارگران افزوده شود شش تا هشت درصد تورم افزایش مییابد.»
وی در ادامه البته افزود كه نرخ تورم فرآیندی طبیعی دارد و به صراحت اعلام كرد كه تورم 20 درصدی دولت نهم اتفاق جدیدی نیست.
میر کاظمی می گوید:«تورم از سال 1358 در اقتصاد كشور وجود داشته ضمن آنكه این شاخص در سال 74 حتی به 49 درصد نیز رسیده بود. ساختار اقتصادی كشور همواره با تورم مواجه بوده است.تورم بین 10 تا 49 درصد طبیعی است.»
هم چنین وی تاکید می کند که تورم پای ثابت اقتصاد کشور است.
2- کارگران شرکت فرایند کاو به مدت 5 ماه کار بدون مزد و سپس اخراج :
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” تاریخ 1 تیر 87 ؛ روزی نیست که سرمایه داران ایران راهکار جدیدی را برای تعمیق شدت استثمار و توسعه دامنه فقر و گرسنگی و سیه روزی طبقه کارگر کشف نکنند و به اجرا نگذارند. این سرمایه داران کارشان این است که شمار زیادی کارگر را برای مدتی به حادترین و فرساینده ترین شکل ممکن استثمار می کنند. در این مدت زیر عناوینی مثل دوره آزمایشی یا هر اسم و عنوان و بهانه دیگر ریالی دستمزد به آنان پرداخت نمی کنند و سپس در پایان این دوره کارگران مزبور را اخراج و عین همین بلا و بدبختی را بر سر جمعیت دیگری از بردگان مزدی سرمایه در می آورند. این روش یا این آخرین دستاورد دانش تبهکاری سرمایه، به طور واقعی برای عده ای از سرمایه داران در پاره ای از رشته ها ی تولیدی به یک شیوه متداول استثمار وحشیانه نیروی کار تبدیل شده است. شکلی که در آن برده مزدی نه فقط مزد نمی گیرد که حتی نان بخور و نمیری را که بردگان دوره برده داری از اربابان برده دار خود می گرفتند نیز دریافت نمی کند. این کشف فوق مافیائی سرمایه داری در شرایط متفاوت به صور مختلف و با حالات و اشکال متفاوت توسط سرمایه داران به کار گرفته می شود. به طور مثال حتی در بسیاری از کارخانه های بزرگ هم رسم شده است که ماه ها هیچ دستمزدی به کارگر پرداخت نمی کنند و سپس او را بیکار می سازند. سرمایه دار صاحب شرکت « فرایند کاو» طبس نیز از جمله خیل کثیر همین سرمایه داران است. او حداقل 40 کارگر را استثمار می کند. بر اساس تبانی ها و مراودات مافیائی میان خویش و سرمایه دار صاحب کارخانه آب طبس محل کار کارگران مذکور را در کارخانه اخیر تعیین کرده است. 40 کارگر یاد شده 5 ماه تمام است که با شدت و حدت هر چه تمام تر در اینجا استثمار شده اند و هیچ ریالی دستمزد دریافت نکرده اند. کارگران برای دریافت مزدهای خود دست به اعتراض زده اند و کارفرمای « فرایند کاو» طبس در یک روز صبح بدون پرداخت هیچ دستمزدی کل این 40 کارگر را یکجا اخراج کرده است.
1تیر 87
3- فروش مرتع براي ساخت مجتمع مسکوني؟!
آنچه کلاهبرداري مالکين زمينهاي ارائه شده به تعاوني مسکن، سواستفاده از سرمايه اعضا و تخلفات صورت گرفته در تعاوني مسکن سقز عنوان ميشد، اعتراض گسترده اعضاي اين تعاوني را به همراه داشته است.
“اقبال رضائي” فعال کارگري در کردستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: دفاعيات مديرعامل سابق تعاوني مذکور و اعلام غيرقانوني واگذاري زمين، به همراه کلاهبرداري مالکين در خصوص فروش مرتع باعث اعتراض گسترده اعضاي اين تعاوني شده است.
او با اشاره به اينکه 920 عضو تعاوني با وجود پرداخت وجوه نقدي تاکنون سرپناهي دريافت نکردهاند، گفت: مديرعامل جديد تعاوني با پيگيري مستمر اداري، قضائي و کارشناسي 21 هکتار زمين بدون مشکل را در اختيار تعاوني قرارداده و اقدامات قضائي براي رفع تخلفات صورت گرفته نيز ادامه دارد.
4- کارگران ایران صدرا دوباره اخراج شدند:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 1ول تیر 87، به دنبال اتمام فرصت سه ماههای که از سوی شورای تامین استانداری بوشهر تعیین شده بود؛ کارگران اخراجی ایران صدرای بوشهر از امروز دوباره اخراج شدند.
عيسي محمد کمالي از فعالان کارگري استان بوشهر از آغاز دوباره تجمع اعتراضي کارگران ايران صدراي بوشهر در مقابل اداره کل کار اين استان خبر داد.
وي يادآورشد: تمامي اخراج شدگان کارگراني هستند که در ابتداي سال جاري به دليل اتمام قرارداد اخراج شده بودند اما با انجام حرکتهاي اعتراضي توانستند به کار خود بازگردند.
در نوروز امسال، بوشهر صحنه تجمع۴۰۰ کارگر اخراجي ايران صدرا بود که در اعتراض به تمديد نشدن قراردادهاي خود در مقابل محل کار و نهادهاي اداري استان تجمع کرده بودند.
در نتيجه اين حرکت کارگران؛ سرانجام مديران اداري استان طي مصوبهاي کارفرما را واداشتند تا در ازاي شرکت در مناقصهها و تامين سفارش، کارگران اخراج شده را تا پايان بهار به کار خود بازگرداند.
با شروع تابستان اين مهلت سه ماه از صبح امروز پايان يافت، بدون آنکه مسوولان اداري استان بتوانند براي جلوگيري از اخراج دوباره اين ۴۰۰ کارگر به وعدههاي خود عمل کنند.
اخراج دوباره کارگران ايران صدرا در حالي صورت گرفته است که از چندي پيش زمزمههايي مبني بر اجراي طرح تغيير ساختار در کارخانه ايران صدرا به گوش ميرسيد.
بر اساس اين طرح که به دليل اعتراضهاي ناشي از حضور نداشتن نمايندگان کارگران متوقف شده است قرار بود نزديک به هزار کارگر اين شرکت در قالب اجراي تغيير ساختار به بيمه بيکاري معرفي شوند.
به عقيده فعالان کارگري، در شرايط کنوني تغيير ساختار در ايران صدرا و معرفي کارگران به بيمه بيکاري بيشتر از اشتغالزا بودن ميتواند براي کارگران تهديدآميز باشد.
5- پيروزي زور بر خواسته کارگران؟!
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 1ول تیر 87، اداره کار استان خراسان رضوی بدون توجه به گزارش هیات رییسه، انتخابات اخیر هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار این استان را تایید کرد.
به گزارش دسترنج، چندي پيش فعالان کارگري از برهم خوردن مجمع انتخاباتي کانون شوراهاي اسلامي کار استان خراسان رضوي و درگيري ميان حاضران در مجمع خبر داده بودند. يکي از حاضران در مجمع گفت: با وجود آنکه سه نفز از ۵ عضو هيات رييسه مجمع در گزارشي مشترک با برشمردن موارد تخلف مصوبات اين مجمع را غيرقانوني اعلام کردهاند اما اداره کار استان بدون توجه به اين گزارش نتيجه اين انتخابات را تاييد کرد.
وي با متهم کردن مسوولان اداره کار استان خراسان رضوي به حمايت از اخلالگران مجمع انتخابات گفت: در حال حاضر شکايتي عليه اداره کار در ديوان عدالت اداري مطرح شده است.
مجمع انتخابات هيات مديره کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار استان خراسان که قرار بود در اواخر ارديبهشت ماه برگزار شود به دليل اخلال به صحنه زد و خورد حاضران در مجمع تبديل شد.
به گفته فعالان کارگري، برخي اشخاصي که از حمايت برخي مسوولان در اداره کار استان برخوردار هستند در اين روز با جلوگيري از ورود نمايندگان کارگري به درون مجمع قصد دست بردن در آراي انتخابات را داشتند.
به گفته اين منابع در حال حاضر بر عليه اخلال گران در مجامع قضايي شکايتهايي مطرح شده است.
6- توليد کيف و کفش ايران به علت واردات ناتوانی در رقابت با واردات کالاهای چينی به نصف رسيد :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 1ول تیر 87؛ حداقل 50 درصد كيف و كفش موجود در بازار متعلق به محصولات وارداتى از چين است.
محمدرضا داور پناه، مديرعامل شركت توليدكننده كفش در گفتوگو با ايسنا، اضافه كرد: كيف و كفشهاى چينى اگرچه ظاهر مناسب و جذابى دارند، اما كيفيت لازم را نداشته و به سرعت از بين ميروند.
وى با بيان اين كه مصرفكنندگان نيز به دليل ظاهر مناسب و خارجى بودن مارك، تمايل بيشترى به خريد محصولات چينى در مقايسه با توليدات داخلى دارند، تصريح كرد: در اين وضعيت برخى توليدكنندگان كفش نيز محصولات خود را با مارك چينى وارد بازار ميكنند كه اتفاقا كيفيت بهترى از محصولات وارداتى از چين دارند.
مديرعامل تهران دلتا گفت: حدود 100 كارخانه و 15 هزار كارگاه توليدكننده كفش در كشور وجود دارد كه به دليل بالا بودن حجم واردات بسيارى از آنها با نصف ظرفيت فعاليت ميكنند.
7- اخراج کارگران همچنان ادامه دارد:
اخراج 40 کارگر “فرآيند کاو” طبس
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 1ول تیر 87؛ اين کارگران توسط شرکت مذکور در تصفيه خانه آب طبس مشغول به کار بودند که صبح امروز تمامی کارگران از کار برکنار شدند.
40 کارگر شرکت پيمانکاری فرآيند کاو طبس، به دستور مديريت از کار برکنار شدند.
“غلامرضا محمدی” فعال کارگری در طبس با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين کارگران توسط شرکت مذکور در تصفيه خانه آب طبس مشغول به کار بودند که صبح امروز تمامی کارگران از کار برکنار شدند.
او با اشاره به اينکه کارگران شاغل در اين تصفيه خانه طی سال گذشته تاکنون با مشکلات عديدهای مواجه بوده و تاکنون بارها دست به تجمعات اعتراضی زدهاند، گفت: کارگران ۵ ماه است که حقوقی دريافت نکردهاند.
8- اخراج میکنند، تا اشتغال بيافرينند :
شرکت توليدی دامکو لارستان برای سرپوش گذاردن بر وام دريافتی 5 ميلياردی اشتغال، کارگران قديمی را برای بکارگيری کارگران جديد اخراج کرده است.
“محمد حسن قوامی” فعال کارگری در لارستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: مديريت اين واحد توليد لبنيات در اقدامی غيرقانونی کارگران باسابقه خود را اخراج کرده تا به همان تعداد کارگر جديد استخدام کند.
او گفت: متاسفانه نظارتی بر چگونگی استفاده از اينگونه وامها از سوی دولت وجود نداشته و آقايان سودجو بيتالمال را در مصارف شخصی خود بکار گرفتهاند.
9- تورم در خليج فارس كارگران خارجي را به خانه بازگرداند:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 1ول تیر 87؛ رشد فزاينده تورم در كشورهاي عربي خليج فارس كارگران خارجي شاغل در اين كشورها را مجبور كرده است تا به كشورهاي خود بازگردند.
به گزارش رويترز، رشد فزاينده تورم در كشورهاي عربي خليج فارس، كارگران خارجي شاغل در اين كشورها را با افزايش هزينه هاي زندگي روبرو كرده است.
كارگران خارجي سالها از مزاياي كار بدون پرداخت ماليات و زندگي ارزان در كشورهاي عربي سود ميبردند ولي افزايش تورم طي ماههاي اخير آنها را مجبور به بازگشت به كشورهاي خود نموده است. تورم در كشورهاي حاشيه خليج فارس به بالاترين رقم خود طي سالهاي اخير رسيده است.
براساس اين گزارش مهاجرت نيروي كار به كشورهاي عربي نقش مهمي در رشد و توسعه اقتصادي اين كشورها طي سالهاي اخير داشته است. اما افزايش چشمگير نرخ اجاره بها در اين كشورها بسياري از كارگران خارجي را در تنگنا قرار داده است.
استنلي كارواليو روزنامه نگار هندي كه 10 سال در امارات زندگي ميكرد و اكنون قصد بازگشت به كشورش را دارد، در اين باره گفت: «افزايش اجاره بها موجب رشد شديد تورم و هزينههاي زندگي در امارات و به خصوص ابوظبي شده است».
وي افزود: «اين در حالي است كه دستمزدها مطابق و هماهنگ با تورم افزايش نيافته است. افزايش ارزش روپيه هند در برابر دلار آسيب زيادي به هنديها وارد كرده است. اگر بخواهيم از امارات به هند پول بفرستيم، با توجه به نرخ برابري درهم در برابر دلار، ارزش پول ما 8 تا 10 درصد كاهش يافته است».
وي در ادامه گفت: با توجه به رشد اقتصادي 9 درصدي هند، اين كشور ميتواند شغل بيشتري با حقوق و مزاياي بهتر براي نيروهاي متخصص خود ايجاد كند و نيروي كار هند ترجيح ميدهد در اين كشور باقي بماند.
به اعتقاد كارشناسان اقتصادي رشد تورم ميتواند رشد اقتصادي كشورهاي عربي را كاهش دهد. يك كارشناس اقتصادي خاورميانه در اين باره گفت :«تورم روند رشد اقتصادي كشورهاي عربي را كند خواهد كرد. نيروي كار خارجي از اين پس به سختي به كشورهاي عربي مهاجرت خواهد كرد».
بر اساس اين گزارش نيروي كار خارجي 80 درصد جمعيت امارات را تشكيل ميدهد كه تنها 5/1 ميليون نفر را هنديها در اختيار دارند.
10- صادرات صنايع نساجي، فرش و پسته با كاهش روبرو شد:
رييس كميسيون صادرات اتاق ايران گفت: شرايط صادرات در كشور در حالت بحراني قرار دارد زيرا ميزان صادرات صنايعي مانند نساجي، فرش و حتي پسته با كاهش بسياري روبرو شده است و اين براي سازمان توسعه تجارت و وزارت بازرگاني يك هشدار است.
به گزارش اتاق ايران، اسدالله عسگراولادي در ابتداي جلسه كميسيون تخصصي صادرات اتاق ايران گفت: مساله صدور كارت بازرگاني بايد دوباره مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد زيرا با وجود اينكه در اتاق بازرگاني تهران پس از اظهارنظرهاي فراوان تصميم گرفته شد كه كارت بازرگاني 5 ساله صادر شود، اما اكنون دوباره پيشنهاد صدور كارت براي يك سال از سوي اتاق تهران مطرح شده است.
وي تاكيد كرد: آزمون گرفتن از تاجر براي صدور كارت بازرگاني خلاف قانون است و بايد مشخص شود كه كدام مرجع صلاحيت دار آن را برگزار ميكند.
رييس كميسيون صادرات اتاق بازرگاني ايران تصريح كرد: شرايط صادرات در كشور در حالت بحراني قرار دارد زيرا ميزان صادرات صنايعي مانند نساجي، فرش و حتي پسته با كاهش بسياري روبرو شده است و اين براي سازمان توسعه تجارت و وزارت بازرگاني يك هشدار است.
عسگراولادي خاطرنشان كرد: اگر به اين شيوه ادامه دهيم، چشم انداز 20 ساله كشور با مشكلاتي مواجه خواهد شد.
در ادامه اين جلسه “فاروق كيخسروي”، رييس كميسيون تجارت اتاق بازرگاني ايران نيز اعلام كرد: كميسيون تجارت فصل مشترك كاري با ساير كميسيونهاي اتاق زياد دارد و از آنجايي كه همه كميسيونها مستقل هستند ممكن است دوباره كاري انجام شود.
وي ادامه داد: براي جلوگيري از دوباره كاري بهتر است جلسه مشترك كميسيونها دوباره برگزار شود، به طور مثال نخستين اقدام و دستوركار ما اصلاح قانون صادرات و واردات است اما هنوز بررسيهاي ما در اين خصوص تمام نشده است شما نتايج بررسيهاي خود را به هيات دولت اعلام كردهايد.
كيخسروي يادآور شد: بايد همفكري صورت گيرد تا نكات منفي پيدا و اصلاح شود.
در ادامه اين جلسه “محمد حسين روشنك” نيز بيان داشت: مدتي است كه از سوي ديوان عدالت اداري حكمي صادر شده كه بر مبناي آن وضع عوارض براي صادرات خلاف قانون است اما تاكنون اجرا نشده است.
وي اضافه كرد: بايد اجراي اين حكم از سوي اتاق بازرگاني پيگيري شود زيرا بحث صادرات بسيار جدي و مهم است و براي تقويت آن بايد به رفع موانع و مشكلات رسيدگي شود.
همچنين “يوسف زادگان” نيز گفت: قيمتگذاري كالاهاي صادراتي در مركز توسعه صادرات انجام ميشود و ارزيابان آگاهي كافي نسبت به ارزش كالايي كه صادر ميشود ندارند، بنابراين بهتر است پيشنهاد دهيم كه در استانها كميته قيمتگذاري كالا تشكيل شود و مشاوراني نيز در آنجا حضور داشته باشند.
وي همچنين توضيح داد: بهتر است براي جلوگيري از موازيكاري، كميسيونهاي صادرات و تجارت با يكديگر ادغام شوند.
“اميرعابدي” نيز اعلام كرد: در بخش خصوصي بايد اعتماد به خرد گرايي وجود داشته باشد تا بتواند خلاف جريان دولت عمل كند.
وي اضافه كرد: بهتر است به سازمان توسعه تجارت پيشنهاد دهيم كه پرداخت جوايز صادراتي به صورت ارائه سهام نباشد، اما متاسفانه دولت در انجام اين كار اصرار دارد.
عابدي با اشاره به سخنان رييس مجلس هشتم شوراي اسلامي، بيان داشت: در اين سخنان به امضاي تفاهم نامه با اتاقهاي بازرگاني اشاره شده و قرار است منشور همكاري ميان نمايندگان اتاق بازرگاني و مجلس به امضا برسد تا سطح همكاري با قوه مقننه افزايش يابد و بايد اين بحث بايد از سوي هيات رييسه اتاق پيگيري شود.
وي همچنين خاطرنشان كرد: بهتر است در جلسهاي از بانك توسعه صادرات براي همكاريهاي بيشتر دعوت شود تا با نقطه نظرات فعالان اقتصادي آشنا شوند.
عابدي توضيح داد: اگر قرار است كار كارشناسي انجام شود بايد از شركتهاي مشاورهاي نيز براي اظهار نظر دعوت شود.
در ادامه اين جلسه رييس كميسيون صادرات نيز گفت: اكنون بحث تشكيل كميسيون صادرات در مجلس شوراي اسلامي مطرح است و ما نيز بايد از طريق رياست اتاق انجام اين كار را پيگيري كنيم.
وي افزود: كميسيون تجارت نيز بهتر است در بحث واردات مستقل باشد اما در بحث صادرات با كميسيون صادرات تلفيق شو تا موضوعات مشترك را با هم بررسي كنند.
گفتني است در ادامه اين جلسه دعوت از رييس بانك توسعه صادرات به كميسيون صادرات به تصويب اعضاي كميسيون رسيد.
“-11 اخراج میکنند، تا اشتغال بيافرينند:
محمد حسن قوامی” فعال کارگری در لارستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: مديريت اين واحد توليد لبنيات در اقدامی غيرقانونی کارگران باسابقه خود را اخراج کرده تا به همان تعداد کارگر جديد استخدام کند. شرکت توليدی دامکو لارستان برای سرپوش گذاردن بر وام دريافتی 5 ميلياردی اشتغال، کارگران قديمی را برای بکارگيری کارگران جديد اخراج کرده است.
او گفت: متاسفانه نظارتی بر چگونگی استفاده از اينگونه وامها از سوی دولت وجود نداشته و آقايان سودجو بيتالمال را در مصارف شخصی خود بکار گرفتهاند.
12– حقوق معوقه کارگران صنايع فلزي پرداخت نميشود :
يکي از کارگران صنايع فلزي با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: قريب به دو سال است که کارگران کارخانه شماره 2 اين مجتمع بزرگ توليدي منتظر دريافت حقوق معوقه خود هستند و در طي اين مدت بارها با برگزاري تجمعات اعتراض آميز حمايت دولت را طلب کردهاند اما به نتيجهاي دست نيافتهاند. با وجود مصوبه 500 ميليون توماني کميته بحران استان تهران براي پرداخت 3 ماه از حقوق معوقه 350 کارگر صنايع فلزي، هنوز دولت بودجهاي را به بانک مرکزي اختصاص نداده است.
او با اشاره به اينکه کارگران براي گرداندن چرخه صنعت کشور اوضاع کارخانه را با وجود اعتراض به حالت عادي برگرداندهاند، گفت: 190 کارگر در کارخانه مصنوعات زرين و 350 کارگر در کارخانه سازههاي سنگين کار خود را همانند گذشته ادامه داده و منتظر وفاي به عهد دولت هستند.
13- کارگران نساجی پرریس از اعتصاب منصرف شدند :
به گزارش دسترنج، پيش از اين فعالان کارگري از احتمال آغاز اعتصاب کارگران کارخانه پرريس کردستان خبر داده بودند.
کارگران کارخانه پرريس کردستان که تعداد آنها در حدود ۷۰ نفر است، قصد داشتند در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه و نيز احتمال تمديد نشدن قراردادهاي کار اعتصاب کنند. به گفته فعالان کارگری با پرداخت شدن بخش عمدهای از مطالبات کارگران کارخانه نساجی پرریس کردستان، احتمال وقوع اعتصاب کارگری در این مرکز تولیدی ضعیف شد.
فعالان کارگري از عيدي و پاداش سال ۸۶ ونيز دستمزد ماههاي فروردين و ارديبهشت به عنوان مطالبات معوقه اين کارگران ياد کرده بودند.
به گفته اين منابع، در حال حاضر به غير ازدستمزد خرداد ماه و ۳۳۰ هزار تومان مربوط به مطالبات سال گذشته، دستمزد فروردين و ارديبهشت ماه اين ۷۰ کارگر پرداخت شده و قرار است در روزهاي آينده قراردادهاي آنها تمديد شود.
14- لیست قیمت برخی اجناس مصرفی خوراکی ها در تهران و تبریز :
قـیـمـتهـای تــهــران
لوبیا سفید 1325 تـومـان
عدس 1600 تـومـان
لوبیا قرمز1450 تـومـان
لپه 1900 تـومـان
ماش 1450 تـومـان
لوبیا چیتی2000 تـومـان
یک کیلو آلبالو 1500 تـومـان
زرد آلو 2000 تـومـان
مرغ 2350 تـومـان
روغن 4 کیلویی جامد 11000 تـومـان
خیار 250 تـومـان
هندوانه230 تـومـان
پیاز140 تـومـان
گیلاس 1200 تـومـان
ران گوسفندی هر کیلو 8250 تـومـان
خیار درختی 350 تـومـان
گوجه سبز 850 تـومـان
سیب 680 تـومـان
ضمنا ویزیت دکترهای متخصص هم از 8 هزارتومان به 10 هزار تومان افزایش یافته
قـیـمـتهـای تــبــریــز
یک کیلو قند شکسته هزار و دویست الی هزار و سیصد تومان (( سیصد الی چهارصد تومان گران شده ))
انواع ماست یک کیلوئی دویست الی سیصد تومان گران شده است
انواع پنیر فلهای پانصد الی هفتصد تومان گران شده است
یک کیلو گیلاس قرمز 2500 تومان
یک کیلو گیلاس سفید 1500 تومان
یک کیلو سیب معمولی درهم 800 تومان
یک کیلو سیب خوب 1200 تومان
یک کیلو گوجه سبز تبریز 1000 تومان
یک کیلو طالبی 6000 تومان
یک کیلو هندوانه 400 الی 500 تومان
یک کیلو توت فرنگی 1500 تومان
قیمت هر کیلو از انواع حبوبات تا سی درصد افزایش داشته
ویزیت پزشک متخصص داخلی در بیمارستان 6000 تومان
ویزیت پزشک متخصص داخلی در مطب 7000 الی 8000 تومان
ویزیت پزشکهای متخصص دیگر 8000 الی 12000 تومان
قیمت انواع دارو نیز مانند دیگر کالاها تا سی درصد افزایش داشته
قیمت انواع چای نیم کیلوئی 1000 الی 1500 تومان افزایش داشته
یک کیلو مرغ 2800 الی 3000 تومان و این درحالیست که معمولا با بالا رفتن دمای هوا قیمت مرغ پائین میآید
یک کیلو گوشت گوسفند مــخــلــوطـ شش الی هفت هزار تومان
یک کیلو گوشت گوساله مــخــلــوطـ هفت هزار تومان
15- در این میان قیمت انواع برنج نیز افزایش چشمگیری داشته :
یک کیلو برنج خوراکی بـافـکـر 4700 تومان
یک کیلو برنج طـارم کـشـتـزار 4000 تومان
یک کیلو برنج دودی دسـتـچـیـن بـافـکـر 3100 تومان
یک کیلو برنج سـفـیـد گـلـچـیـن 2700 تومان
یک کیلو برنج طـارم مـحـلـی 2500 تومان
یک کیلو برنج پـاکـسـتـانـی اعلاء 2450 الی 2600 تومان
16- واگذاری هتل های لاله به ثمن بخس در جريان خصوصی کردن ثروت های ملی :
به گزارش روزنامه اعتماد در اول تیر 87، واگذارى هتل هاى لاله به ثمن بخس حکايت مشت نمونه خروار است. خدا مى داند در سايه اصل 44 و واگذارى ثروت هاى ملى به بخش خصوصى چه بذل و بخشش هايى صورت خواهد گرفت. اميدوارم قوه قضائيه و مراجع ذى ربط با مقايسه قيمت مغازه هاى همجوار هتل لاله تهران به قيمت واقعى هتل لاله پى برده و از برگزارى مناقصه هاى اينچنينى جلوگيرى کنند. نمايش مناقصه هاى بزرگ دولتى حکايت کهنه يى است که همه از آن خبر دارند.
روزنامه اعتماد می نویسد ؛ اگر در اين باره توضيحى از سوى مسوولان مربوطه داده شود مناسب خواهد بود چرا که مطابق برخى از اخبار منتشره قيمت اين هتل به همراه هتل هاى يزد و سرعين مجموعاً 120 ميليارد تومان شده است در حالى که به نظر نمى رسد چنين قيمتى کارشناسانه باشد، البته اينکه زمين هاى اين هتل ها کماکان متعلق به سازمان گردشگرى خواهد ماند هم خود نکته يى است ولى قانع کردن افکار عمومى لازم است.
17- انتقال مجدد منصور اسانلو به زندان:
به گزارش ادوار نيوزدر تاریخ 2 تیر 87؛ منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، بعد از ظهر سه شنبه به بهداری زندان اوين منتقل شد.
آقای اسانلو که برای جراحی چشم از زندان اوين به بيمارستان لبافی نژاد انتقال يافته و سپس به دليل ناراحتی از ناحيه قلب در بخش سی سی يو بستری شده بود بار ديگر به زندان انتقال يافت.
وی به دليل عمل سنگين جراحی چشم و فشارهای عصبي، در روزهای اخير در بخش ويژه مراقبت های قلبي، سی سی يو، بيمارستان لبافی نژاد تهران بستری شده بود.
به گفته منابع مطلع، انتقال آقای اسانلو به بهداری زندان اوين پس از آن صورت گرفت که در روزهای اخير، مقام های امنيتی و قضايي، پزشکان معالج وی را به طور مداوم در مورد تاريخ خروجش از بيمارستان مورد سئوال قرار داده بودند.
اين منابع اشاره کردند که دليل اصلی اصرار اين مقام ها به انتقال منصور اسانلو به زندان اوين، انتشار نامه او به سازمان های جهانی کارگری و حقوق بشری در خصوص شکنجه های جسمی و روحی او و همچنين اعمال فشارهای روحی بر همسرش بوده است.
پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، به راديو فردا گفت:,در شرايطی که به طور معمول، بيمار را پس از ترخيص از بخش سی سی يو، به بخش آی سی يو منتقل می کنند، اين رويه درباره اين فعال سنديکايی انجام نگرفت.,
در روزهای اخير، رييس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه از تپش قلب رنج می برد و اين در شرايطی بود که به گفته پزشکان معالجش، هر گونه فشار عصبی می تواند برای سلامتی او مضر باشد.
,در شرايطی که به طور معمول، بيمار را پس از ترخيص از بخش سی سی يو، به بخش آی سی يو منتقل می کنند، اين رويه درباره اين فعال سنديکايی انجام نگرفت.,
پروانه اسانلو
اين فعال کارگری چند هفته قبل برای انجام عمل جراحی بر روی چشم چپ او که در جريان بازداشتش در سال گذشته آسيب ديده بود، از زندان اوين به بيمارستان لبافی نژاد انتقال يافت.
وی در تير ماه سال گذشته بازداشت و به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، به پنج سال زندان محکوم شد.
اين حکم با اعتراض منصور اسانلو، خانواده، وکلا و تشکل های کارگری درايران و سازمان های کارگری جهان روبرو شد.
در اين حال، به گفته پروانه اسانلو، همزمان با فشار ناشی از جراحی های سنگين چشم، حضور ماموران ويژه در جلوی اتاق بخش سی سی يو و اصرار آنان مبنی بر اينکه دستور دارند که با حضور بر بالای سر منصور اسانلو، مراقب او باشند، باعث شد آقای اسانلو در اين شرايط، فشار عصبی زيادی را متحمل شود که اين به افزايش ضربان قلب او منجر شد.
گفتنی است که منصور اسانلو ضمن داشتن ناراحتی در ناحيه چشم، دارای سابقه بيماری قلبی نيز هست.
دراين ميان، سايت سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، خبر داد که در روزهای اخير، مسئولان بهداری و پاسياران اوين، و به دستور مقامات دادگاه انقلاب تهران، از جمله قاضی حداد، معاون امنيت، و سرهنگ حسين زماني، پليس امنيت، به بيمارستان لبافی نژاد مراجعه کردند و خواهان انتقال منصور اسانلو به بيمارستان مدرس شدند. اين موضوع با مخالفت شديد آقای اسانلو مواجه شده بود.
18- تعطیل بیش از 100 کارخانه و بیکاری هزاران کارگر در قزوین :
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” تاریخ 2 تیر 87 ؛ در طول 8 سال گذشته بیش از 100 کارخانه در شهر قزوین تعطیل شده است. شمار کارگرانی که در اثر تعطیل شدن این واحدهای صنعتی بیکار شده اند از چند هزار نفر هم بیشتر است. سرمایه داران صاحب این شرکت ها هر کدام سرمایه های خود را به حوزه های سودآورتر منتقل کرده اند. آنان در عرصه های جدید سرمایه گذاری به صورت بسیار نقشه مند و برنامه ریزی شده از استخدام کارگران قدیمی خودداری می کنند. این کار چند دلیل دارد. اولاً نیروی کار کارگران جدیدی را که مورد استثمار قرار می دهند بسیار ارزان تر می خرند، ثانیاً از بی تجربگی، کم سابقگی و اجبار رقت بار این کارگران به فروش نیروی کارشان حداکثر سوء استفاده را می کنند و خیلی راحت فریاد نارضائی آنان را خفه می کنند. ثالثاً در بسیاری موارد ماه ها دستمزد کارگران سابق را هم با توسل به صدها ترفند و بهانه پرداخت نمی کنند و مزدهای پرداخت نشده کارگران را به سرمایه های خویش اضافه می کنند. کارگران اخراجی این مؤسسات و شرکت های صنعتی در طول این 8 سال به شکل های مختلف برای بازگشت خویش به کار تلاش کرده و دست به مبارزه زده اند. آنان بارها به صورت متحد و دسته جمعی در شهر صنعتی قزوین تجمع نموده و علیه جنایات سرمایه داران و عمال دولتی آن ها اعتراض کرده اند. بر اساس گزارشات روزنامه ها شمار کارگران بیکار شده ای که تا امروز موفق به یافتن هیچ کاری نشده اند از 5000 نفر هم بالاتر است. این کارگران به رغم تحمل همه شکست ها باز هم به مبارزه خویش ادامه می دهند. آنان قرار است در جریان مسافرت احمدی نژاد به شهر قزوین در یک حرکت اعتراضی دسته جمعی و متحد شرکت کنند.
2تیر 87
19- گروهی از کارگران معدن سنگ آهن سنگان خواف پس از تجمع اعتراضی هفته گذشته هنوز در بازداشت هستند :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 2 تیر 87 ؛ معاون امور معادن و صنايع معدنى وزارت صنايع و معادن در زمينه اعتراض هفته گذشته كارگران معدنى سنگان خواف گفت: تعدادى از افراد در سنگان خواف، خارج از محدوده اقدام به برداشت سنگ مى کردند که از اين اقدام آنها جلوگيرى شد زيرا آن محدوده به نام هيچ شخصى ثبت نشده و جزو اموال دولتى است كه نبايد در آن تصرف شود.
دکتر محمد مسعود سميعى نژاد با بيان اين مطلب افزود: در راستاى ساماندهى توليد بخش خصوصى از معادن سنگ آهن سنگان خواف تصميم گيريهايى شده است كه با اجراى اين طرحها جلوى هرج و مرج گرفته مى شود.
معاون امور معادن و صنايع معدنى وزارت صنايع و معادن در مورد آزادى افراد دستگير شده در اين اعتراض اظهار كرد: در حال رسيدگى به مشکلات اين افراد هستيم و هر چه زودتر شاهد آزادى اين افراد خواهيم بود.
سميعى نژاد تصريح کرد: تمام حقوق کارگران و افرادى که در اين معادن کار مى کردند، در اسرع وقت از سوى شرکتهاى خصوصى پرداخت خواهد شد و براى اين پرداخت زمان مشخصى تعيين شده است.
همچنين روان بخش اميرى ـ مدير طرح تجهيز معادن سنگ آهن سنگان خواف ـ با بيان اين که تمام حق و حقوق مجموعه معدن سنگ آهن سنگان خواف به موقع پرداخت مى شود، اظهار كرد: اعتراض كارگران معدنى سنگان، هيچ ارتباطى به اين معدن ندارد ولى متاسفانه اين مسايل و درگيرى به اين واحد نسبت داده شده است.
مديرعامل شرکت تهيه و توليد مواد اوليه فولاد خراسان گفت: اطراف معدن سنگ آهن سنگان خواف تعدادى معدن سنگ آهن پلاسرى وجود دارد که شرکتهاى خصوصى در اين معادن فعاليت مى کنند.
اميرى ادامه داد: اکثر پيمانکاران اين شرکتها مردم هستند که در ازاى جمع کردن سنگ، مبلغى را از شرکتهاى خصوصى دريافت مى کنند.
وى افزود: شرکتهاى خصوصى در پرداخت حقوق اين افراد تاخيرى داشتهاند که اين امر باعث وقوع درگيرى و تجمع در هفته گذشته شد که خوشبختانه اتفاقى نيفتاد.
مدير طرح تجهيز معادن سنگ آهن سنگان خواف در ادامه گفت: براى آرام کردن تجمع، عدهاى دستگير شدند که دستگاه ذيربط در حال رسيدگى به موضوع است و ما نيز اميدواريم هر چه زودتر اين افراد آزاد شوند.
وى اظهار كرد: در جلسهاى که چهارشنبه هفته گذشته در سازمان صنايع و معادن استان برگزار شد، شرکتهاى خصوصى ملزم به پرداخت حقوق کارکنان خود در بازه زمانى مشخصى شدند.
20- اعتراض کارگران راننده تاکسی در شهرهای مختلف :
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” تاریخ 2 تیر 87 ؛ کارگران راننده تاکسی در شهرهای مختلف در اعتراض به کاهش چشمگیر میزان درآمد و تنزل فاحش سطح معیشتی خویش دست به اعتراض زدند. افزایش سرسام آور بهای نیازهای عمومی زندگی دامنه فقر و فلاکت تمام بخش های طبقه کارگر را بسیار بیش از پیش گسترش داده است. رانندگان تاکسی علاوه بر فشار بار سنگین گرانی ها، در مورد سوخت لازم برای ساعات کار خویش نیز با مشکلات بسیار جدی مواجه هستند. این کارگران در طول ماه های اخیر در شهرهای مختلف علیه این وضعیت اعتراض کرده اند. آنان در شوشتر، نکا، کرمان و جاهای دیگر دست به تحصن زده و خواستار یافتن راه حلی برای غلبه بر این وضعیت شده اند. رانندگان تاکسی در برخی شهرها تهدید کرده اند که در صورت عدم توجه به خواسته هایشان دست به اعتصاب خواهند زد.
2تیر 87
21- زدوخورد ميان ماموران رژيم با حاشيه نشيان محله “سرخه ليژه” کرمانشاه در جريان تخريب سرپناه آلونک نشينان منطقه :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 2 تیر 87 ؛ بين عدهاى از ساکنان محله “سرخه ليژه” کرمانشاه که به گفته مسؤولان دانشگاه علوم پزشکى و شهرداري، اقدام به ساختوساز غير مجاز کردهاند، و پرسنل اجراييات شهرداري، که براى ممانعت از ساخت و سازهاى غيرمجاز و همچنين تخريب ساخت و سازهاى غيرقانونى انجام شده، به اين منطقه رفته بودند، زد وخورد درگرفت.
تعدادى از دانشجويان دانشگاه علوم پزشکى کرمانشاه که خوابگاه آنها در مجاورت محل وقوع زد و خورد است و شاهد عينى اين ماجرا بودند، در گفتوگو با ايسنا، اظهار داشتند: حوالى ساعت 9 صبح صداى شليک چندين گلوله باعث کنجکاوى ما شد که پس از پرسوجو در خصوص علت آن، مشخص شد مسأله مربوط به ساختوسازهاى غيرقانونى در زمينهاى دانشگاه علوم پزشکى است.
حسين درواج، رييس اجرائيات شهردارى کرمانشاه نيز با بيان اينکه با مجوز کميسيون ماده 100 اجازه تخريب ساختوسازهاى غيرمجاز در منطقه سرخه ليژه را داريم، گفت: زمين اکثر ساختمانهاى اين منطقه متعلق به دانشگاه علوم پزشکى است که توسط ساکنان اين محله تصرف شده است.
وى ادامه داد: روز گذشته از چند مورد ساختوساز جلوگيرى کرديم و چند ديوارکشى غيرمجاز را نيز تخريب كرديم.
رييس اجرائيات شهردارى کرمانشاه در ادامه با بيان اينکه بيشتر خانههاى اين منطقه حکم تخريب دارند و بايد قانون اعمال شود، گفت: اگر ساخت و ساز در اين محله کنترل نشود در خيابان هم شروع به ساخت و ساز غيرمجاز ميکنند.
درواج در خصوص علت دخالت نيروى انتظامي، گفت: در موقع اجراى حکم معمولا از نيروى انتظامى کمک ميگيريم.
وى ادامه داد: در اين اقدام برخى از ساکنان محل اقدام به سنگپرانى کردند که بر اثر برخورد سنگ به پرسنل اجرائيات، چند تن از ماموران ما صدمه ديدند.
همچنين سرهنگ محمدمراد ايزدي، فرمانده انتظامى شهرستان کرمانشاه در اين خصوص به ايسنا گفت: ساخت و ساز غيرمجاز بر اساس قانون ممنوع است و نيروى انتظامى و شهردارى با اين اقدامات مقابله ميکنند.
وى ادامه داد: حکم تخريب اين ساختمانها داده شده بود و بر همين اساس تخريب شدند.
سرهنگ ايزدى گفت: روز گذشته در دو منطقه “سرخه ليژه” و “چمن”، هشت مورد تخريب ساخت و ساز غير مجاز انجام شد.
وى افزود: در ماجراى روز گذشته از سوى نيروى انتظامى به ساکنان تيراندازى صورت نگرفت.
گفتنى است، ساخت و ساز غير مجاز در اراضى متعلق به دانشگاه علوم پزشکى(واقع در سرخه ليژه) چندين سال است که موجب مناقشه بين اهالى اين منطقه و دانشگاه است.
22- تجمع گروهی از معلمان زن حق التدريسی در برابر مجلس:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 2 تیر 87؛ جمعى از بانوان معلم حقالتدريسى در مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع كردند و خواستار رفع مشكل استخدام خود شدند.
اين تجمعكنندگان كه معلمانى از استانهاى تهران و قم بودند، از نمايندگان مجلس خواستهاند تا مشكل آنان را براى استخدام در آموزش و پرورش حل كنند.
23- سهل انگاري کارفرما به قيمت جان کارگر :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ يکي از کارگران تصفيه خانه آب سقز جان خود را به دليل عدم رعايت ايمني محيط کار از دست داد.
“اقبال رضائي” فعال کارگري در کردستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين کارگر که حسن خدارحمي نام داشت، امروز جان خود را در محل کار به دليل سقوط بالابر از دست داد.
او گفت: سهل انگاري کارفرما و نبود ايمني محيط کار دليل اصلي فوت اين کارگر فصلي تصفيه خانه عنوان شده است.
24- عدم تمکين کارفرما به قانون؟!
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ یکی از فعالان کارگری گفت: این کارگران دو ماه پیش در حالی به دلیل اتمام قرارداد اخراج شدند که پس از اتمام قرارداد نیز به درخواست کارفرما مشغول به کار بودند. کارفرمای DMP اصفهان از قبول آرای هیات تشخیص حل اختلاف که رابطه با بازگشت به کار 5 کارگر اخراجی صادر شده است خودداری می کند.
وی افزود: هیات تشخیص و حل اختلاف اداره کار با این استدلال که حضور کارگر در ایام بعد از اتمام قرارداد بیانگر اشتغال دائم این کارگران است برای آنها رای بازگشت به کار صادر کرد.
وی افزود: مدیریت با بهانه جویی همچنان از قبول رای بازگشت به کار کارگران خودداری میکند.
این فعال کارگری گفت: این ۵ کارگر در ۱۷ سال گذشته بصورت قراردادی برای این کارفرما مشغول به کار بودند بدون آنکه بابت این سالها سنوات دریافت کرده باشند.
وی احتمال داد که کارفرما قصد دارد علیه این رای شکایت در دیوان عدالت اداری طرح شکایت کند.
25- نگرانی کارگران یزدی از قطع مکرر برق:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ محمد جعفری از فعالان کارگری استان یزد گفت: از حدود یک ماه پیش برق کارخانههای استان یزد هر روز برای مدت چند ساعت قطع میشود. در استان یزد به دلیل قطع برق کارگران تمامی کارخانهها روزانه از 2 تا 3 ساعت بیکار هستند.
به گفته این فعال کارگری این قطعی پیدرپی برق باعث شده کارگران و نمایندگان آنها از بابت امنیت شغلی خود احساس خطر و نگرانی کنند.
جعفری یادآور شد: صرفنظر از نوع فعالیت صنعتی با هربار قطع برق و توقف دستگاههای تولیدی به کارخانهها از نظر مواد اولیه و محصول نهایی خسارتهایی وارد میشود.
وی از قطع برق به عنوان مشکل کارخانه داران و تهدیدی برای کارگران یاد کرد و گفت: لااقل کارگران هنوز از جدول زمانبندی قطع برق کارخانهها بیخبر هستند.
26- تجمع جمعي از معلمان حقالتدريسي مقابل مجلس:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ جمعي از معلمان حقالتدريسي با تجمع مقابل مجلس خواستار رفع مشكلات خود و استخدام در وزارت آموزش و پرورش شدند.
تجمعكنندگان در مقابل مجلس كه همگي معلمان زن مناطق مختلف تهران و استان قم هستند داراي سوابق تدريس در آموزش و پرورش بوده اما تاكنون به دلايلي در اين وزارتخانه استخدام نشدهاند.
معلمان با تجمع مقابل مجلس از نمانيدگان مجلس جهت حل مشكل خود استمداد طلبيدند.
27- عشاير خراسان جنوبي در بحران مواجه به سر ميبرند:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ مراسم اختتاميه سومين سرشماري اجتماعي، اقتصادي عشاير كوچنده روز گذشته با حضور فرماندار شهرستان بيرجند و مسؤولين استان در سالن آمفي تئاتر استانداري برگزار شد.
مجيد اميني، معاون برنامهريزي استانداري خراسان جنوبي در اين جلسه با اشاره به اين كه سرشماري و داشتن آمار و اطلاعات به عنوان يكي از ابزارهاي لازم مديران است اظهار كرد: سرشماري ميتواند در امر خدمترساني و برنامهريزي در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كمك شاياني كند.
وي افزود: اگر اطلاعات حاصل از سرشماري دقيق نباشد برنامهريزيهايي كه تدوين ميشوند برنامههاي درستي نخواهند بود.
وي زندگي عشايري را مبتني بر كوچ و اتكاي معاش آنها را به دام و ساختار ايلي دانست و گفت: براي سرشماري استان خراسان جنوبي را به 32 منطقه تقسيم كرده ايم كه از نظر وسعت با هم متفاوت هستند ولي از لحاظ جمعيت متناسب دارند.
اميني عوامل اجرايي سرشماري عشاير كوچنده را 200 نفر اعلام كرد و افزود: گروه هاي آماري را متشكل از 5 نفر هستند و هر گروه يك مسئول، بازبين و 2 نفر آمارگير دارند.
افضلي، مشاور استاندار در امور دانشگاه با اشاره به اين كه براي رفع محروميت پيش از شعار به عمل نيازمنديم گفت: هر دستگاه بايد بتواند يك چشم انداز چند ساله را ترسيم كند.
وي عشاير خراسان جنوبي و شرق كشور از محرومترين ايلات كشور دانست و اظهار كرد: خشكساليهاي پياپي اين عشاير را با بحران مواجه ساخته است.
وي در پايان گفت: بايد تلاش كنيم با سرشماري دقيق و برنامهريزي منظم وضع عشاير را از حالت كنوني تغيير دهيم.
رحمان عباسي مقدم، نماينده معتمدين عشاير استان در جمع مسؤولين و عوامل اجرايي سرشماري نيز گفت: با توجه به كاهش بارندگي در سطح استان نسبت به سال گذشته و خشكسالي متوالي به ويژه مراتعي كه رو به نابودي است اولين قشري كه بيشترين خسارت را از بلاياي طبيعي مي برند عشاير هستند.
وي تخريب و از بين رفتن پوشش گياهي مراتع، خسارات ناشي از گراني، فروش اجباري دام به علت كمبود و علوفه، افزايش بيكاري و مهاجرت عشاير به حاشيه شهرها، گرايش جوانان عشاير به مشاغل كاذب، بر هم خوردن بافت عشايري و از بين رفتن نظم حاكم بر كوچ عشاير و … را از جمله عواملي دانست كه اثرات منفي براي عشاير داشته است
28- بدون شرح : هاشمي رفسنجاني:رسوخ خاموشيها به صنعت خطرناك است :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اجراي سياستهاي كلي اصل 44 را جراحي بزرگي در سيستم اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور خواند و گفت: اهميت نظارت در اين حوزه بسيار بالاست؛ زيرا اگر دقت نظر نداشته باشيم و در عمل كوتاهي صورت گيرد، نه تنها از منافع سياستها محروم ميشويم، بلكه خسارتهاي زيادي گريبانگيرمان ميشود.
هاشمي رفسنجاني كه در همايش « نظارت بر اجراي سياستهاي كلي اصل 44 » سخن ميگفت با تشكر از برگزاري اين همايش براي تحرك جديتر در اين حوزه اظهار كرد: من اين كار را بسيار مهم ميدانم؛ زيرا حركت عظيمي با زيربناي سند چشمانداز و موتور حركت اصل 44 آغاز شده، اما به نظر ميرسد بسيار كند و نامنظم پيش ميرود؛ از اين رو ضرورت دارد نهادهاي نظارتي و دلسوزان ديگر كمر همت ببندند و وارد ميدان شوند تا بيشتر روي اين موضوع كار كنيم.
رييس مجلس خبرگان رهبري با بيان اين كه نگراني مقام معظم رهبري درباره اجراي اصل 44 هنوز به قوت خود باقيست، گفت: پس از اخطار تلخ رهبري در اين باره چه اتفاقي افتاده؟ حقيقت اين است كه اتفاق خاصي نيفتاده، من نميخواهم كسي را مسوول كنم، خود ما به عنوان مجمع بايد پاسخگو باشيم ؛ اما ما چه ميخواستيم و چه پيش آمد. اگر اين سياستها اجرا نشده وظيفه سازمان بازرسي است كه كيفيت عدم اجراي آن را بررسي كند.
وي ادامه داد: اصل 44 و تفسير مجمع تشخيص مصلحت نظام از آن به دستور رهبري چند پيام مهم دارد؛ يكي از مسائلي كه در اين سياستها لحاظ شده بود، اين بود كه دولت حق فعاليت اقتصادي جديد خارج از موارد صدر اصل 44 را ندارد كه اين اتفاق نيفتاده؛ البته ما هم پيشبيني ميكرديم كه اين آمادگي هنوز وجود نداشته باشد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه كرد: يكي ديگر از مهمترين بخشهاي اين سياستها تعاوني است كه بايد به يك نهاد سودآور، فعال و با انگيزه تبديل شود، حالا بررسي كنيد، ببينيد تعاونيها وضعشان چه تفاوتي كرده است. گاهي اين تصور پيش ميآيد كه اگر اصل 44 اجرا شود بخش خصوصي متمركز تقويت ميشود و نيروهاي ديگر وضع خوبي پيدا نميكنند، موضوع تعاوني هم براي اين بود كه افراد فاقد سرمايه يا واجد انرژي و كار از طريق تعاوني سهمشان را در نظام اقتصادي داشته باشند.
هاشمي رفسنجاني مصرف درآمدها را از ديگر موضوعات سياستهاي كلي اصل 44 خواند و افزود: اين مصرف درآمدها دو بخش است كه هر دو هم لنگ هستند كه يكي واگذاريهاست كه درست انجام نشده و نميشود، علاوه بر آن جاهايي كه بخش خصوصي بايد وارد شود و ميتوان كار بزرگي با آن انجام داد، بخش خصوصي بسيار كم وارد شده، مثل پالايشگاهها ، كشتيراني ،هواپيمايي و راه، ما اين بخش را مهمتر از واگذاري ميدانيم؛ زيرا سرمايهگذاري در كارهايي كه دولت به عهده گرفته بود، مثل ساخت پالايشگاه و بندر كه پيش از اين ممنوع بود، در برنامه چهارم پيشرفتي نكرده است.
وي خاطرنشان كرد: موضوع سياستهاي كلي اصل 44 كاري بيش از برگزاري همايش را ميطلبد، اگر از همايش خارج شديم نهادها حتي به سهم خود بررسي كنند عامل و دليل چيست، آن را پيدا و رفعش كنيم. كار سختي نيست، به شرطي كه افراد دانا، دلسوز و پيگير اين موضوع را بررسي كنند.
هاشمي افزود: نميخواهيم بگوييم مقصر دولت است. ما بيشتر از واگذاريها حرف ميزنيم تا سرمايهگذاري، اين همه سرمايه داريم كه هر روز گوشهاي را ملتهب ميكند، پولهاي هنگفتي است كه مثل بهمن راه ميافتد و همه چيز را خراب ميكند؛ چنان كه روزي مسكن به آن شكل درميآيد و روزي كالاها و وضعيت بدي اتفاق ميافتد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگر سخنانش با اشاره به خاموشيها، و بيان اين كه اگر خاموشيها به صنعت هم رسوخ كند، «واويلا» خواهد بود، گفت: پس از سالها ذخيره، روزي چهار ساعت خاموشي به تهران ميدهيم، هر سال ده درصد به مصرف ما در گاز و برق اضافه ميشود، اگر سرمايهگذاري در اين زمينه نشود، اين كار خطرناكي است.
وي افزود: بخشي از اين اتفاق به خاطر كمبود آب است و بخشي هم براي اين كه ذخيرهسازي بيشتر نشده، هميشه بايد خشكسالي را در نظر بگيريم و ذخيره برق داشته باشيم ، شوخي نيست مردمي كه همه زندگيشان به برق مربوط است، ناگهان بدون برق شوند. ما ميتوانيم پولهاي فراواني را در اين حوزه سرمايهگذاري كنيم.
آيتالله هاشمي رفسنجاني در ادامه با اشاره به بخشهاي ديگري از سياستهاي كلي اصل 44 ادامه داد: اگر تامين اجتماعي درست باشد، بسياري از مشكلات نخواهد بود، ما از اين مسير خواستيم معضل اساسي مردم را حل كنيم؛ زيرا اگر مشكل مسكن ، تحصيل و شغل مردم در جامعه نباشد و حتي مقرراتي براي بيكاري وجود داشته باشد، در جامعه انسان مستاصل نداريم، مردم با هم رقابت ميكنند و به زندگي رونق ميبخشند، آن وقت ديگر كسي نيست بگويد نان نداريم يا مسكن نداريم. علاوه بر اين موضوع خوداتكايي خانوادههاي نيازمند نيز در اين سياستها لحاظ شده، اين موضوع، همه برنامه جامعي ميخواهد و بايد كساني را كه استعداد كار دارند، اما سرمايهاي ندارند، با تشكيل تعاوني به شغل برسانيم و آنها را به نيروهاي مولد بدل كنيم.
وي با بيان اين كه ايجاد زيربناهاي اقتصادي با محوريت مناطق كمتر توسعهيافته نيز از مسائل مطرح در سياستهاي اصل 44 است گفت: زيربناهايي در كشور باقي مانده، ما هنوز آنها را نساختهايم مثل اتوبانها و مخابرات، اولويت را هم به مناطق توسعه يافته داديم، مناطقي كه بهرهگيري كم است، اما در آنجا نياز وجود دارد، اين را بايد در برنامه بگذاريم و دنبال كنيم سازمان بازرسي هم در اين زمينه دستش باز است.
هاشمي رفسنجاني گفت: اعطاي تسهيلات ، مشاركت شركتهاي دولتي با بخش غيردولتي تا 40 درصد و تكميل طرحهاي دولتي هم از ديگر مسائل هستند، بايد ديد چقدر به آنها عمل شده، هدف ما فعال شدن بخش خصوصي است تا بتوانيم از اقيانوسي از استعدادها استفاده كنيم. در مورد طرحهاي دولتي هم يكي از مسائلي است كه احتمالا بيشترين كار بر روي آن صورت گرفته است.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار كرد: اگر بناست واقعا پس از همايش كار مهمي انجام دهيم بايد اينها را مد نظر داشته باشيم، مهمترين كار ما اين است كه ببينيم چرا مردم وارد نشدهاند. هواپيمايي در زمان دولت من تا حدي فعال شد و شركتهاي خصوصي وارد اين بخش شدند، اما در نيروگاهها و كشتيسازي هنوز فعاليتي صورت نگرفته؛ مثلا اتوبان تهران – شمال كه 20 سال گرفتار اين وضع است، اگر دست بخش خصوصي بود به اتمام رسيده بود؛ زيرا بهره زيادي دارد و از اتوبانهاي پردرآمد كشور است، البته نميدانم كه چقدر پيشرفت كرده است.
وي با تاكيد بر لزوم جذب سرمايههاي ايرانيان خارج از كشور تاكيد كرد: بايد بررسي شود چرا دروازهها باز شده، اما به كمك دولت و نظام نيامدهاند؟ در حالي كه ظاهرا علاقهمندي به سرمايهگذاري وجود دارد، ما بايد راهي را براي آن پيدا كنيم. بايد ببينيم چقدر تحرك در تعاونيها پيش آمده و اهداف ما چقدر تامين شده است. اين ها جزء كارهايي است كه همكاري مجمع تشخيص مصلحت نظام ، سازمان بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات و ساير بخشهاي نظارتي و به ويژه نيروهاي فكري را ميطلبد تا جمعبندي درستي از آن داشته باشيم.
هاشمي رفسنجاني خاطرنشان كرد: اين مسائل در برنامه پنجم جديتر ميشود، ما به زودي سياستهاي آن را كه از رهبري به ما اعاده شده تكميل ميكنيم و در كميسيون ذيربط كارش را انجام دادهايم، هفته آينده هم وارد صحن مجلس ميشود، نظرات را به ما برسانيد، ما هم پيگير هستيم . همه اين تجربهها در برنامه چهارم بايد در برنامه پنجم شكل درستي بگيرد، ارزيابي شما هم ما را آگاه ميكند تا در برنامه پنجم وضع بهتري پيدا كنيم و اشكالات قبلي تكرار نشود تا كمبودها با مقررات جديد تقويت شود.
رييس مجلس خبرگان رهبري تاكيد كرد: بيش از آن كه برگرديم و از گذشته انتقاد كنيم كه ديگر ثمري ندارد –البته انتقاد نردبان رسيدن به وضع بهتر است- مهم است كه اگر اشكالي كشف و راهكاري پيدا شد، در برنامه پنجم آن را رفع كنيم، به جاي نگاه به عقب به جلو نگاه كنيم و نگاه به عقب براي استفاده در آينده باشد. به جا نيست كسي را مقصر كنيم، بايد ببينيم چرا اين كار انجام نشده، گاهي مجمع بوده، گاهي هم نبود تجربه علت اصلي بوده است، بايد جمعبندي كنيم تا انشاءالله در برنامه پنجم آرزوي رهبري براي انقلاب اقتصادي از طريق سياستهاي اصل 44 تحقق پيدا كند.
هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: از نظر ما به عنوان كاتبان سياستهاي كلي اجراي سياستهاي اصل 44 تنها اقتصادي نيست، واقعا اگر اصل 44 با همه مضامين اجرا شود، همه مشكلات اقتصادي و هم اجتماعي حل ميشود ، فقرزدايي ميكنيم، خود اتكايي براي خانوادهها و عدالت واقعي به صورت مطمئن و پايدار ايجاد ميشود، همچنين رقابت واقعي اتفاق ميافتد و نهايتا رونق لازمه اقتصاد كشور داده ميشود.
هاشمي در پايان گفت: انشاءالله كه با همت همه اين حركت را در دورهي برنامه پنجم شاهد باشيم و خدا را شاكريم كه مقدمه آن انجام شده است و انشاءالله اين اجلاس با پيگيري مصوبات پربارتر شود.
29- بازداشت متهمان اختلاس 16 ميلياردي :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ دادستان تبريز از بازداشت متهمان اختلاس 16 ميليارد ريالي در اين شهر خبر داد.
يحيي ميرزامحمدي در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: اين پرونده چهار متهم دارد که دو نفر از آنان کارمندان شعبه يکي از بانکها بودند و دو نفر نيز خارج از بانک با اين دو نفر همکاري ميکردند.
وي افزود:يکي از متهمان که مبالغ اختلاس شده به حساب شخصي وي در شعبه مزبور واريز ميشد، با قرار وثيقه 150 ميليون توماني در زندان به سر ميبرد.
ميرزا محمدي اظهار داشت:مسوولان بانک مذکور اعلام کرده بودند که حدود 650 ميليون تومان از بانک اختلاس شده که متهمان پس از دستگيري به اختلاس يک ميليارد و 650 ميليون توماني اعتراف کردند.
170 تع – 30واحد توليد گل و گياه تعطيل شدند :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ رييس اتحاديه توليدكنندگان گل و گياه استان مازندران با اشاره به اينكه بر اثر بارش سنگين برف، سرمازدگي و قطعي گاز در زمستان سال گذشته خسارت سنگيني به توليدكنندگان گل و گياه وارد شده و بسياري از گياهان مادري و گلخانهها از بين رفتهاند، اظهار كرد: 60 ميليارد تومان خسارت به اين بخش وارد شده كه پنج ميليارد تومان از آن به دليل قطع گاز بوده است كه وزارت نفت بايد متقبل شود اما تاكنون هيچ خسارتي پرداخت نشده است. مبلغ 60 ميليارد تومان خسارت به اين بخش وارد شده كه پنج ميليارد تومان از آن به دليل قطع گاز بوده است كه وزارت نفت بايد متقبل شود اما تاكنون هيچ خسارتي پرداخت نشده است.
لطفالله غضنفري سوادكوهي در گفتوگو با ايسنا گفت: عليرغم پيگيريهاي فراوان، هنوز هيچ خسارتي براي حوادث مترقبه و غير مترقبه وارد شده سال گذشته بر اثر سرمازدگي، بارش برق و قطع گاز به توليدكنندگان پرداخت نشده است.
وي با انتقاد از عدم حمايت دولت و دولتمردان از توليد و توليدكننده تصريح كرد: بخش توليد گل و گياه در استان مازندران 90 هزار اشتغال دارد كه با توجه به خسارت سنگين وارد شده توليدكنندگان قدرت مالي براي ادامه توليد را ندارند.
غضنفري سوادكوهي خاطرنشان كرد: حدود 500 هكتار فضاي باز و فضاي گلخانهاي سطح زيركشت گل و گياه در استان مازندران است كه در حال حاضر 170 واحد توليدي به دليل نداشتن توانايي مالي براي توليد، تامين نهادهها، بازسازي و احداث مجدد گلخانهها تعطيل شدهاند.
31- تجمع جمعي از اهالي ملكان براي رد اعتبار نماينده:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ اين در حاليست كه پيشتر نيز جمعي ديگر از اهالي اين شهرستان با تجمع در مقابل خانه ملت به رد اعتبارنامه منتخب ملكان اعتراض كرده بودند. صبح امروز حدود 50 نفر از اهالي شهرستان ملكان، با تجمع در برابر مجلس شوراي اسلامي، ار تصويبنشدن اعتبارنامه منتخب اين شهرستان در مجلس حمايت كردند.
به گزارش ايسنا، تجمعكنندگان روز يكشنبه در مقابل مجلس در پارچهنوشتههايي كه در درست داشتند از آنچه آن را اقدام شايسته و شجاعانه اعضاي شعبه 13 مجلس هشتم به لحاظ رد اعتبارنامه اين منتخب خواندهاند، قدرداني كردهاند.
همچنين تجمعكنندگان در نامهاي كه خطاب به نمايندگان مجلس و رييس آن نوشته شده با طرح اتهاماتي عليه اين منتخب مجلس رد نهايي اعتبارنامه وي را خواستار شدهاند.
32- سهل انگاري کارفرما به قيمت جان کارگر:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 2 تیر 87 ؛ يکي از کارگران تصفيه خانه آب سقز جان خود را به دليل عدم رعايت ايمني محيط کار از دست داد.
“اقبال رضائي” فعال کارگري در کردستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين کارگر که حسن خدارحمي نام داشت، امروز جان خود را در محل کار به دليل سقوط بالابر از دست داد.
او گفت: سهل انگاري کارفرما و نبود ايمني محيط کار دليل اصلي فوت اين کارگر فصلي تصفيه خانه عنوان شده است.
33 – چشم انداز جنبش کارگری در بوشهر و وظیفه سوسیالیستها
بیانیه دانشجویان سوسیالیست بوشهر
به دنبال روند گسترده خصوصی سازی ها در سراسر کشور که از سوی مقامات دولتی بزرگترین روند خصوصی سازی خاورمیانه نام گرفته است، بسیاری از کارگران شغل خود را از دست داده و بسیاری دیگر نیز از دست خواهد داد. حتی خصوصی سازی در کشوری با سرمایه داری این چنینی – آن چه که در ایران می بینیم- نیز از جنبه های واقعی و حقیقی به دور است و بیش از هر چیز شباهت زیادی به “از این جیب به آن جیب کردن” دارد. در آغاز این پروسه، بخشی از سهام کارخانه صدرا (۴۹ درصد) به بانک ملی ایران که خود بانکی دولتی است واگذار شد و این بزرگترین معامله تاریخ ایران بود؛ در ادامه نیز ۱۰۰ درصد شرکت صدرا به بخش خصوصی واگذار شد. پس از کامل شدن خصوصی سازی، یورش و تهاجمات کارفرمایان به منافع کارگران با شدتی بیشتر از سر گرفته شد: عدم پرداخت دستمزدها، اخراج گسترده کارگران قراردادی و ادامه محروم ماندن کارگران از ایجاد حتی انجمن اسلامی کار که مطابق قانون کار، در هر کارگاه و کارخانه ای کارگران مجاز به تشکیل آن هستند. همه این عوامل دست به دست هم داده تا هر از چند گاهی اعتراضات خودجوش کارگران این کارخانه بالا بگیرد: در سال گذشته کارگران شرکت صدرا – بخش کشتی سازی اعتصابات متعددی انجام دادند، در نوروز امسال کارگران صدرا- بخش سکو سازی، با تحصن در برابر ساختمان استانداری خواستار پرداخت دستمزد و بازگشت به کار شدند. اگر چه در مورد اخیر کارگران تا حدودی موفق بودند و برای مدت نه چندان زیادی موفق به بازگشت به محل کار خود شده اند اما شرایط به گونه ای پیش می رود که احتمال هجوم گسترده دیگری علیه منافع کارگران این شرکت بالقوه است. کارگران اخراجی که در اثر فشار و تأثیرگذاری اعتصاب بر افکار عمومی مردم شهر به محل کارشان برگشتند، با برخوردهای غیرمستقیم کارفرمایان خود روبرو شده اند: هیچ کاری به آنان داده نمی شود و فقط در محیط شرکت حضور دارند. اگرچه این کارگران حقوق خود را فعلاً دریافت می کنند اما موضوع واضح این است که پس از اتمام قرارداد آن ها، قرارداد کار از سوی کارفرما تمدید نخواهد شد. این مسئله تنها در مورد کارگران اخراجی مطرح نیست بلکه دامنگیر اکثریت نه تنها کارگران، بلکه تکنسین ها، مهندسان و کارگران ماهر خواهد شد. به همین دلیل احتمال وقوع اخراج های گسترده و در مقابل آن، اعتراضات و اعتصابات کارگری زیاد است. اگر نیم نگاهی به گذشته داشته باشیم دو موضوع حائز اهمیت است: اول بی توجهی نسبی نیروهای سوسیالیست و فعال به اعتصابات و اعتراضات پیشین است و دوم عدم هماهنگی و همبستگی میان کارگران استان می باشد. در رابطه با موضوع اول، همه نیروهای سوسیالیست و انقلابی باید در میان کارگران حضور داشته باشند، در جنبش های خود بخودی آنها دخالت کنند و بدینگونه راه را برای انقلاب آتی از طریق افزایش آگاهی طبقاتی و قدرت سازماندهی و سازمانیابی کارگران هموار سازند. این مهم اکثراً بنا به دلایل محیطی [سرکوب و ارعاب گسترده و غیره] تاکنون تحقق نیافته است اما دیگر زمان آن رسیده تا بر تعرضات دولت کارفرمایان نقطه پایانی نهاده شود. به اعتقاد ما در مناطق جنوبی و به ویژه استان بوشهر چند عامل بر روی این دخالتگریها می توانند تأثیرگذار باشند:
۱. عدم آمادگی کافی نیروهای انتظامی و حتی نیروهای امنیتی در قیاس با سایر مناطق مهم کشور مانند تهران، آذربایجان و کردستان
۲. وجود منابع مهم اقتصاد در این منطقه.
۱.در استانی مانند بوشهر، از آنجا که تاکنون به ندرت صحنه مبارزه نیروهای سیاسی قرار گرفته احتمال پدید آمدن مشکل بسیار کمتر از مناطقی مانند تهران، کردستان، آذربایجان، خوزستان و حتی سیستان و بلوچستان است (به دلیل وجود مسئله اقلیت قومی در خوزستان، در این مورد خاص دارای شرایطی متفاوت با سایر مناطق جنوبی است). به همین دلیل معمولاً نیروهای امنیتی و انتظامی حاضر در مقایسه با مناطقی که ذکر شد از تواندمندی کمتری برخوردارند. این موضوع را میتوان به خوبی در اغتشاشهای مراسم چهارشنبه سوری اواخر سال ۱٣٨۴ دید که در آن مراسم جوانان با حمله به پایگاه ششم شکاری (نیروی هوایی) وحشتی گسترده بین نیروهای امنیتی ایجاد کردند.
۲. مهم ترین منبع اقتصادی کشور، یعنی پارس جنوبی در این منطقه قرار دارد و در نتیجه تعداد زیادی کارگر در استان وجود دارند. اکثریت این کارگران چه در کارخانه های مانند صدرا و صدف و چه در فازهای گونانگون مجتمع پارس جنوبی دارای بدترین شرایط کار و زندگی می باشند و این خود عامل عینی بسیار مهمی برای پدید آمدن اعتراضات خود به خودی است. در این میان اگر عامل ذهنی، یعنی آگاهی طبقاتی به وسیله فعالین سوسیالیست در میان این کارگران برده شود، زمینه برای احقاق حقوق اولیه و تأمین منافع طبقه کارگر به وجود می آید.
اما مسئله دیگر عدم هماهنگی و همبستگی میان کارگران استان است که به دلیل نبود ابتدایی ترین تشکلها مانند انجمن اسلامی کار و در نتیجه عدم آگاهی گسترده و ناتوانی از ایجاد همبستگی پدید آمده است. نیروهای سوسیالیست باید با اتکا به هر وسیله ای که میتوانند خود را در میان این کارگران قرار دهند، تشکلهای صنفی آنان را شکل دهند و آگاهی تودههای کارگر را نسبت به حقوق ابتداییشان افزایش دهند. تنها از این راه میتوان به ایجاد همبستگی میان کارگران استان کمک کرد و در حقیقت آنرا شکل داد. واضح است که در صورت موفقیت در چنین امری، کارفرمایان از انجام کوچکترین تعرضی ناتوان خواهند بود و زمان تعرضات کارگران فرا خواهد رسید.
ما به سهم و به میزان توان خود – همانگونه دربیانیه اعلام موجودیتمان نیز بیان داشتیم- همه توان خود را برای این دخالتگری بکار خواهیم بست اما روشن است که بدون یاری همه فعالین سوسیالیست و انقلابی قادر به موفقیت نخواهیم بود. ما از تمامی انقلابیون و سوسیالیست هایی که منافعی جز منافع طبقه کارگر ندارند میخواهیم که با ما در این راه همراه شوند تا بتوانیم در عمل، به سازماندهی تودههای کارگر بپردازیم.
زنده باد اتحاد نیروهای سوسیالیست و انقلابی
http://www.dfsbushehr.blogfa.com/
34- گروهی از کارگران معدن سنگ آهن سنگان خواف پس از تجمع اعتراضی هفته گذشته هنوز در بازداشت هستند:
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 2 تیر 87: معاون امور معادن و صنايع معدنى وزارت صنايع و معادن در زمينه اعتراض هفته گذشته كارگران معدنى سنگان خواف گفت: تعدادى از افراد در سنگان خواف، خارج از محدوده اقدام به برداشت سنگ مى کردند که از اين اقدام آنها جلوگيرى شد زيرا آن محدوده به نام هيچ شخصى ثبت نشده و جزو اموال دولتى است كه نبايد در آن تصرف شود.
دکتر محمد مسعود سميعى نژاد با بيان اين مطلب افزود: در راستاى ساماندهى توليد بخش خصوصى از معادن سنگ آهن سنگان خواف تصميم گيريهايى شده است كه با اجراى اين طرحها جلوى هرج و مرج گرفته مى شود.
معاون امور معادن و صنايع معدنى وزارت صنايع و معادن در مورد آزادى افراد دستگير شده در اين اعتراض اظهار كرد: در حال رسيدگى به مشکلات اين افراد هستيم و هر چه زودتر شاهد آزادى اين افراد خواهيم بود.
سميعى نژاد تصريح کرد: تمام حقوق کارگران و افرادى که در اين معادن کار مى کردند، در اسرع وقت از سوى شرکتهاى خصوصى پرداخت خواهد شد و براى اين پرداخت زمان مشخصى تعيين شده است.
همچنين روان بخش اميرى ـ مدير طرح تجهيز معادن سنگ آهن سنگان خواف ـ با بيان اين که تمام حق و حقوق مجموعه معدن سنگ آهن سنگان خواف به موقع پرداخت مى شود، اظهار كرد: اعتراض كارگران معدنى سنگان، هيچ ارتباطى به اين معدن ندارد ولى متاسفانه اين مسايل و درگيرى به اين واحد نسبت داده شده است.
مديرعامل شرکت تهيه و توليد مواد اوليه فولاد خراسان گفت: اطراف معدن سنگ آهن سنگان خواف تعدادى معدن سنگ آهن پلاسرى وجود دارد که شرکتهاى خصوصى در اين معادن فعاليت مى کنند.
اميرى ادامه داد: اکثر پيمانکاران اين شرکتها مردم هستند که در ازاى جمع کردن سنگ، مبلغى را از شرکتهاى خصوصى دريافت مى کنند.
وى افزود: شرکتهاى خصوصى در پرداخت حقوق اين افراد تاخيرى داشتهاند که اين امر باعث وقوع درگيرى و تجمع در هفته گذشته شد که خوشبختانه اتفاقى نيفتاد.
مدير طرح تجهيز معادن سنگ آهن سنگان خواف در ادامه گفت: براى آرام کردن تجمع، عدهاى دستگير شدند که دستگاه ذيربط در حال رسيدگى به موضوع است و ما نيز اميدواريم هر چه زودتر اين افراد آزاد شوند.
وى اظهار كرد: در جلسهاى که چهارشنبه هفته گذشته در سازمان صنايع و معادن استان برگزار شد، شرکتهاى خصوصى ملزم به پرداخت حقوق کارکنان خود در بازه زمانى مشخصى شدند.
35- زدوخورد ميان ماموران رژيم با حاشيه نشيان محله “سرخه ليژه” کرمانشاه در جريان تخريب سرپناه آلونک نشينان منطقه :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 2 تیر 87: بين عدهاى از ساکنان محله “سرخه ليژه” کرمانشاه که به گفته مسؤولان دانشگاه علوم پزشکى و شهرداري، اقدام به ساختوساز غير مجاز کردهاند، و پرسنل اجراييات شهرداري، که براى ممانعت از ساخت و سازهاى غيرمجاز و همچنين تخريب ساخت و سازهاى غيرقانونى انجام شده، به اين منطقه رفته بودند، زد وخورد درگرفت.
تعدادى از دانشجويان دانشگاه علوم پزشکى کرمانشاه که خوابگاه آنها در مجاورت محل وقوع زد و خورد است و شاهد عينى اين ماجرا بودند، در گفتوگو با ايسنا، اظهار داشتند: حوالى ساعت 9 صبح صداى شليک چندين گلوله باعث کنجکاوى ما شد که پس از پرسوجو در خصوص علت آن، مشخص شد مسأله مربوط به ساختوسازهاى غيرقانونى در زمينهاى دانشگاه علوم پزشکى است.
حسين درواج، رييس اجرائيات شهردارى کرمانشاه نيز با بيان اينکه با مجوز کميسيون ماده 100 اجازه تخريب ساختوسازهاى غيرمجاز در منطقه سرخه ليژه را داريم، گفت: زمين اکثر ساختمانهاى اين منطقه متعلق به دانشگاه علوم پزشکى است که توسط ساکنان اين محله تصرف شده است.
وى ادامه داد: روز گذشته از چند مورد ساختوساز جلوگيرى کرديم و چند ديوارکشى غيرمجاز را نيز تخريب كرديم.
رييس اجرائيات شهردارى کرمانشاه در ادامه با بيان اينکه بيشتر خانههاى اين منطقه حکم تخريب دارند و بايد قانون اعمال شود، گفت: اگر ساخت و ساز در اين محله کنترل نشود در خيابان هم شروع به ساخت و ساز غيرمجاز ميکنند.
درواج در خصوص علت دخالت نيروى انتظامي، گفت: در موقع اجراى حکم معمولا از نيروى انتظامى کمک ميگيريم.
وى ادامه داد: در اين اقدام برخى از ساکنان محل اقدام به سنگپرانى کردند که بر اثر برخورد سنگ به پرسنل اجرائيات، چند تن از ماموران ما صدمه ديدند.
همچنين سرهنگ محمدمراد ايزدي، فرمانده انتظامى شهرستان کرمانشاه در اين خصوص به ايسنا گفت: ساخت و ساز غيرمجاز بر اساس قانون ممنوع است و نيروى انتظامى و شهردارى با اين اقدامات مقابله ميکنند.
وى ادامه داد: حکم تخريب اين ساختمانها داده شده بود و بر همين اساس تخريب شدند.
سرهنگ ايزدى گفت: روز گذشته در دو منطقه “سرخه ليژه” و “چمن”، هشت مورد تخريب ساخت و ساز غير مجاز انجام شد.
وى افزود: در ماجراى روز گذشته از سوى نيروى انتظامى به ساکنان تيراندازى صورت نگرفت.
گفتنى است، ساخت و ساز غير مجاز در اراضى متعلق به دانشگاه علوم پزشکى(واقع در سرخه ليژه) چندين سال است که موجب مناقشه بين اهالى اين منطقه و دانشگاه است.
36- سه کارگر از زير آوار نجات پيدا کردند:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 3 تیر 87 ؛ سه كارگر ظهر ديروز از حادثه آوار يك ساختمان در حال ساخت واقع در خيابان كاشانك نجات يافتند.
روابط عمومي آتش نشاني تهران اعلام کرد: ظهر ديروز پس از دريافت خبر حادثه آوار، نيروهاي ايستگاه 313 آتش نشاني به محل حادثه واقع در کاشانک خيابان خداوردي اعزام شدند.
مرتضي شكروي، فرمانده نيروهاي اعزامي درباره اين حادثه گفت: ريزش آوار در قسمت شمال غربي يك زمين گودبرداري شده به مساحت 750 متر مربع در حالي اتفاق افتاد که كارگران در زير ديوار محل گودبرداري در حال حفاري بودند که اين حادثه باعث مدفون شدن سه كارگر اين ساختمان در زير خاك شد.
وي گفت: با تلاش ماموران و کارگران ديگر سه كارگر به نامهاي محمد حسين- الف45 ساله، تقي- ي 25 ساله و محمد-ج 35 ساله از زير آوار بيرون کشيده شدند.
کارگران که از ناحيه كمر وگردن، سر و بازو ، دست چپ دچار مصدوميت شده بودند براي درمان تحويل اورژانس شدند.
37 – انقلاب خصوصی سازی :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 3 تیر 87 ؛ حسین ملک محمد*:اقتصاد ایران که در سه دهه اخیر با رشد غیرقابل انکاری به سوی گسترش سهم دولت و میزان مداخلات مشهود و غیرمشهود در فعالیت های بخش خصوصی پیش رفته است، اکنون قرار است در یک برنامه انقلابی تا یک سال دیگر پرونده واگذاری شرکت های دولتی را ببندد و مساله خصوصی سازی را تمام شده تلقی کند. این سخنان از عالی ترین مقام اقتصادی کابینه نقل شده است که اعلام کرده ارزش احتمالی این واگذاری ها تا 70 هزار میلیارد تومان بالغ خواهد شد
.خصوصی سازی در اکثر کشورهای جهان اگرچه با سرعت های متفاوت پیش می رود ولی همواره پدیده ای تدریجی و آرام بوده است که حتی در آزادترین اقتصادهای جهان هنوز پرونده خصوصی سازی بسته نشده و دولت ها در یک پروسه تدریجی به انتخاب شرکت های قابل واگذاری می پردازند.
38- خاکبرداري غيراصولي و مرگ دو كارگر کرجي:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 3 تیر 87 ؛ رئيس مركز امداد و نجات سازمان آتش نشاني كرج گفت: ساعت 11 و 45 دقيقه دو کارگر 20 و 21 ساله هنگام خاکبرداري از ساختماني زير آوار مدفون شدند که ماموران پس از 4 دقيقه در محل حاضر شدند. خاکبرداري غيراصولي و رعايت نكردن نكات ايمني هنگام ساخت و ساز در مهرشهر كرج جان دو كارگر اين ساختمان را گرفت.
علي فلاح افزود: ريزش ديواره هنگام خاکبرداري ساختمان روي داد که به علت نبود سازههاي ايمني به داخل گودال فرو ريخت.
رئيس مركز امداد و نجات سازمان آتش نشاني كرج افزود: براي گودبرداري و حفاري، احتمال نبود پايداري ديوارها و ساختمانهاي مجاور بايد از طريق نصب شمع و سپرهاي مناسب ايمني و پايداري آنها تامين شود.
39- اعتصاب قصابها در شهر بروجن:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 3 تیر 87 ؛ تعطيلي وپلمب تنها کشتارگاه دام در شهر بروجن باعث اعتصاب قصابها و کمبود گوشت قرمز در اين شهر شده است.
به گزارش البرز، معاون فرماندارشهرستان بروجن گفت: از ده روز پيش تاکنون و با حکم قضايي کشتارگاه دام در بروجن تعطيل شده است و پنجاه نفر از قصابها در اعتراض به اين حکم محل کسب خود را تعطيل کردهاند.
کرمي افزود: تنها کشتارگاه صنعتي استان با شهر بروجن 110 کيلومتر فاصله دارد و قصابهاي اين شهر از انتقال دام به کشتارگاه صنعتي جونقان سرباز ميزنند.
وي گفت: هم اکنون مردم اين شهر براي تامين گوشت قرمز مورد نياز به شهرها و روستاهاي اطراف از جمله اصفهان، شهرضا و مبارکه مراجعه ميکنند.
40- قاچاقچيان سيگار و پروندهسازي براي مديران موفق:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 3 تیر 87 ؛ انتشار متن تحقيق و تفحص مجلس هفتم از شركت دخانيات ايران -كه نتيجه آن را ميتوان رد تمامي اتهامات منتسب به مديران وقت اين شركت عنوان كرد- بار ديگر اين صنعت قديمي و پردرآمد را در مركز توجه قرار داد. انحصار محصولات توتون و تنباكو در شركت دخانيات ، اين شركت را به بنگاهي بسيار پردرآمد تبديل كرده است كه به همين نسبت اين شركت در طول سالهاي اخير ماجراهايي را پشت سر گذاشته است. موضوع مافياي سيگار از جمله مسائل غيرقابل انكار در اين صنعت است. مافيايي كه منافع آن در سيستم قاچاق سيگار نهفته است و همواره براي كساني كه خيال ساماندهي واردات سيگار را داشته باشند، خطرآفرين ميشود.
رشد فزاينده مصرف سيگار و بازار هزار و 740 ميليارد توماني اين محصول مضر اما پرطرفدار، ضمن آنكه انگيزههاي لازم را براي يك كار اقتصادي سودآور فراهم ميكند، وسوسههايي را نيز در بخش بازار سيگارهاي خارجي كه به دو طريق واردات و قاچاق وارد شبكه توزيع كشور ميشود، ايجاد ميكند.
نگاهي به آمار توليد داخلي، واردات و قاچاق سيگار از سالهاي 80 تا 84 تا حدودي نقش قدرت پنهان در پس پروندهسازيها و جنجالهاي گاه و بيگاه اين صنعت را نمايان ميسازد. برجسته كردن اين مقطع به دليل شامل شدن گزارش تحقيق و تفحص مجلس به اين دوره زماني و اجراي «برنامه سه ساله استراتژيك» در اين بازده زماني است كه در دوره مديريت عبدالحميد رحماني خليلي به تصويب مجمع عمومي شركت دخانيات رسيد. همچنين اتفاقات بعد از اين مقطع و آمارهاي موجود پس از آن گواه روشن فعاليت دستهاي پنهان قدرت در اين صنعت است.
مروري بر وضعيت دخانيات در سال 80
وضعيت شركت دخانيات تا سال 80 بهگونهاي بود كه شايد نگاهي به آثار به جاي مانده از آن، قدرت جسارت و قبول مسووليت مديريت بر آن را از هر مديري سلب ميكرد. به عنوان نمونه:
- انباشت بيش از 000/30 تن توتون نامرغوب به ارزش تقريبي 200 ميليارد ريال در انبارها
- انباشت نزديك به 6 ميليلرد نخ انواع سيگارت در انبار به ارزش تقريبي 500 ميليارد ريال
- بدهيهاي مالياتي شركت در حدود 300 ميليارد ريال
- عدم تصويب صورتهاي مالي شركت از سوي سازمان حسابرسي و مجمع عمومي شركت از بعد از انقلاب تا سال 80
- نفوذ سيگارهاي قاچاق بهميزان 75 درصد معادل 37 ميليارد نخ و به ارزش حدود 700 ميليون دلار
- عدم جذب هرگونه سرمايهگذاري خارجي تا سال 80
- واردات قانوني سيگارت در حدود 600 ميليون نخ در سال 80 در مقابل 37 ميليارد نخ قاچاق
- زيانهاي سنواتي در حدود 207 ميليارد ريال
و بسياري ديگر از معضلاتي از اين دست شركت دخانيات ايران را در آستانه بحران و فروپاشي قرار داده بود، به طوري كه فاصله چنداني با شركتهاي ورشكستهاي چون صنعت نساجي، گونيبافي و … نداشت.
مروري بر وضعيت دخانيات در سالهاي 81 تا 84
تغيير مديريت و اجراي برنامه سه ساله استراتژيك از سال 81 تا 84 تا حدود بسيار زيادي اين آمارها را بهبود بخشيد. جدول زير آمار مقايسهاي سالهاي 80 تا 83 را به طور كامل و ميزان تحقق برنامه سال 84 شركت دخانيات در سه ماهه اول را نشان ميدهد.
شرح - سال 80 81 82 83 برنامه 84 سه ماه 84 درصد تحقق
مصرف سيگار تعداد 49 50 51 52 53 13 24
واردات رسمي تعداد 575/0 12 22 3/21 20 6/4 23
برآورد قاچاق تعداد
كشفيات قاچاق تعداد 33/37
06/1 25
1 12
5/0 1/9
5/0 4
5/0 63/4
07/0 113
14
فروش داخلي تعداد 5/12 11 5/11 2/12 16 3/1 8/1
توليد سيگارهاي ايراني تعداد
توليد داخلي سيگارهاي خارجي تعداد 3/13
- 5/11
2 9
5 5/11
4/9 17
13 6/2
4/2 2/15
4/18
جمع توليد شرمت دخانيات تعداد 3/13 5/13 14 9/20 30 5 6/16
سهم مديريت دولت بر بازار تعداد
سهم مديريت دولت بر بازار درصد
درآمد دولت از محل واردات مبلغ 13
26
33 25
50
470 5/38
75
900 9/42
5/82
852 48
90
800 3/8
63
184 2/17
70
23
صادرات توتون و تنباكو تن 1977 1280 7107 8410 12000 481 4
ارقام حسب مورد: تعداد ميليارد نخ/ مبلغ ميليارد ريال
بررسي اين جدول نشان ميدهد كه درآمدهاي دولت طي سه سال 81، 82 و 83 از 35 ميليارد ريال در سال 80 به بيش از 2 هزار ميليارد ريال طي اين سه سال رسيده است يعني به طور متوسط 700 ميليارد ريال در سال. همچنين تامين سيگارهاي مورد نياز از طريق واردات يا توليد داخلي از 14 ميليارد نخ در سال 80 به 43 ميليارد نخ در سال 83 رسيده كه در نتيجه آن سهم قاچاق سيگار از 37 ميليارد نخ معادل 75 درصد بازار به حدود 8 ميليارد نخ معادل 15 درصد بازار در سال 83 رسيده است.
رفع گلوگاههاي توليد و ظرفيتسازي جديد از محل مشاركت با شركتهاي خارجي با انجام بالغ بر 70 ميليون دلار سرمايهگذاري ثابت خارجي، صادرات حدود 20 هزار تن توتون از محل موجوديهاي انباشته سنواتي و پرداخت بدهيهاي مالياتي سنواتي و جاري حدود 410 ميليارد ريال و سودآوري به ميزان 50 ميليارد ريال طي اين سه سال و در نهايت تصويب صورتهاي مالي شركت و شفافسازي تجارت دخانيات در كشور از طريق ساماندهي عاملين توزيع از جمله دستاوردهاي اين دوره سه ساله است.
برنامه سه ساله استراتژيك اين دوره داراي چهار ركن اصلي بود كه شامل «ساماندهي كشت و صنايع عملآوري»، «ساماندهي صنعت و توليد سيگارت»، «ساماندهي ساختار و اصلاح روشها» و «ساماندهي تجاري و بازرگاني» ميشد. طي اين سالها در بخش ساماندهي صنعت و توليد سيگارت، علاوه بر جذب حداقل 100 ميليون دلار سرمايهگذاري مستقيم معتبرترين توليدكنندگان خارجي (از جمله BAT و JTI)، گامي مهم و اساسي جهت تقويت توان توليد داخلي با توانايي رقابت با محصولات مشابه خارجي و ايجاد اشتغال و كارآفريني برداشته شد. در بخش ساماندهي تجارت و بازرگاني نيز تهيه شناسنامه واردكنندگان كل و عاملين جهت اخذ تعهد مبني بر عدم اقدام در زمينه قاچاق، نصب علائم هشداردهنده از جمله پيام بهداشتي و برچسب هالوگرامدار بر روي جعبههاي سيگار صورت گرفت كه نتيجه اين بخش در كاهش قاچاق نيز در جدول بالا بهخوبي نايان است.
بازداشت پاداش مديريت خوب
مجموع اقدامات انجامشده طي اجراي برنامه سه ساله استراتژيك به تحسينها و تشويقها از يك سو و تهديدات و ناملايمتيها از سوي ديگر منجر شد. به طوري كه وزير بازرگاني و صنايع و معادن دولت خاتمي در تاريخ 27/12/82 در نامهاي به رييسجمهور از مديريت وقت دخانيات تقدير كرد. همچنين مهدي كروبي، رييس مجلس ششم در تاريخ 8/2/83 و رييس كميسيون صنايع و معادن مجلس ششم در تاريخ 13/2/83 در نامههاي جداگانهاي به رييسجمهور خواستار اعطاي نشان دولتي به عبدالحميد رحماني خليلي شدند. با اين حال تهديدها در تاريخ 23 فروردين ماه 84 صورت عملي به خود گرفت و مديرعامل شركت دخانيات و معاون بازرگاني و اقتصادي وي بازداشت شدند.
در آن زمان خبرگزاري آفتاب گزارشي را با عنوان «قاچاقچيها و بازداشت مديرعامل دخانيات» منتشر كرد كه در آن آمده بود: «مديرعامل شركت دخانيات كه اواخر فروردين ماه جاري به اتهام كلاهبرداري بازداشت شده بود، پس از گذشت 10 روز و بدون سپردن وثيقه آزاد شد. اگرچه در علت بازداشت رحماني خليلي مواردي همچون تضييع 5/3 ميلياردي حقوق دولت و رشوهگيري و ارتباطات خاص سياسي به چشم ميخورد اما تحقيقات نشان ميدهد كه مافياي قاچاق سيگار در پروندهسازي براي مديرعامل شركت دخانيات ايران نقش اصلي را ايفا كرده است. چراكه پيگيريهاي آفتاب نشان ميدهد در مدت 10 روز بازداشت رحماني خليلي، 75 ميليون دلار سيگار قاچاق وارد كشور شده است. اين در حالي است كه رحماني خليلي در دوران مديريت خود باني اصلاحات ساختاري در شركت دخانيات ايران بوده و قاچاق سيگار در كشور را از 75 درصد به پنج درصد رسانده است.»
در ادامه اين گزارش آمده بود: «ورود 75 ميليون دلار سيگار قاچاق غيراستاندارد در مدت بازداشت مديرعامل دخانيات پرسشهاي زيادي را در اذهان عمومي ايجاد كرده است. براساس دستور رحماني خليلي تمام سيگارهاي وارداتي پس از تست شدن نشانهگذاري ميشدند تا به اين وسيله از قاچاق سيگار به كشور جلوگيري شود. به اين ترتيب اكنون اين سوال پيش ميآيد كه چرا در جريان بازداشت مديرعامل شركت دخانيات ايران اتهامهاي وي كلاهبرداري و تضييع اموال دولتي اعلام شد اما رحماني خليلي پس از 10 روز و بدون وثيقه آزاد ميشود؟»
همچنين در اين زمان حجتالاسلام علیاصغر رحمانی خلیلی، نماينده مردم بهشهر در مجلس و برادر عبدالحمید رحمانی خلیلی با تکذیب گزارش منتشرشده درباره فساد اقتصادی مدیر عامل شرکت دخانیات، علت دستگیری برادر خود را «مبارزه قاطعانه با مافیای سیگار در کشور» دانست و عنوان کرد که روند حذف برادرش از صحنه مدیریت کشور زمانی آغاز شد که او به توصیه برخی افراد صاحب نفوذ مبنی بر اجازه فعالیت اشخاص سفارششده در زمینه ورود و توزیع سیگار قاچاق توجه نکرد. به گفته وی قاچاقچیان دخانیات سالیانه 700 میلیون دلار درآمد دولت را به حسابهای خود واریز میکردند و برادر او در طول سه سال مدیریت در شرکت دخانیات، این رقم را از دست آنها درآورده و روانه خزانه دولت کرده بود.
بدون در نظر گرفتن روند برخوردها و رفتارهاي صورتگرفته در بازرسيهاي بلندمدت و دامنهدار انواع نهادهاي نظارتي همچون وزارت اطلاعات، ديوان محاسبات اداري، بازرسي ويژه سازمان بازرسي، حفاظت اطلاعات قوه قضاييه و تحقيق و تفحص مجلس هفتم و تنها با بررسي آماري معلوم ميشود كه چگونه و چه ميزان دستاوردها و برنامههاي گذشته و آينده شركت با اين برخوردها دچار ركود و ابهام شد كه نتيجه آن كاهش درآمدهاي دولت، متضرر شدن كارگران شركت و البته سود بردن قاچاقچيان سيگار شد. از اين جمله ميتوان به كاهش واردات رسمي شركت دخانيات در سه ماهه اول سال 84 به ميزان 38 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل، كاهش بيش از 200 ميليارد ريال درآمد دولت در سه ماهه اول سال 84 و افزايش قاچاق سيگارت در همين مدت بنا براعلان ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و توقف يا تعليق طرحها و قراردادهايي كه با مشاركت شركتهاي خارجي در حال انجام بود، اشاره كرد.
اكنون با توجه به اينكه:
- گزارش تحقيق و تفحص حاكي از عدم تخلف مديران وقت دخانيات است،
- قراردادها با شركتهاي خارجي براي توليد و واردات با همان شركتها همچنان ادامه دارد و تغييري در شركتها و نوع قراردادها ايجاد نشده است،
- شركت توليدكننده هالوگرام كه مسالهدار خوانده ميشد همچنان به همكاري خود با شركت دخانيات ادامه ميدهد
- و همه كارهاي ابتكاري آن دوره اعم از تسهيل واردات، مشاركت در توليد و بهينهسازي عملآوري توتون همچنان پايه سودآوري شركت است و هيچ كار جديدي در سه سال اخير انجام نشده است،
ميتوان اين سوال را طرح كرد كه هدف از اين رفتارها چه بود؟ آيا تغيير نمايندگي شركت BAT و واگذاري آن به يك گروه و دسته خاص كه مورد حمايت برخي نمايندگان مجلس هفتم بودند و در جريان قرائت تحقيق و تفحص نيز كارشكني ميكردند، از سياسي بودن و رانتجويي عوامل پشت پرده اين پرونده حكايت نميكند؟ پاسخ به اين سوالها مشخص ميكند كه منافع چه كساني با قاچاق سيگار تامين ميشود و نقش آنها در پروندهسازيها چيست.
41- وضعیت معلمان کشور:
هشتمین تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته نسبت به عدم پرداخت پاداش پایان خدمت در محل سازمان آموزش وپرورش مشهد در ساعت 9 صبح شنبه دوم تیر ماه به مدت دوساعت برگزار شد. تجمع کنندگان ضمن اعتراض به عدم اجرای تعهدات مدیر سازمان ، نماینده مجلس آ قای آریان منش باشعار وزیر بی لیاقت استعفا استعفا ، مدیر بی لیاقت استعفا، در راهروی ساختمان های یک ودو وسه وحیاط اداره از مسئولین خواستند تا تاریخ 3 تیرماه به تعهد خود عمل کنند. در غیر این صورت راه پیمائی اعتراضی از مقابل سازمان تا استانداری صورت خواهد گرفت معلمان مجددا امروز سوم تیر ماه به تجمع خود ادامه دادند.
کانون مدافعان خقوق کارگر
42- تاکيد وزير کار بر حذف يارانه ها و گسترش خصوصی سازی:
به گزارش مطبوعات کشور در تاریخ 3 تیر 87 ؛ محمد جهرمی وزير کار دولت احمدی نژاد در چهارمين كنفرانس توسعه منابع انسانى در سخنانی به حمايت از حذف يارانه ها و گسترش خصوصی سازی پرداخت. جهرمی با تقسيم بندی من درآوردی دولت ها به دولت های “يارانه ای” و “توانمند ساز بخش خصوصی” گفت:” دولتهای يارانهاى براى اقشار مختلف كشور خود براى حمايت يارانه پرداخت ميكنند و نگاه يارانهاى دارند اما دولتهاى توانمندساز بخش خصوصى دولتهايى هستند كه نگرانى آنها نيز حمايتى است اما نه از راه پرداخت يارانه.”
جهرمی افزود:”براى تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله بايد رويكردها را از دولت يارانهاى به سمت دولت توانمند ساز بخش خصوصى بكشيم.”
گفتنی است تقسيم بندی وزير کار از دولت ها فاقد هر گونه مبنای علمی است و بسياری از دولت هايی که آزادی نزديک به مطلق بخش خصوصی در آنها جريان دارد همچنان در برخی حوزه های حياتی برای حمايت از سطح توليد و معيشت يارانه پرداخت می کنند. از جمله در آمريکا که قلب اقتصاد خصوصی و بازار آزاد جهان است سالانه ميلياردها دلار به بخش کشاورزی سوبسيد پرداخت می شود. همچنين اتحاديه اروپا برای حمايت از توليدات کشاورزی يارانه های کلان به محصولات بخش کشاورزی اختصاص داده است.
جهرمی در بخشی از سخنان خود به وضعيت وخيم سازمان های دولتی اعتراف کرد و گفت:”متاسفانه بنگاههاى اقتصادى كشور با مشكلات بوروكراتيك و در هم تنيدهاى رو به رو هستند و از سويى ديگر منابع انسانى كه در اين بنگاهها به صورت بى قواعد فعاليت ميكنند منابع انسانى خيلى كم مسئوليت يا بعضا بى مسووليت هستند كه كارى به هدف سازمان ندارند.”
به گزارش ايسنا جهرمی با اشاره به “گذشت دو سال از زمان ابلاغ سياستهاى اصل 44 “گفت:” براى تحقق چشم انداز 20 ساله كشور نياز به 40 هزار ميليارد دلار سرمايهگذارى جديد است كه بايد در كشور محقق شود و اين در حالى است كه مجموعه شركتهاى قابل واگذارى 100 تا 150ميليارد دلار سرمايه و ارزش دارند.”
43- کارگران هفت تپه خواست کافرما برايپايان دادن به اعتصاب را رد کردند :
به گزارش فعالين حقوق بشردر تاریخ 3 تیر 87 ؛ مديرعامل شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه توسط نيروى انتظامى شهرستان شوش با تدابير ويژه امنيتى وارد اين شرکت شد. يعقوب شفيعى پس از چند دقيقه با توجه به فشار وخواست کارگران با پوشش حفاظتى مامورين و حراست شرکت به ميان کارگران آمد و ازبرآورده شدن خواسته ها و مطالبات کارگران تحت شرايطى خبر داد و گفت: مذاکرات و رايزنى هايى با مديران ارشد کشور انجام داديم واگر به سر کار برگرديد دو هفته ديگر مطالبات تان پرداخت مى شود. در غير اينصورت نمى تواند براى رسيدن کارگران به خواسته هايشان کارى بکند.
نمايندگان کارگرى هفت تپه در واکنش به خواسته ى مديرعامل گفته هاى او را دروغ و با هدف فريب کارگران براى شکستن اعتصاب عنوان کردند و از کارگران خواستند همچنان به اعتصاب خود ادامه دهند .
طى روزهاى گذشته در ادامه اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه کارگران به همراه خانواده هايشان به حرم دانيال نبى در شوش رفته و با سر دادن شعارهايى همچون (( يا نبى پيامبر برس به داد کارگر)) (( عدالت عدل على الوداع – الوداع )) ازبزرگان دينى خود کمک طلبيدند. يکى از کارگران در اين خصوص گفت: وقتى از مديران کشور که همگى زنده هستند نااميد شديم به سراغ نيروهاى غيبى و اعتقادات مذهبى رفتيم
44- عبدالعلي زاده: قيمت مسکن 5 برابر شده است:
به گزارش سایت دسترنج در تایخ 3 تیر 87 ؛ حضور «علي عبدالعليزاده» وزير مسكن دولت خاتمي، در برنامه شنبهشب «مثلث شيشهاي» بازتاب گستردهاي در افكار عمومي داشته و بسياري واقعيتها درباره تبعات سياستهاي اقتصادي دولت بر بازار مسكن و تورم لجامگسيخته در اين بخش را آشكار ساخت.
عبدالعليزاده در اين برنامه با اشاره به كارنامه دولت خاتمي در بخش مسكن و اعلام اينكه در طول فعاليت هشتساله دولت خاتمي قيمت مسكن در تهران تنها دوبرابر شد، از پنج برابر شدن قيمت مسكن طي سه سال فعاليت دولت نهم خبر داد.
وي همچنين از اقدامات تبليغاتي دولت در بخش مسكن و تلاش دولت براي مداخله در اين بخش، به شكلي صريح و كارشناسي انتقاد كرد. گفتني است موثر بودن انتقادات عبدالعليزاده از دولت باعث شد، مجري برنامه چندين بار از «بيطرف» بودن برنامه خود و آمادگي «مثلث شيشهاي» براي دعوت از مديران دولتي جهت دفاع از سياستهاي موجود در بخش مسكن سخن بگويد.
-45 بیش از 100 واحد تعطيل قزوين به انتظار سفر دوباره رئيس جمهور:
به گزارش سایت دسترنج در تایخ 3 تیر 87 ؛ عيد علي کريمي” فعال کارگري در استان قزوين با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: بيش از 100 واحد توليدي صنعتي قزوين از 8 سال گذشته تا به امروز تعطيل بوده و در طي اين سالها 5 هزار کارگر همچنان در بيکاري و بلاتکليفي بسر ميبرند. رئيس جمهور در سفر مجدد به استان قزوين ميبايست وضعيت بيش از 100 واحد توليدي صنعتي تعطيل استان را مشخص و هزاران بيکار را بر سر کار بازگرداند.
او افزود: با توجه به افزايش مشکلات واحدهاي توليدي و صنعتي و بيکاري کارگران، لزوم رفع مشکل به دست رئيس جمهور بيش از هر زماني احساس ميشود.
کريمي گفت: هم اکنون هيچ مرجع ذيصلاحي فکري بحال کارگران بيکار استان نکرده است.
46- مواد خوراکي، رکورددار گرانی :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 3 تیر 87 ؛ مراجعه به فروشگاه های مختلف شهر و مشاهده افزايش قيمت چندباره برخی از مواد خوراکی طی يک ماه اخير اين نگرانی را تشديد کرده است. هم اکنون به رغم اعلام کاهش قيمت برنج از سوی مسوولان بهای آن همچنان بالا است. نان به دو برابر قيمت سال گذشته به فروش می رسد و قيمت قند و شکر و روغن، چاي، رب و حتی چيپس و پفک و بستنی نيز افزايش چشمگيری يافته است. بررسی ها نشان می دهد که قيمت تنقلات نيز 40 درصد افزايش يافته است. اين بررسی ها در مقايسه قيمت های فعلی با نرخ های اواخر سال گذشته و اوايل امسال صورت گرفته است.
- نوسان قيمت کالاها و خدمات
در دو ماه ابتدايی سال جاری در فروردين وارديبهشت ماه سال جاري، بسياری از اقلام مصرفی و اکثر مواد پرمصرف خانوار افزايش قيمت يافتند. سوای قيمت قبر که اعلام شد گران نمی شود ساير اقلام و کالاها حدود پنج تا بيش از 40 درصد رشد قيمت داشتند. طی اين دو ماه نرخ کرايه تاکسی و هزينه اثاث کشی افزايش يافت.
قيمت قطعات يدکی خودرو تا 25 درصد رشد کرد و قيمت انواع عينک نيز 10 تا 20 درصد افزايش يافت وگرم شدن تدريجی هوا قيمت کولررا نيز تا 20 درصد گران تر از پنج ماهه گذشته کرد.گرما بازار آبميوه و بستنی فروشان را نيز گرم کرد و دراين بازار قيمت ها از 20 تا 40 درصد افزايش يافت.همچنين در بازار تاير، آهن آلات، شيشه و آينه نيز مصرف کنندگان شاهد افزايش 20 تا 35 درصدی قيمت ها بودند.
از جمله بازارهای ديگر که از قافله رشد قيمت ها عقب نماند، بازار چرم بود چرا که قيمت ها در اين بازار تا 50 درصد افزايش يافته است.
در اين ميان نرخ شرکت های نظافتی نيز در مقايسه با اوايل سال جاری حدود پنج درصد افزايش نشان داد.در ارديبهشت ماه گذشته افزايش چشمگير قيمت برنج اتفاق غيرمنتظره ای محسوب شد. رشد 90 درصدی قيمت برنج داخله درجه يک رخدادی است که همگان را دچار شوک کرد.
همين امر باعث شد تا مردم مواد ديگری را جايگزين برنج کنند، در نتيجه قيمت نان و مواد نشاسته ای نيز تا حدی گران شد. همچنين در روزهای پايانی ماه ارديبهشت خبر افزايش قيمت برخی انواع خودرو اعلام شد و به گفته کارشناسان و فعالان بازار تمام عواملی که موجب افزايش قيمت يک کالا می شود، در اين بازار به چشم خورد. به گفته يکی از فعالان بازار خودرو عدم تعادل عرضه و تقاضا، هجوم نقدينگی سرگردان به اين بازار، تحريم های مالی کشور، افزايش هزينه های توليد، قيمت گذاری های سليقه ای توسط برخی افراد سودجو و گسترش برخی شايعات باعث شد تا قيمت خودرو در بازار خيز تازه ای بردارد.
- رشد 40 درصدی قيمت سيمان
در ارديبهشت ماه گذشته با توافق وزارتخانه های صنايع و بازرگانی اعلام شد که افزايش 30 تا 40 درصدی قيمت سيمان کارخانجات صورت گيرد.
يک مقام مطلع در وزارت بازرگانی در اين رابطه گفت: ,اين تصميمی بود که از مدت ها قبل اتخاذ شده بود., وی همچنين اعلام کرد: ,برای جبران دو سال تثبيت قيمت سيمان کارخانجات و کاهش تفاوت بهای سيمان کارخانه با بازار آزاد، قيمت اين محصول افزايش يافت.,
- هزينه اثاث کشی و خدمات نظافتی
با گذشت دو ماه از آغاز بهار، نرخ خدمات نظافتی و نيز هزينه اثاث کشی توسط اتحاديه های ذی ربط اعلام شد. اگرچه افزايش نرخ و هزينه ها در ابتدای سال توسط شرکت های مربوطه اعمال شده بود اما در ماه ارديبهشت نيز قيمت های مصوب اعلام شده و به نرخ های گذشته افزوده شد.
لوازم سرمايشی يکی از کالاهايی که در سه ماه گذشته گرانی 20 درصدی خود را نشان داد کولر بود.
رئيس اتحاديه فروشندگان لوازم خانگی در اين رابطه اظهار کرد: ,قيمت انواع کولر تنها در ماه ارديبهشت حدود پنج تا هفت درصد افزايش يافته است.,
وی با اشاره به افزايش 20 درصدی همه ساله قيمت ها گفت: ,عوامل فروش هيچ گونه نقشی در افزايش قيمت ها ندارند و اين کارخانه های توليدکننده هستند که قيمت ها را افزايش داده اند.,
وی اضافه کرد: ,توليدکنندگان به دليل افزايش قيمت مواد اوليه، دستمزد کارگران و… قيمت محصولات خود را افزايش داده اند.,
- افزايش قيمت نوشابه آبميوه و بستنی
در فصل بهار قيمت انواع آبميوه، نوشابه و بستنی حدود هفت تا بيش از 15 درصد افزايش يافت.
يک عضو هيات مديره انجمن صنفی صنايع لبنی گفت: ,افزايش قيمت بستنی متاثر از افزايش قيمت مواداوليه در بازارهای جهانی و کمبود اين مواد در بازارهای داخلی است ضمن اينکه قيمت شيرخام نيز 20 تا 30 درصد گران شده است.,
اين مسوول صنفی همچنين افزود: ,با توجه به اينکه 70 درصد قيمت تمام شده بستنی به قيمت شير خام بستگی دارد، نهايتاً اين امر موجب افزايش قيمت بستنی شده است.
افزايش دستمزد کارگران و تغيير قيمت اقلام پتروشيمی متاثر از بالا رفتن قيمت جهانی نفت نيز مزيد بر علت اين افزايش قيمت است.,
از سوی ديگر به دليل سرمازدگی باغ های ميوه و خشکسالی اخير قيمت انواع آبميوه و کنسانتره نيز گران شد.دبير انجمن صنايع توليد و صادرکنندگان کنسانتره و آبميوه در اين رابطه گفت: ,به دنبال سرمازدگی محصول هايی مانند پرتقال، انار و انگور و همچنين کاهش توليد اين محصولات، قيمت ها در بازار آبميوه و کنسانتره افزايش يافته اند.,
انواع نوشابه نيز از جمله کالاهايی بود که در دو ماه ابتدايی سال افزايش قيمت يافت. به گزارش خبرنگار ما، نوشابه ايرانی حدود هفت تا 10 درصد گران شد و نرخ انواع نوشابه نيز از 700 تا 750 تومان به 800 تومان افزايش يافت.
يکی از فعالان اين بازار در مورد وضعيت فعلی بازار نوشابه گفت: ,به دليل عوارض بالايی که دولت تعيين کرده و نيز به علت تبليغات منفی که در زمينه نوشابه های گازدار می شود، اکثر کارخانه ها تعطيل شده و يا اينکه با گران کردن قيمت نوشابه سعی در تثبيت يا ادامه حيات خود دارند.,
- روند نوسان قيمت ها در خرداد ماه
بررسی روند نوسان قيمت مواد خوراکی در ماه خرداد نشان می دهد قيمت قند و شکر از کيلويی 800 تا 900 تومان به 1100 تا 1200 تومان افزايش يافته است.
همچنين در اين ماه قيمت مصوب پودرهای شوينده دستی به 500 تومان و پودرهای ماشينی به 700 تومان تغيير کرده و افزايش قيمتی حدود دو برابر قبل داشته است.
همچنين قيمت چای به طور ناگهانی افزايش يافته و براساس اعلام بانک مرکزی در هفته منتهی به 24 خردادماه قيمت اين محصول 16 درصد نسبت به مدت مشابه ماه قبل صعود کرده است. براساس گزارش بانک مرکزی طی ماه خرداد متوسط نرخ خرده فروشی لبنيات نيز افزايش يافته و از 2/0 درصد افزايش قيمت در ابتدای ماه به 4/0 درصد افزايش در 10 خرداد و 9/0 درصد در تاريخ هفدهم همين ماه رسيده است. قيمت لبنيات در 24 خرداد نسبت به مدت مشابه در ارديبهشت ماه سال جاری به ترتيب 2/0 و 7/1 درصد رشد نشان داده است. بعضی از اقلام گروه لبنيات در هر هفته حدود 20 تا 50 تومان افزايش قيمت يافته اند.
بررسی ها همچنين نشان می دهند در خواروبارفروشی های مستقر در ميادين شهرداری تهران برای پنج هفته متوالی اقلام حبوب عرضه نشده است ضمن اينکه قيمت برخی از اقلام حبوب در اين مراکز در مقايسه با ارديبهشت و فروردين افزايش يافته است.گزارش بانک مرکزی از نوسان قيمت تخم مرغ نيز حاکی از آن است که در روز سوم خردادماه و در مقايسه با مدت مشابه آن در ماه ارديبهشت 1/26 درصد و در هفته منتهی به 24 خردادماه نيز در مقايسه با هفته مشابه ماه قبل 7/14 درصد افزايش قيمت در اين محصول به وجود آمده است.
47- اسرار صندوق ذخيره ارزي:
به گزارش کارگزاران در تاریخ 3 تیر 87 ؛ عدد و رقم، ابزار كار اقتصاددان، دولتمرد اقتصادي و فعال اقتصاد است. كمتر اتفاق ميافتد در بيان اتفاقات اقتصادي يك اقتصاددان، مدير اقتصادي يا فعال در حوزه اقتصاد صرفا به ادبياتي مبهم بدون ارائه شاخص، عدد و رقم بسندهكند، اما ظاهرا دولت نهم و تيم اقتصادي اين دولت چندان اعتقادي به اين مهم ندارند. نزديك به دو سال است كه كارشناسان مستقل، منتقدان اقتصادي دولت و مسوولان پيشين اقتصاد ايران به دنبال فهميدن عدد و رقم شفاف و روشن مانده حساب ذخيره ارزي، درآمد نفتي دولت در دو سال و نيم گذشته و فرآيند ورود و خروج درآمدهاي ارزي به اين حساب هستند و حتي پرسش خود را در برنامههاي زنده تلويزيوني و مناظره با مديران اقتصادي دولت نهم نيز مطرح كردهاند، اما نتوانستهاند عدد مانده حساب ذخيره ارزي را دريابند. ديروز نيز حسين صمصاميمزرعهآخوند، سرپرست وزارت اقتصاد درباره حساب ذخيره ارزي، به جاي اعلام مانده حساب ذخيره ارزي كه يك عدد چند ميليارد دلاري است، وضعيت اين حساب را «در حد بسيار عالي» توصيف كرد. سرپرست وزارت اقتصاد با رد مسدود شدن داراييهاي بانك صنعت و معدن از افزايش 50 درصدي موجودي حساب ذخيره ارزي خبر داد و درباره اين حساب به اين اظهارنظر بسندهكرد كه، خوشبختانه موجودي حساب ذخيره ارزي در حد بسيار عالي است و نسبت به سالهاي قبل حدود 40 تا 50 درصد افزايش داشته است. وي همچنين در پاسخ به اين سوال كه گفته ميشود ايران ذخاير خارجي خود را به داخل منتقل كرده است، اظهار بياطلاعي كرد. فهميدن مانده حساب ذخيره ارزي از آن بابت اهميت دوچندان يافتهاست كه دولت نهم در سه سال گذشته با افزايش رويايي قيمت نفت در بازارهاي جهاني به درآمدي افسانهاي دستيافتهاست كه اجازه برداشتهاي مكرر از محل اين حساب و حل مقطعي و آسان مشكلات مالي دولت را ميسر ساخته است، آنقدر كه ميزان برداشت از حساب، فرآيند برداشت و محل هزينه شدن درآمدهاي نفتي در اين مدت نهتنها براي منتقدان كه حتي براي اصولگرايان همراه با دولت در مجلس نيز محل مناقشه و پرسش شده است.
چندي قبل نيز، خزانهدار كل كشور، فاطميزاده اعلام كرده بود كه در دو ماه ابتداي امسال هفت ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي واريز شدهاست. اما او نيز چيزي از مانده حساب و اينكه با واريز اين هفت ميليارد دلار حساب ذخيره داراي چه حجمي از ذخاير ارزي است سخني نگفت.
ضمن آنكه دولت در سه سال گذشته از اعلام درآمدهاي ارزي سالانه خود، مصارف ارزي هر سال و به تبع آنها مانده حساب ذخيره ارزي و كارنامه كاري اين حساب پرهيز داشته است. خزانهدار كل كشور افزود: بانك مركزي مقداري از درآمدهاي حاصل از صادرات نفت را تبديل به ريال و به خزانه واريز كرده و بقيه در حدود هفت ميليارد دلار به حساب ذخيره واريز شده است. دولت تاكنون بارها اعلام كرده كه از منابع صندوق ذخيره ارزي براي فعاليتهاي گوناگون استفاده كرده است. اما هيچگاه گزارش مستندي در مورد منابع باقيمانده در صندوق ارائه نكرده است. مديران اقتصادي دولت اطلاحات نيز بارها به بررسي روند فعاليتهاي صندوق ذخيره ارزي پرداختهاند. آنان پيشبيني ميكنند كه منابع اين صندوق در حداقليترين شكل خود قرار گرفته باشد. حتي گاهي عددي مانند هفت ميليارد دلار هم به عنوان ميزان منابع باقيمانده در صندوق اعلام ميشود. اما دولتمردان حاضر نيستند تا اطلاعات جديدي در مورد منابع باقيمانده در صندوق ارائه دهند. روزگذشته نيز سرپرست وزارت امور اقتصادي و دارايي تنها به بيان ديدگاههاي كلي خود در اين مورد پرداخت و باز هم حاضر نشد آمار دقيقي در مورد صندوق ذخيره ارزي بيان كند.
اين در حالي است كه علي مرزوعي كارشناس اقتصادي در مورد ارزيابيهاي خود از منابع باقيمانده در صندوق چنين نظر ميدهد: «درآمدهاي نفتي: به يمن و مباركي افزايش قيمت جهاني نفت، درآمدهاي نفتي ايران در دوران رياستجمهوري آقاي احمدينژاد (87- 84) نسبت به سه سال دوران رياستجمهوري آقاي خاتمي (78- 76) بيش از چهار برابر افزايش يافته است. ميانگين قيمت هر بشكه نفت در دولت هفتم معادل 41/15 دلار و متوسط درآمد حاصله از فروش نفت در اين سه سال معادل 14/14 ميليارد دلار جمعا 22/46 ميليارد دلار بوده است. در صورتيكه متوسط فروش هر بشكه نفت در سه سال دولت نهم (دولت آقاي احمدينژاد) معادل 29/61 دلار و ميانگين درآمد حاصل از فروش نفت در اين سه سال 69/64 ميليارد دلار جمعا 073/196 ميليارد دلار ميباشد. (مأخذ: گزارش بانك مركزي)يك خبرگزاري كه در ارادتش به دولت نهم ترديدي نيست و آنچنان شيفته و واله دولت است با خبرسازي و بازي آماري در صدد رفع مظلوميت رسانهاي از عملكرد اقتصادي برآمده است! و در گزارشي عجيب و محاسبهاي غريب در صدد اثبات اين گزاره برآمده كه: «كمترين سهم دولت از درآمد نفتى در سال ۸۵ محقق شد» به طرزي باور نكردني (و به تعبير زندهياد دكتر شريعتي مصداق كامل دفاع بد) ميزان درآمد نفت و هزينه ارزي دولت خاتمي و دولت احمدينژاد را از سال 1381 به اينطرف لو داده است! برپايه اين گزارش:
سال 1381 درآمد نفت 22996 ميليون دلار، هزينه ارزي دولت 18259 ميليون دلار، سهم شركت نفت 3641 و جمع هزينه دولت 21900ميليون دلار.
سال 1382 درآمد نفت 27355 ميليون دلار، هزينه ارزي دولت 21974 ميليون دلار، سهم شركت نفت 4233 و جمع هزينه دولت 26207ميليون دلار.
سال 1383 درآمد نفت 36315 ميليون دلار، هزينه ارزي دولت 26920ميليون دلار، سهم شركت نفت 6700 و جمع هزينه دولت33620 ميليون دلار.
سال 1384 درآمد نفت 48823 ميليون دلار، هزينه ارزي دولت 39126 ميليون دلار، سهم شركت نفت 6575 و جمع هزينه دولت 45701ميليون دلار.
سال 1385 درآمد نفت 57636 ميليون دلار، هزينه ارزي دولت 42180ميليون دلار، سهم شركت نفت 12000 و جمع هزينه دولت 54180ميليون دلار.
ملاحظه ميشود كه در دو سال 1384 و 1385 دولت نهم از درآمد نفتي 106459 ميليون دلار بر پايه ادعاي اين خبرگزاري شيفته دولت نهم، كه حتما به همين دليل بايد حرفش درست باشد، به ميزان 99881 ميليون دلار خرج كرده است كه بيشتر از سه سال 81، 82 و83 دولت خاتمي يعني 81727 ميليون دلار (از رقم 86666 ميليون دلار درآمد نفت در اين سه سال) است و بازهم اين خبرگزاري در صدد اثبات اين گزاره و رفع مظلوميت از دولت نهم برآمده است كه: «كمترين سهم دولت از درآمد نفتى در سال ۸۵ محقق شد» و واقعا مظلوميت بيشتر از اين نميشود اين گزارشهاي مستند بانك مركزي نشان ميدهد كه دولت نهم چندان در كار استفاده از منابع صندوق ذخيره ارزي نيست. شايد هم صرف درآمدهاي نفتي براي واردات كالاهاي مصرفي به اصليترين هدف دولت نهم بدل شده است.
48 – جنایات سرمایه علیه کارگران بی پناه افغانی :
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” تاریخ 3 تیر 87 ؛ در شهر شیراز یکی از هولناک ترین فجایع انسانی در شرف وقوع است. عمال سرمایه در این شهر به نیروی انتظامی و سرکوبگران دولتی دستور داده اند که تمامی کارگران افغانی را که در آلونک های نمور اطراف زندگی می کنند از درون این آلونک ها به بیرون پرتاب کنند. عمال سرمایه همزمان به مردم شهر شیراز اخطار کرده اند که هیچ کس حق راه دادن این کارگران به خانه خود را ندارد، هیچ سکنه شهر حق ندارد هیچ اتاقی حتی در قبال دریافت اجاره به کارگر افغانی بسپارد. دولتمردان سرمایه در نهایت سنگدلی و قساوت و توحش اعلام کرده اند که تمامی کسانی که به کارگران آواره افغانی خانه یا اتوموبیل و وسیله نقلیه اجاره دهند به جریمه های سنگین و مجازات های سخت محکوم خواهند شد. جنایاتی که دولت سرمایه داری علیه این کارگران روا می دارد هیچ دست کمی از جنایات نازی ها علیه بشریت، جنایات سرمایه جهانی علیه آوارگان فلسطین یا جنایات نژادپرستان رودزیا علیه سیاهان ندارد. کارگران افغانی چندین دهه است که توسط سرمایه داران خون آشام ایرانی به سبعانه ترین شکل ممکن استثمار می شوند. طول و عرض و ارتفاع سلسله جبال عظیم سرمایه هائی که این کارگران برای سرمایه داران ایرانی تولید کرده اند با هیچ رقمی قابل بیان نیست. نظام سرمایه داری اینک با این کارگران چنین می کند.
آنچه که عمال سرمایه و دولتمردان علیه کارگران افغانی انجام می دهند خوی و سرشت سرمایه است. مسئله بسیار مهم و اساسی در اینجا وظیفه ای است که بر دوش توده های کثیر کارگر مقیم شهر شیراز و سایر شهرهای اطراف سنگینی می کند. این کارگران هستند که باید بدون هیچ هراسی در حفظ جان همزنجیران افغانی خویش بکوشند. آنان هستند که باید آوارگی و بی سرپناهی کودکان افغانی را آوارگی و در به دری کودکان خود تلقی کنند. این وظیفه انسانی و طبقاتی مفروض کل کارگران ایران است که با صدای رسا و قامت استوار به حمایت از کارگران افعانی برخیزند.
3تیر 87
49- اعتراضات کارگران “کوير تاير” و تهديد مديريت :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 3 تیر 87 ؛ يکي از کارگران کوير تاير با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: کم کردن اضافه کار، افزايش ساعت کار کارخانه، تشکيل شوراي اسلامي کار کارخانه و رعايت قوانين کارهاي سخت و زيان آور از جمله خواستههاي کارگران است که مديريت طي اين چند سال با آن مخالف بوده است. با وجود گذشت يک سال از اعتراضات شديد کارگران کارخانه کوير تاير بيرجند و اخراج عدهاي از کارگران بخاطر اين تحرکات، هنوز مديريت زير بار تعهدات قانوني نرفته و حقوق حقه کارگران را پرداخت نميکند.
او با اشاره به اينکه عملکرد مديريت و اقدامات غيرقانوني او در وهله اول به چرخه توليد و اقتصاد کشور لطمه زده است، گفت: مديريت با اخراج عدهاي از فعالان کارگري اين کارخانه سعي بر تهديد کليه کارگران به اخراج در صورت اقدامات حق خواهانه در داخل کارخانه دارد.
50- انحلال شوراهاي كارگري در ايران تاير:
به گزارش انجمن دفاع از کارگران و بیکاران و به نقل از سایت فریاد کارگردر تاریخ 4 تیر 87 ؛ هيئتي از نماينده هاي كارگران كارخانه ايران تاير براي پيگيري وضعيت انحلال شوراهاي كارخانه امروز به وزارت كار مراجعه كردند. يكي از فعالين كارگري اين واحد توليدي در اين ارتباط گفت:“ما امروز در اداره شهيد سخايي ,وزارت كار هستيم راجع به انتخابات شوراها به اين ارگان مراجعه كرده ايم مدتي است كه شوراي كارخانه ما كنسل شده است براي همين مراجعه كرده ايم تا پيگيري كنيم.الان 5 سال است كه به بهانه هاي مختلف انتخابات شوراهاي ما را كنسل ميكنند و ما هيچ نماينده و شورايي نداريم.”
51- تعویق طولانی دستمزدها در کارخانه چوب طالقان :
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” تاریخ 4 تیر 87 ، کارخانه چوب طالقان 60 کارگر را استثمار می کند. سرمایه دار صاحب کارخانه از شروع نیمه دوم سال 1385 تا کنون فقط چند ماه دستمزد به کارگران پرداخته و بقیه مزدها را برای مدت های طولانی نپرداخته است. کارگران تا چند روز قبل حتی عیدی و پاداش سال گذشته خود را دریافت نکرده بودند. آنان در طول این 2 سال به طور مرتب دست به اعتراض زده و به اشکال مختلف برای حصول مطالبات خویش تلاش کرده اند. بر اساس آنچه کارگران می گویند هر کدام از آنان تا لحظه حاضر حدود 6 میلیون تومان بابت دستمزدها و سایر مطالبات خود از سرمایه دار مالک شرکت طلبکار هستند. صاحب کارخانه در این سال نه فقط چیزی حدود 400 میلیون تومان دستمزد کارگران را پرداخت نکرده بلکه زیر نام بدهکاری و اتفاقاً تحت عنوان نیاز به پول برای پرداخت دستمزدها وام های بسیار سنگینی را نیز از بانک های دولتی و خصوصی دریافت کرده است. مصادره دستمزدها نیز به احتمال زیاد به این دلیل صورت گرفته تا همراه با همین وام های عظیم دریافتی از بانک ها برای سرمایه گذاری کلان تر، استثمار گسترده تر کارگران و رسیدن به سودهای انبوه تر مورداستفاده قرار گیرد. آخرین خبرها حاکی است که کارفرما زیر فشار اعتراضات و مبارزات کارگران مجبور شده است عیدی و پاداش سال قبل کارگران را پرداخت کند.
4تیر 87
52- اطلاعيه حمايت جمعي از فعالين كارگري سمنان از قيام 18 تير دانشجويان:
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
ياران و همكاران ارجمند,فرزندان دلير دانشجو در سراسر ميهن:
درآستانه نزديك شدن به سالگرد كوي دانشگاه هستيم. آن كشتار و آن فجايعي كه در آن زمان رخ داد و آن دانشجويان عزيزي كه در آن زمان به نظر ما شهيد شدند از يادهاي ما نخواهد رفت. ما به نمايندگي از جانب جامعه كارگري شهر سمنان درود بي پايان خود را نثار اين شهيدان راه آزادي وطن ميكنيم.ما كارگران پشتيبان شما هستيم . ما بايد حمايتهايمان از هم را به صورت مثمر ثمرتري ارائه دهيم.اينك متاسفانه پيوندي بين اقشار دانشجويي و اقشار كارگري وجود ندارد خواسته يا ناخواسته اين فاصله را به وجود آورده اند .با صراحت والبته با وقاحت به ما ميگويند دانشجويان قشر تحصيل كرده هستند و خواسته هايشان هم خاص خودشان است و افكار ديگري دارند و كساني هستند كه فقط به فكر خودشان هستند و افراد تحصيل كرده هستند و به فكر كارگران نيستند و ربطي به شما كارگران ندارند.البته اين ديدگاه و نگرشي است كه اين دولت نسبت به قشر بالنده ما يعني شما دانشجويان كه فرزندان اين آب و خاك هستيد دارند. اما آنچه كه ما كارگران و فعالين سمنان به آن تاكيد داريم اين است كه پيوندي بايد بين ما برقرار شود. ما اگر بتوانيم اتحاديه هايي را به وجود بياوريم يعني مكاني يا سازماني به وجود بيايد كه هم فعالين دانشجويي و هم قشر كارگر با هم در اين اتحاديه فعاليت داشته باشند ,نقطه نظرات هم را بررسي كننداز مشكلات هم با خبر شوند و اين اتحاديه بتواند دردها ,مشكلات و مسائل هر دو قشر دانشجو و كارگر را انعكاس گسترده بدهد اين ميتواند راهي براي رسيدن به اهداف ما باشد. اما متاسفانه به خاطر محدوديتها و جداسازيهايي كه به طور سيستماتيك از بالاي مملكت اعمال ميشود قشر دانشجوي ما به طور مستقل عمل ميكند و سازمانها و فعالين كارگري هم به طور مستقل عمل ميكند و ارتباط تنگاتنگي با هم ندارند.اين ارتباط را فعالين هر دو قشر ,كساني كه واقعا دلسوز هستند براي رفع تضادهاي هر دو قشر بايد ايجاد بكنند.در اين صورت است كه نزديكتر و متحد تر خواهيم بود,نقطه نظرات به هم نزديك تر خواهد شد و حمايت ها يك دست تر خواهد شد .الان هر ميتينگ,اعتصاب, تظاهرات يا تحصني كه برگزار ميشود كارگران براي خودشان ميگذارند دانشجويان هم براي خودشان !! به اعتقاد ما فعالين كارگري در جامعه بلا زده ما كه همه مردم هم درد هم هستند اين شيوه كار يك شيوه كهنه و قديمي اي است.در حالي كه اگر با هم در يك اتحاديه پيوند بخوريم با هم متحد تر خواهيم بود و نظراتمان يك دست تر خواهد بود در اين صورت است كه ميتوانيم يك رهبر واحد كه حرف هر دو قشر را بزند براي اين اتحاديه تعيين كنيم و كارها را سازمان دهيم.به ديدگاه ما جدا بودن اين دو قشر كه واقعا هر دو هم اهميت خاص خود را در جامعه دارند و هر دو هم مثمر ثمر هستند فاصله ها را بين ما كارگران وشما فرزندان دليرمان در دانشگاهها زياد كرده است.
درود بر آزادي و عدالت و برابري
جمعي از فعالين كارگري شهر سمنان
تير 1387
53- انتقاد وزیرکار از روند کند خصوصی سازی
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ سه شنبه 4 تیر 87 : محمد جهرمی وزیر کار در چهارمین کنفرانس توسعه منابع انسانی، با انتقاد از روند اجرای اصل 44 گفت: «واگذاری چند کارخانه تصدی دولت را کم نکرده و بخش خصوصی را نیز ضعیف تر کرده است و دولت برای توانمندسازی بخش خصوصی باید حاکمیت و تصدی گری دولت را تفکیک و رویکردهای یارانه ای را به سمت توانمندسازی بخش خصوصی هدایت کند. بنگاه ها و سازمان های دولتی اگر خود را با شرایط هماهنگ نکنند، نمی توانند به حیات خود ادامه دهند. منابع انسانی بنگاه ها نیز بعضاً بی مسوولیت هستند و کاری به هدف سازمان ندارند.» وی با اشاره به نیاز سرمایه گذاری جدید به میزان چهار هزار میلیارد دلار برای تحقق چشم انداز 20 ساله کشور افزود: «حتی اگر 150 میلیارد دلار شرکت های قابل خصوصی سازی واگذار شوند، باز هم با این رقم نمی توانیم به هدف مورد انتظار برسیم و مشکل کمبود سرمایه حل نمی شود.»
این انتقادات توسط یکی از وزرای دولت نهم مطرح شده که وی را یکی از موثرترین مردان اقتصادی دولت نام نهاده اند و این پرسش را مطرح کرده که دولت چرا در حل مشکلات مورد انتقاد خود کند عمل کرده است و جذب سرمایه های داخلی و خارجی با کندی همراه است و خصوصی سازی موفق نبوده. وزیر کار و امور اجتماعی با اشاره به اینکه «نگاه به مسائل اساسی و برنامه های کلان کشور یک نگاه و رویکرد متفاوتی را می طلبد» افزود: «تا زمانی که نگرش و رویکرد مدیران دولتی و منابع انسانی را تغییر ندهیم، خصوصی سازی تحقق نمی یابد.» او با اشاره به اینکه «توسعه منابع انسانی با توجه به این تغییرات از موضوعات مهمی است»، افزود: «امروزه چالش بین جوامع و انسان ها در رابطه با مسائل اقتصادی نیست بلکه براساس دانایی و نادانی است و از سوی دیگر امروزه ثروت، منابع طبیعی شناخته نمی شود بلکه تولید ثروت نیز از منابع انسانی به شمار می آید.» جهرمی تصریح کرد: «باید سازمان ها را با توجه به هدف های بلند نظام یعنی براساس سند چشم انداز 20 ساله و سیاست های کلی اصل 44 فعال کرد و براساس آن تغییر ساختار و نیروی انسانی را مورد توجه قرار داد.» او با اشاره به اینکه نگاه به مسائل اساسی و برنامه های کلان کشور یک نگاه و رویکرد متفاوتی را می طلبد، افزود: «مگر دولت های گذشته در جهت واگذاری شرکت ها تلاش نکردند ولی هر اندازه که واگذار کردند، همان اندازه نیز تاسیس کردند. این مشکلات به نگاه و رویکرد مسوولان مربوط است و تا این نظر تغییر نکند، توانمندسازی و تحقق خصوصی سازی میسر نمی شود.» وزیر کار در ادامه با بیان اینکه برای تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله باید رویکردها از دولت یارانه ای به سمت دولت توانمندساز تغییر یابد، افزود: «نظام سلسله مراتبی که در سازمان های دولتی تعریف شده ما را به سمت حمایت از بخش خصوصی نمی کشاند چراکه این نظام هر روز خود را بزرگ تر می کند.» – دفاع جهرمی از سه قفله کردن بانک مرکزی وزیر کار گفت: «اشتباهی در برداشت از مفهوم سه قفله کردن بانک مرکزی رخ داده که فکر می کنند سه قفله کردن در منابع این بانک است در حالی که اینگونه نیست و این حرکت برای نظام مند کردن بانک ها در پرداخت بهتر تسهیلات به بنگاه های اقتصادی باید تلقی شود.» محمد جهرمی در جمع خبرنگاران گفت: «هر چقدر بانک ها نظام مند باشند و نظارت بیشتری بر واگذاری تسهیلات آنها داشته باشند و براساس سیاست های اقتصادی و برنامه پنج ساله کشور منابع به سمت توسعه این نوع حرکت های اقتصادی سوق داده شود، کارایی و توانمندسازی بخش خصوصی بیشتر می شود.» او با بیان اینکه در دولت نهم منابع بانکی به جای آنکه به شرکت های دولتی سوق داده شود، به سمت بخش خصوصی و تعاونی ها سوق داده شد، افزود: «برخی سیاست ها، عملکردها و بحث های رسانه ای سرمایه گذاران و تولیدکنندگان را مایوس کرده است باید سعی بر آن باشد که منابع بانکی به سمت تولید سوق پیدا کند و شرایط به گونه ای شود که تولیدکننده احساس آرامش و امید کند و سرمایه گذاران جدید به سمت سرمایه گذاری حرکت کنند.» وزیر کار همچنین در پاسخ به سوال «سرمایه» مبنی بر اینکه آیا دولت استراتژی ای برای کنترل تورم دارد، افزود: «اگر دولت استراتژی و برنامه ریزی برای مهار تورم نداشت، تورم از این میزان به طور حتم افزایش پیدا می کرد.» جهرمی در ادامه با اشاره به تجربه کشور در تورم 49 ، 30 و 27 درصدی بخشی از تورم موجود در کشور را ناشی از افزایش قیمت نفت، بروز حوادث غیرمترقبه، خشکسالی و سرمای شدید سال قبل و موضوعات بین المللی عنوان کرد. احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس نیز ماه گذشته گفته بود دولت بدون قانون کار نکند و از روش فعلی واگذاری ها در چارچوب اصل 44 دست بردارد. باید اصل 44 تبدیل به قانون شود و دولت در چارچوب قانون کار کند و بدون قانون کار، اصل 44 را به پیش نبرد.» محمد نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران نیز با انتقاد از روند خصوصی سازی و اینکه خصوصی سازی سه سال است که در انتظار قانون است، معتقد به اصلاح قوانین و بازنگری در قوانین در راستای اصل 44 است. براساس گفته های این مسوولان و انتقادهایی که به شکل های مختلف از سوی مسوولان دولتی و غیردولتی مطرح می شود، این پرسش برای کارشناسان مطرح است که چرا مسوولان دولتی قادر به حل این مشکلات که خود به آن انتقاد می کنند، نیستند و تغییر رویکرد موردنظر وزیر کار شامل چه مواردی است و چرا تاکنون به آنها توجه نشده است؟ اگر دولت در روند خصوصی سازی و واگذاری ها و جذب سرمایه های خارجی در حد مورد انتظار خود عمل نکرده و در واگذاری شرکت های دولتی و جذب سرمایه های داخلی و خارجی برای تحقق اصل 44 و سند چشم انداز موفق نبوده، علت چه بوده است؟ نکته جالب توجه آن است که برخی مسوولان دولتی و رئیس سازمان خصوصی سازی، میزان خصوصی سازی انجام شده در سه سال گذشته را 20 برابر 10 سال قبل از آن اعلام کرده اند و در عین حال، برخی دیگر از مسوولان دولتی و غیردولتی، این روند را کند و قطره چکانی ارزیابی می کنند. از دیدگاه برخی صاحب نظران اقتصادی واگذاری، خصوصی سازی یا جذب سرمایه ها تنها با تدوین قانون، اصلاح مقررات و اعلام علاقه دولت به خصوصی سازی تحقق نمی یابد و جذب سرمایه های داخلی و خارجی بدون اصلاح ساختار دولتی اقتصاد بیشتر نمی شود. به عقیده این دسته از اقتصاددانان، مشکلی که در ساختار دولت و مدیریت اقتصادی کشور وجود دارد و دولتمردان، وزرا و مردان اقتصادی دولت به آن انتقاد دارند، را چه کسی باید حل کند. مشکل ساختار سنتی سلسله مراتبی، تصدی گری دولتی و دیوان سالاری و مشکلات بوروکراتیک که جلوی خلاقیت را می گیرد، توسط چه نهادی جز خود دولت باید اصلاح شود؟ نمی شود افراد در سمت مسوول و صاحب قدرت و اختیارات باشند و باز هم انتقاد کنند که چرا چنین است. برخی کارشناسان اقتصادی از جمله محسن صفایی فراهانی معاون کل سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی در این زمینه گفت: «دولت بر بسیاری از نهادهای بانکی، مالی، صنعتی و اداری نظارت و احاطه دارد و مالکیت و قدرت مالی و قانونی نیز در اختیار دولت است، بنابراین بخش غیردولتی نمی تواند مانع دولت باشد یا کارشکنی کند. لذا اینکه دولت نمی تواند موانع موجود را بردارد و مشکلات مورد انتقاد خود را برطرف کند، مقصر خودش است که برنامه ای برای رفع این مشکلات ندارد.» وی افزود: «در سال های اخیر فرصت های ویژه ای از طریق افزایش درآمد نفت، ارتباط با کشورهای شمال و جنوب ایران و همسایگان خود مانند عراق، ترکیه و افغانستان ایجاد شده و دولت می توانست زمینه جذب سرمایه های داخلی و خارجی، ایجاد اشتغال و تولید، استفاده از موقعیت ترانزیتی و… را فراهم کند و وضعیت بیکاری، تورم و شاخص های دیگر را بهبود ببخشد.» وی ادامه داد: «با وجود آنکه اکثر بانک ها دولتی اند بانک مرکزی دولتی است، نظارت بر بانک ها و تعیین نرخ سود بانکی دولتی است، بیشترین انتقادهای دولت از سیستم بانکی است و وزیر کار و دیگر اعضای دولت در این زمینه نظر می دهند و در عین حال که خواستار پرداخت تسهیلات بیشتر هستند انتظار دارند نقدینگی و تورم نیز کنترل شود و همین سیاست های دوگانه باعث افزایش مطالبات معوق، کاهش سپرده های بلندمدت و افزایش سپرده های کوتاه مدت، افزایش برداشت از منابع بانک مرکزی و… شده است.» وی تصریح کرد: «دولت با اختیار ارائه لایحه و تدوین قانون، مالکیت، قدرت مالی و اختیارات زیاد و امکان استفاده از درآمد نفت، امکان اصلاحات و حل مشکلات را دارد اما مجموعه نظارت و برآیند فکر مسوولان با دانش اقتصادی و توصیه های اقتصاددانان همراه نیست و اقتصاد باید با برنامه های منسجم و هماهنگ پیش رود به عنوان مثال اگر دولت می خواهد هم تولیدکننده و هم مصرف کننده را مورد حمایت قرار دهد، باید واردات کالاها را با تعرفه ای تنظیم کند که نه به تولید ضربه بزند و نه مصرف کننده را در مواقع خشکسالی و بحران تنها بگذارد.
54- آوار جان كارگر 24 ساله را گرفت:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 4 تیر 87 ؛ تخريب يك ساختمان نيمهكاره جان كارگر جوان را گرفت.
به گزارش فارس، اين حادثه روز گذشته در تهران نو رخ داد و مأموران ايستگاه 202 سازمان آتشنشاني شهرداري تهران به محل حادثه اعزام و جسد اين كارگر جوان را خارج و تحويل عوامل نيروي انتظامي دادند.
هنگامي كه اين كارگر در حال خاكبرداري بود ساختمان مجاور ريزش ميكند.
علت حادثه در دست بررسي است.
55 – بیانیه ی کانون نویسندگان ایران
درباره ی رفتارهای ضدحقوق انسانی
در پی فشارهای فزاینده ی حاکمیت بر گروههای مختلف اجتماعی بهویژه کوشندگان راه آزادی و کسبِ حقوق انسانی و شهروندی، شاهد دستگیری، تهدید و محکومیتهای تازهیی هستیم. یکی از مدافعان حقوق بشر در کردستان به یازده سال حبس تعزیری محکوم شده است، و چند زن و مرد جوان از فعالان آذربایجان و کردستان نیز به احکام سنگین زندان و تبعید محکومیت یافته اند یا در انتظار چنین سرنوشتی به سر میبرند.
خودکشی دانشجویانی که زیر فشارهای گوناگون بودهاند اوج تازهیی یافته است. بازداشت و احضار دانشجویان ادامه دارد و هر روز شمار بیش تری به زندان می افتند. اقلیتهای مذهبی از جمله بهائیان و دراویش گنابادی به شدت تحت تعقیب و آزار قرار دارند و برخی که در زندان به سر میبرند از حقِ داشتن وکیل و ملاقات محروم اند. زندانیان عقیدتی از جمله دگراندیشانی که خود را ملتزم به عقاید تحمیلی حاکم نمیدانند در معرض انواع اتهام، تعقیب و آزار اند. با هر گونه تشکل و اعتراض کارگری، حتی برای ابتداییترین خواستهای صنفی مانند درخواست پرداخت حقوق عقبمانده و ابقا در کار، تشکیل اتحادیه و سندیکای آزاد برخوردهای خشونتبار صورت میگیرد. دهها کودک به اتهام بزهکاری در سنین کودکی زیر حکم اعدام به سر میبرند. تهدید و فشار بر مدافعان حقوق زنان ادامه دارد. و روزنامهها و تشکلهای مطبوعاتی و فرهنگی به بهانههای ساختگی به تعطیل کشانده میشوند.
در این فضای تیره و تار که تاسف و نگرانی همه ی مردم آزاده ایران و جهان را برانگیخته است بار دیگر نسبت به این اقدامات ضدّ انسانی هشدار میدهیم.
کانون نویسندگان ایران
۴/۴/۱٣٨۷
56- وزارت کار رژيم انجمن صنفی روزنامه نگاران را منحل اعلام کرد :
به گزارش خبرگزارى فارس در تاریخ 4 تیر 87 ؛ وزارت كار و امور اجتماعى طى نامهاى انجمن صنفى روزنامهنگاران ايران را واجد انحلال اعلام كرد.
برابر اخبار رسيده در اين نامه آمده است، نظر به صدور رأى قطعى صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت ادارى طى دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبنى بر رد شكايت انجمن صنفى با پايان اعتبار اعضاى هيئت مديره انجمن صنفى در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانونى با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه آن انجمن واجد شرايط انحلال است. لذا اجراى ماده 39 اساسنامه از سوى آن انجمن مورد انتظار خواهد بود.
اين نامه در ادامه ميافزايد: با توجه به مقررات آمره موجود وزارت كار و امور اجتماعى از شناسايى آن انجمن و معتبر تلقى كردن كليه فعاليتهاى آن در چارچوب آئيننامه و مقررات تشكلهاى صنفى معذور است.
57- واكنش انجمن صنفى روزنامهنگاران به انحلالش :
به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 4 تیر 87 ؛ بعد از ارسال نامه رسمى وزارت كار به انجمن صنفى روزنامه نگاران مبنى بر اينكه اين انجمن به دلايل حقوقى واجد انحلال است، رئيس انجمن در نامهاى به وزير كار و امور اجتماعي، به اين تصميم وزارت كار واكنش نشان داد.
به گزارش فارس، در بخشى از اين نامه آمده است: احتراماً، پيرو نامه شماره 10263 مورخ 6/3/1387 اين انجمن به جنابعالى و نامههاى 10138 مورخ 17/1/87، 10195 مورخ 8/2/1387 و 10293 مورخ 3/3/1387 به مدير كل سازمانهاى كارگرى و كارفرمايى مبنى بر تمكين اين انجمن به راى ديوان عدالت ادارى درباره رد ابطال نامه هاى شماره 577185 و 75179 اداره كل سازمانهاى كارگرى و كارفرمايى و اعلام آمادگى جهت برگزارى مجمع عمومى فوقالعاده براى اصلاح اساسنامه و مجمع عمومى عادى سالانه براى انتخاب هيئت مديره و بازرسان، با كمال تعجب و به رغم همه گونه تعامل مثبت و سازنده اين انجمن با مسئولان وزارت كار، صبح امروز از سوى مدير كل سازمانهاى كارگرى و كارفرمايى آن وزارتخانه نمابرى به اين انجمن واصل شد كه به شرح زير است:
“احتراماً بازگشت به نامه شماره 10138/د-ا-ص ر موردخ 17/1/1387، نظر به صدور راى قطعى صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت ادارى طى دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبنى بر رد شكايت آن انجمن صنفي، بدينوسيله اعلام مى دارد، با عنايت به پايان اعتبار اعضاى هيئت مديره انجمن صنفى در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانوني، با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه، آن انجمن صنفى واجد شرايط انحلال مى باشد، لذا اجراى ماده 39 اساسنامه از سوى آن انجمن، مورد انتظار خواهد بود. بديهى است با توجه به مقررات آمره موجود، وزارت كار و امور اجتماعى از شناسائى آن انجمن و معتبر تلقى كردن كليه فعاليتهاى آن در چارچوب آئين نامه و مقررات تشكل هاى صنفى معذور است.”
اين نامه ميافزايد: از آنجا كه جنابعالى بر پايه قوانين و مقررات جارى در جمهورى اسلامى ايران به عنوان وزير كار و امور اجتماعى متولى و پشتيبان فعاليتهاى صنفى و كارگرى هستيد و اخيراً نيز با حضور در اجلاس سازمان بينالمللى كار بر آزادى فعاليتهاى صنفى و سنديكايى كارگرى در انطباق با مفاد مقاوله نامههاى 87 و 98 بينالمللى كار تصريح و تاكيد داشتيد، دريافت چنين نامهاى در مورد انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران كه قدمتى يازده ساله با چهار هزار عضو از سراسر كشور دارد، براى هيئت مديره انجمن قابل فهم و هضم در انطباق با قوانين و مقررات جارى و مقاوله نامههاى بينالمللى كار و نوع رويكرد آن وزارتخانه نسبت به فعاليتهاى صنفى كارگرى نيست و آن را فاقد وجاهت قانونى ميدانيم.
58- هشتمين تجمع اعتراضی فرهنگيان بازنشسته در مشهد:
به گزارش کانون مدافعان خقوق کارگر در تاریخ 4 تیر 87 ؛ هشتمين تجمع اعتراضی فرهنگيان بازنشسته نسبت به عدم پرداخت پاداش پايان خدمت در محل سازمان آموزش وپرورش مشهد در ساعت 9 صبح شنبه دوم تير ماه به مدت دوساعت برگزار شد. تجمع کنندگان ضمن اعتراض به عدم اجرای تعهدات مدير سازمان، نماينده مجلس آ قای آريان منش باشعار وزير بی لياقت استعفا استعفا، مدير بی لياقت استعفا، در راهروی ساختمان های يک ودو وسه وحياط اداره از مسئولين خواستند تا تاريخ 3 تيرماه به تعهد خود عمل کنند. در غير اين صورت راه پيمائی اعتراضی از مقابل سازمان تا استانداری صورت خواهد گرفت معلمان مجددا امروز سوم تير ماه به تجمع خود ادامه دادند.
59- کارگر “قند هفت تپه”: 5ماه حقوق دريافت نکردهايم:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 4 تیر 87 ؛ يک کارگر کارخانه “قند هفت تپه” گفت:کارگران اين کارخانه خواهان دريافت معوقههاي 5ماهه حقوق خود هستند.
يک کارگر کارخانه قند “هفت تپه” در گفتوگو با برنا، با بيان اينکه کارگران اين کارخانه در اعتراض به عدم دريافت حقوق ماهيانه خود دست به اعتراض زدهاند، گفت: در حدود 4 تا 5 هزار نفر در کارخانه قند هفت تپه مشغول به فعاليت هستند که از ماههاي پيش تاکنون حقوق ماهيانه خود را دريافت نکردهاند.
وي افزود: استدلال مسوولان کارخانه قند “هفت تپه” اين است که به دليل بدهکاري کارخانه امکان پرداخت حقوق کارگران وجود ندارد؛ اما به نظر ميرسد که دلايل ديگري چون تعديل تعدادي از کارگران مبناي عدم پرداخت حقوق اين افراد باشد.
اين کارگر کارخانه قند هفت تپه اظهار داشت: مسوولان اين کارخانه اميدوارند کارگران پس از نااميدي از دريافت معوقههاي خود به دنبال شغل ديگري بروند.
وي گفت: در حال حاضر توليد 100 هزار تني روزانه کارخانه قند هفت تپه به صفر رسيده است و در صورتي که مشکل آب و برق اين کارخانه حل نشود براي سال آينده توليد قلمه نيشکر نخواهيم داشت.
60 – تعویق دستمزدها و خطر بیکارسازی به بهانه قطع برق!
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” در تاریخ 4 تیر 87 ؛ بهانه تراشی واهی و ضدانسانی سرمایه داران برای مصادره دستمزدهای ماهانه کارگران، تعویق در پرداخت بهای ناچیز نیروی کار توده های کارگر و اخراج کارگران به یک سنت فراگیر و معمولی در سراسر جهنم سرمایه داری ایران تبدیل شده است. هر بهانه و دستاویزی می تواند برای امتناع از پرداخت دستمزد کارگران یا بیکار ساختن آن ها کافی باشد. برای یافتن این بهانه ها و دستاویزها هیچ سرمایه داری نیاز به هیچ رویداد واقعی یا وقوع هیچ حادثه خاصی ندارد. صرف اراده و عزم کارفرمایان در استفاده سودجویانه تر از دستمزدهای مصادره شده برای تعویق ماه ها حقوق کارگران و گرسنه سازی کودکان و زنان و پدران و مادران آن ها کفایت می کند. فقط کافی است صاحب سرمایه با محاسبات کاسبکارانه اش احساس کند که در صورت عدول از پرداخت چند ماه دستمزد کارگران می تواند کمبود سرمایه گذاری های نوین خود را جبران کند، حجم بسیار انبوه تری مواد اولیه و مصالح مورد نیاز تولید را تهیه کند، کارخانه خویش را توسعه دهد، میزان تولید خود را افزایش دهد، مواد خام و وسائل کمکی تولید را چند ریال ارزان تر تهیه کند. در یک کلام هر چیزی، هر حادثه ای و حتی هر احتمالی که یک ریال سود بیشتر را برای سرمایه دار نوید دهد دلیل بسیار مکفی و مستحکمی برای او است که پرداخت دستمزد صدها و هزاران یا هر تعداد کارگر را برای هر مدتی که بخواهد به تعویق اندازد. سرمایه داران برای بیکارسازی کارگران نیز احتیاج به یافتن هیچ نوع دلیل و مدرک واقعی نیستند. صرف یافتن نیروی کار ارزان تر یا چشم انداز انتقال سرمایه به حوزه پرسودتر برای اخراج فوج فوج کارگران کافی است.
در میان بهانه ها و دستاویزهای دروغینی که سرمایه داران برای فرار از پرداخت دستمزد کارگران و بیکارسازی آن ها به هم می بافند، یکی نیز وقوع خاموشی ها در شبکه های برق رسانی برخی شهرها است. بسیاری از صاحبان سرمایه در شهر اصفهان با توسل به همین بهانه از خطر تعویق در پرداخت حقوق ماهانه کارگران و احتمال بیکاری عده ای کارگر سخن به میان کشیده اند. در همین راستا این نکته نیز مهم است که خانه کارگر و روزنامه دسترنج و به طورکلی محافل کارگری ساخته و پرداخته دولت سرمایه داری با جدیت تمام تلاش می کنند تا از طریق زمینه سازی های لازم تحمیل این جنایت ها بر توده های کارگر را موجه جلوه دهند و کارگران را به قبول آن متقاعد سازند. سرمایه در جریان دستیابی به سود هرنوع جنایتی را لباس منطق، هردرجه از وقاحت را عبای آراسته اخلاق و هر گونه زورگویی و شرارت را جامه عدالت و انصاف به تن می کند. برای لحظه ای تصور کنید که خاموشی یا اختلال در شبکه برق رسانی صنایع چه ربطی به توده فروشنده نیروی کار دارد، و بر اساس کدام منطق و معیار و فرهنگ و اخلاق کفاره آن را باید کارگر بپردازد؟! دولت سرمایه داری و صاحبان سرمایه زمین و زمان را از سرمایه های حاصل از اضافه ارزش تولید شده طبقه کارگر آکنده اند، آن ها خود به دلیل صرفه جویی های هر چه کلان تر در هزینه های لازم سرمایه گذاری با هدف دست یافتن به سودهای انبوه تر مشکل اختلال سیستم برق رسانی را ایجاد می کنند، اما بسیار راحت و با بیشرمی تمامی بار همین صرفه جویی ها هولناک سودجویانه خود را به جنایتکارانه ترین شکلی بر زندگی کارگران سرشکن می کنند. زیر نام مشکل خاموشی برق اعلام می کنند که شاید قادر به پرداخت دستمزدها نباشند!! آنان با توسل به همین بهانه خطر بیکارسازی کارگران را گوشزد می کنند و به این ترتیب می کوشند تا با ایجاد فضای وحشت و دلهره و هراس زمینه را برای تحمیل جنایات بیشتر بر کارگران هموار سازند.
4تیر 8
61- يک تشکل مستقل صنفي ديگر منحل شد:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 4 تیر 87 ؛ انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران از سوي وزارت كار بطور رسمي منحل اعلام شد.
وزارت كار و امور اجتماعي طي نامهاي انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران را واجد انحلال اعلام كرد.
برابر اخبار رسيده در اين نامه آمده است، نظر به صدور رأي قطعي صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت اداري طي دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبني بر رد شكايت انجمن صنفي با پايان اعتبار اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانوني با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه آن انجمن واجد شرايط انحلال است. لذا اجراي ماده 39 اساسنامه از سوي آن انجمن مورد انتظار خواهد بود.
اين نامه در ادامه ميافزايد: با توجه به مقررات آمره موجود وزارت كار و امور اجتماعي از شناسايي آن انجمن و معتبر تلقي كردن كليه فعاليتهاي آن در چارچوب آئيننامه و مقررات تشكلهاي صنفي معذور است.
گفتني است در طول فعاليت دولت نهم، بسياري از تشکلهاي صنفي توسط وزارت کار منحل شدهاند.
62- يک کارگر ديگر در آتش سوخت:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 4 تیر 87 ؛ اتحاديه آزاد کارگران ايران از فوت يک کارگر کورهپزخانههاي اروميه به دليل سوختگي در هفته گذشته خبر ميدهد.
به گزارش دسترنج، جعفر عظيم زاده از اعضاي اتحاديه آزاد کارگران ايران اعلام کرد: هفته گذشته يکي از کارگران کورهپزخانههاي اروميه به دليل سوختگي جان خود را از دست داد.
وي گفت: اين کارگر ۲۶ ساله که عبدا… نام داشت و از اهالي پيرانشهر بود در منطقهاي موسم به ملت مشغول کار بود.
به گفته اين مقام آگاه، عبدا… زماني که سرگرم شستشوي لباس کار خود با بنزين بود، دچار آتشسوزي شد و در نتيجه سوختگي جان خود را از دست داد.
عظيم زاده احتمال داد که اين حادثه آتشسوزي منجر به فوت، در نتيجه رعايت نشدن شرايط ايمني و نبود تجيهزات ايمني روي داده باشد.
رعايت نشدن مسائل ايمني در حالي به عنوان دليل بروز اين حادثه مطرح ميشود که پيشتر کارگران کورهپزخانههاي اروميه در اعتراض به شرايط کاري، دست به اعتصاب زده بودند.
به گفته فعالان کارگري، نزديک به ۳ تا ۴ هزار کارگر شاغل در کورهپزخانههاي اروميه در اعتصابي که تا دو هفته پيش ادامه داشت، شرکت و خواهان افزايش حقوق و ارتقا امکانات بهداشتي و ايمني در محل کار و اقامت خود شده بودند.
اين اعتصاب که به فاصله کوتاهي پس از اعتصاب منجر به پيروزي کارگران کورهپزخانههاي ورامين در تهران آغار شد سرانجام به شرط انجام مذاکره براي پيگري خواستههاي کارگران پايان يافت.
63- افزايش 50 درصدي استخدام پيماني کارگران:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 4 تیر 87 ؛ يک فعال کارگري در منطقه غرب تهران از افرايش ۴۰ تا ۵۰ درصدي قراردادهاي پيمانکاري نيروي انساني در کارخانههاي اين منطقه خبر داد.
به گزارش دسترنج، محمد حمزهاي از اعضاي خانه کارگر غرب تهران گفت: گزارشها و گفتههاي کارگران کارخانههاي منطقه غرب تهران نشان ميدهد که در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته کارگران بيشتري بصورت پيمانکاري در کارخانهها مشغول به کار هستند.
وي با اشاره به رشد ۴۰ تا ۵۰ درصدي استخدامهاي پيمانکاري در کارخانههاي منطقه غرب، گفت: در سال۸۷ در بسياري از کارخانهها با کارگران قراردادي بصورت پيمانکاري قرارداد بسته شده است.
در استخدام کارگر به شيوه پيماني که پس از قراردادهاي موقت کار به رايجترين شيوه استخدام کارگر در کارخانهها و واحدهاي توليدي، صنعتي و خدماتي تبديل شده است، “کارگر از طريق شخص سومي که پيمانکار خدمات نيروي انساني ناميده ميشود در کارخانه مشغول کار خواهد بود.”
فعالان کارگري که از زمان مرسوم شدن قراردادهاي موقت خواستار لغو اين شيوه اسخدامي هستند، از استخدام پيماني کارگر به عنوان بدترين شيوه استخدام نيروي انساني ياد ميکنند.
کارگران معتقد هستند که در استخدام پيماني، پيمانکار نيروي انساني از پرداخت تمامي مطالبات قانوني کارگران خوددراي ميکند.
64- قطع برق و احتمال به مخاطره افتادن حقوق کارگران:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ در یک ماه اخیر قطع پیدرپی برق در استان اصفهان باعث شده نارضایتی کارفرمایان از وضع موجود تولید و نگرانی کارگران از بابت به خطر افتادن امنیت شغلی آنها افزایش یابد.
به گزارش دسترنج، هر چند فعالان کارگری تاکنون از آثار قطع برق کارخانهها بر روی کارگران ابراز بیاطلاعی کردهاند اما بر ضرورت چارهاندیشی برای حل این مشکل تاکید دارند.
به گفته ابراهیم فتحیان از اعضای خانه کارگر استان اصفهان، قطع پیدرپی برق کارخانهها که از چند هفته پیش به رویهای عادی تبدیل شده است، تاکنون برای کارگران به غیر از چند ساعت تعطیلی در روز نتیجه دیگری نداشته است.
وی با اشاره به تعداد بالای کارگرانی که در کارخانههای استان اصفهان شاغل هستند بر ضرورت مطرح شدن مسئله قطع برق کارخانهها به عنوان مشکل تولید و یکی از معضلهای احتمالی بعدی امنیت شغلی کارگران تاکید کرد.
وی احتمال داد در صورتی که قطع برق کارخانهها ادامه یابد ممکن است علاوه بر کارفرمایان، کارگران نیز گرفتار مشکلات ناشی از قطع برق شوند.
برخلاف کارگران که میتوان آنها را به عنوان قربانیان احتمالی قطع برق کارخانهها در اصفهان دانست، به نظر میرسد که قطع پیدرپی برق باعث نارضایتی کارفرمایان اصفهانی شده است.
مظفر چلمقانی که از کارفرمایان صنعت نساجی استان اصفهان محسوب میشود با انعکاس نارضایتی کارفرمایان اصفهانی از قطع برق کارخانهها، میگوید: در یک ماه اخیر قطع برق کارخانهها صدای اعتراض خیلی از کارفرمایان را درآورده است.
وی با بیان اینکه در نتیجه بالا گرفتن نگرانیها قرار است از طرف اداره صنایع برای این موضوع چارهاندیشی شود، به نقل از سایر کارفرمایان و مدیران صنایع گفت: حتی با وجود شرایط پیشبینی شدهای که در جدول خاموشی تازه منتشر شده لحاظ شده است، فعالیت کارخانهها در این شرایط ناممکن است.
هرچند وی در رابطه با تاثیرات احتمالی این موضوع بر وضعیت کارگران حرفی نزد اما به نظر میرسد بالا گرفتن صدای نارضایتی کارفرمایان از وضع موجود و مطرح شدن این مسئله در نهادهای اداری استان اصفهان، میتواند هشداری برای احتمال به خطر افتادن منافع کارگران نیز باشد
65- پرداخت بخشی از مطالبات کارگران چوب طالقان:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ یکی از کارگران کارخانه صنایع چوب طالقانی از پرداخت شدن عیدی و پاداش سال گذشته کارگران این کارخانه در چند روز گذشته خبر داد.
به گزارش دستنرج، این کارگر گفت: دو روز پیش کارفرما با تخصیص ۳۰ میلیون تومان بخشی از مطالبات معوقه کارگران را پرداخت کرد.
به گفنه این کارگر، کارخانه صنایع چوب طالقانی ۶۰ کارگر دارد که از نیمه دوم سال ۸۵ تاکنون مطالبات این کارگران بصورت نامرتب پرداخت شده است.
وی همچنین از احتمال پرداخت یک تسهیلات ۴۰ میلیون تومانی از سوی وزارت کار برای پرداخت مطالبات فروردین و اردیبهشت سال ۸۶ کارگران این کارخانه خبر داد.
کارگران کارحانه صنایع چوب طالقانی که معتقدند برخی مدیران اداره کار استان تهران در به وجود آمدن وضع کنونی نقش دارند، چندی پیش در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود در محوطه وزارت کار و امور اجتماعی تجمع کرده بودند.
این کارگران که هر کدام بابت مطالبات گذشته ۵ تا ۶ میلیون تومان طلبکار هستند اعلام کردهاند که تا زمان دریافت تمامی مطالبات خود به حالت اعتصاب در کارگاه حضور پیدا خواهند کرد.
66- قیمت مسکن در ایران شش برابر استاندارد جهانی است :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ چهارشنبه 5 تیر 87 : نسبت قیمت مسکن به درآمد سالانه خانوار در ایران شش برابر استاندارد جهانی است.در میزگرد نقش مسکن در اقتصاد ایران کمال اطهاری گفت: «متاسفانه مشکلات پیرامون این بخش نتیجه ناکارآمدی سیاست های نهادهای اقتصادی کشور است.»
67- قیمت انواع شیر 25 درصد گران شد :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ چهارشنبه 5 تیر 87 : قیمت انواع شیر مصرفی خانوار از ابتدای هفته جاری 25 درصد افزایش یافته است.به گزارش خبرنگار ما در شرایطی که برچسب های قدیمی قیمت پاکت انواع شیر نشان دهنده نرخ های قبلی است هم اکنون با تعیین قیمت جدید مصرف کننده روی پاکت های شیر، قیمت ها 25 درصد افزایش یافته است.براساس این گزارش در بسته های پلاستیکی شیر 1000 گرمی 5/2 درصد یارانه ای با مارک «خزر شیر» که فروش آزاد آن ممنوع است در هفته گذشته قیمت 200 تومان برای مصرف کننده درج شده بود ولی از ابتدای هفته جاری این نرخ به 250 تومان افزایش یافته است آن هم در شرایطی که هم قیمت 200 تومان و هم قیمت 250 تومان برای مصرف کننده بر کیسه های این شیر یارانه ای درج شده است.
به گفته مدیر فروش یکی از تعاونی های پخش کننده شیر یارانه ای اگر چه قرار بود قیمت جدید محصولات لبنی در سال جاری ظرف دو هفته آینده بررسی و ابلاغ شود اما اکثر کارخانه های تولیدکننده از ابتدای هفته جاری قیمت برخی از محصولات خود را تا سقف 25 درصد افزایش داده اند. وی تصریح کرد: «این افزایش قیمت از طرف کارخانه ها صورت گرفته است و فروشندگان و توزیع کنندگان هیچ گونه دخالتی در تغییر قیمت ها نداشته اند. در حال حاضر هر پاکت شیر یارانه ای توسط کارخانه ها به مراکز توزیع با قیمت 2375 ریال عرضه می شود و قیمت های جدید برای مصرف کننده نیز روی پاکت این محصولات 2500 ریال درج شده است.» – رابطه افزایش قیمت و کاهش وزن «اگر چه برخی از تولیدکنندگان محصولات لبنی، قیمت محصولات تولیدی خود را در سال جاری افزایش نداده اند اما از وزن محصولات خود کاسته اند.» محمد شریفی یکی از فروشندگان لبنیات، ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «برخی تولیدکنندگان با کاستن از وزن محصولات خود درصدد جبران ضرر و زیان ناشی از عدم افزایش قیمت ها برآمده اند. به طور مثال وزن ظروف ماست تولیدی برخی کارخانه ها با کاهش 100 تا 150 گرمی روبه رو بوده است.» وی افزود: «کاهش وزن و کیفیت برخی از محصولات لبنی حاکی از آن است که کارخانه های تولیدکننده این محصولات برای کاستن از میزان خسارت های ناشی از دستور تثبیت قیمت ها، اقدام به پایین آوردن هزینه های تولید خود کرده اند.» وی تصریح کرد: «کاهش میزان تولید محصولات کم چرب و در ازای آن افزایش تولید محصولات پرچرب نیز اقدام دیگری برای کاهش هزینه های تولید و بالا بردن سود کارخانه هاست.»وی اظهار داشت: «افزایش پلکانی قیمت ها، کاهش کیفیت برخی از محصولات لبنی، کمبود و نایابی برخی دیگر از این محصولات در کنار عدم درج قیمت روی برخی از اقلام لبنی موجب آشفتگی بازار این محصولات و سردرگمی مصرف کنندگان شده است.»یک تولیدکننده محصولات لبنی نیز در رابطه با علت گرانی این محصولات به خبرنگار ما گفت: «افزایش هزینه های تولید از جمله بالا رفتن دستمزد کارگران و مواد اولیه مهم ترین عامل افزایش قیمت فرآورده های لبنی است.» وی با اشاره به عدم پرداخت یارانه دولتی به کارخانه های تولیدکننده گفت: «دولت در شرایطی به تولیدکنندگان فشار می آورد تا محصولات خود را به قیمت های قبلی عرضه کنند که در پرداخت یارانه به تولیدکنندگان تاخیر زیادی اعمال کرده است.» وی گفت: «قیمت مصوب دولتی خرید شیر از دامدار حدود 290 تومان است در حالی که کارخانه شیر را به قیمت 425 تومان از دامداران خریداری می کنند، تحت این شرایط انتظار عدم افزایش قیمت محصول نهایی انتظار معقولی به نظر نمی رسد.» وی با اشاره به تاثیر خشکسالی در افزایش قیمت شیر گفت: «خشکسالی قیمت هر کیلو جو را از 150 تومان سال گذشته به 400 تومان در سال جاری افزایش داده است که این رشد قیمت در نهایت منجر به افزایش هزینه های تولید و قیمت فرآورده های لبنی شده است
68- محمد جراحی آزاد باید گردد :
محمد جراحی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری سال گذشته در شهر تبریز بدلیل فعالیتهای صنفی بازداشت و روانه زندان شد و پس از چهار روز با قرار وثیقه ده میلیون تومانی آزاد و برای کار عازم عسلویه گردید و در این مدت در آنجا اشتغال بکار داشت.
وی بدنبال تماس تلفنی دادگاه اجرای احکام با منزل مادری اش، روز 30 خرداد امسال به دادگاه اجرای احکام جهت کسب اطلاع از دلیل احضارش مراجعه میکند که همانجا او را بازداشت و روانه زندان میکنند.
دادگاه شعبه 11 انقلاب در شهر تبریز طی محاکمه ای غیابی و بدون دادن حق دفاع به محمد جراحی، وی را به چهار ماه زندان قطعی محکوم کرده است و نامبرده اکنون مدت 8 روز است که در زندان بسر می برد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن محکوم کردن بازداشت محمد جراحی و صدور حکم چهار ماه زندان برای او، خواهان آزادی فوری و بی قید شرط وی از زندان است و از تمامی کارگران، تشکلها و نهادهای کارگری در سرتاسر جهان میخواهد تا متحدانه خواهان آزادی محمد جراحی و منصور اسالو از زندان شوند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
www.ettehade.net
k.ekhraji@gmail.com
فاکس: 02144514795
69- يک کارگر ديگر در آتش سوخت :
به گزاش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ از قول ؛ اتحاديه آزاد کارگران ايران از فوت يک کارگر کوره پزخانههاى اروميه به دليل سوختگى در هفته گذشته خبر ميدهد.
به گزارش دسترنج، جعفر عظيم زاده از اعضاى اتحاديه آزاد کارگران ايران اعلام کرد: هفته گذشته يکى از کارگران کورهپزخانههاى اروميه به دليل سوختگى جان خود را از دست داد.
وى گفت: اين کارگر ۲۶ ساله که عبدا… نام داشت و از اهالى پيرانشهر بود در منطقهاى موسم به ملت مشغول کار بود.
به گفته اين مقام آگاه، عبدا… زمانى که سرگرم شستشوى لباس کار خود با بنزين بود، دچار آتشسوزى شد و در نتيجه سوختگى جان خود را از دست داد.
عظيم زاده احتمال داد که اين حادثه آتشسوزى منجر به فوت، در نتيجه رعايت نشدن شرايط ايمنى و نبود تجيهزات ايمنى روى داده باشد.
رعايت نشدن مسائل ايمنى در حالى به عنوان دليل بروز اين حادثه مطرح ميشود که پيشتر کارگران کورهپزخانههاى اروميه در اعتراض به شرايط کاري، دست به اعتصاب زده بودند.
به گفته فعالان کارگري، نزديک به ۳ تا ۴ هزار کارگر شاغل در کورهپزخانههاى اروميه در اعتصابى که تا دو هفته پيش ادامه داشت، شرکت و خواهان افزايش حقوق و ارتقا امکانات بهداشتى و ايمنى در محل کار و اقامت خود شده بودند.
اين اعتصاب که به فاصله کوتاهى پس از اعتصاب منجر به پيروزى کارگران کورهپزخانههاى ورامين در تهران آغار شد سرانجام به شرط انجام مذاکره براى پيگرى خواستههاى کارگران پايان يافت.
70- گرانی برنج در ايران, گزارش رويتر :
به گزارش خبرگزاری فارس در تاریخ 5 تیر 87 از قول خبرگزاری رويترز ؛ طى گزارشى با تشبيه سرمايه داران و دلالان بزرگ برنج در ايران به دلالان و سفته بازان نفتى اعلام كرد دليل اصلى افزايش هاى اخير قيمت برنج در اين كشور را بايد در نظام توزيع جستجو كرد.
به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از رويترز ،از مزارع حاصل خيز و سر سبز شمال ايران تا بازار غلات و حبوبات تهران تناقضات زيادى كه حاصل بحران افزايش قيمت جهانى مواد غذايى و سوخت است را مى توان مشاهده كرد.
قيمت برنج در ايران از ماه مارس تا كنون بيش از دو برابر افزايش داشته است ولى كشاورزانى كه از طلوع تا غروب آفتاب در مزارع اطراف چالوس سخت كار مى كنند مى گويند درآمد ناچيزى از افزايش قيمت برنج كسب مى كنند.
يك كشاورز در منطقه لشت نشاء در اين باره گفت: واسطه ها و دلالان، برنج ما را به قيمت ارزان مى خرند ، آن را انبار مى كنند و سپس به قيمتهاى گزاف مى فروشند .
بر اساس اين گزارش سود اصلى به جيب دلالان و تجار برنج مى رود. سرمايه داران بزرگ كل محصول توليدى برنج كشاورزان را خريدارى مى كنند و آن را به عمده فروشان و عاملان توزيع مى فروشند.
برنج غذاى اصلى جمعيت 70 ميليون نفرى ايران محسوب مى شود. افزايش قيمت نفت گرچه موجب رشد درآمد هاى ارزى شده است ولى از سوى ديگر رشد تورم و افزايش فشار بر اقشار فقير و كم درآمد را نيز به همراه داشته است. افزايش قيمت جهانى مواد غذايى نيز تاثير زيادى در رشد تورم ايران داشته است.
برخى از صادركنندگان برنج در آسيا با اعمال محدوديتهاى صادراتي، به افزايش قيمت جهانى برنج دامن مى زنند .
وزارت بازرگانى ايران اعلام كرد ، تا مارس 2009 به بيش از 7/1 ميليون تن واردات برنج نياز داريم تا با توليد 5/1 ميليون تنى بتوان نياز داخلى را تامين كرد .
ايران طى سالهاى گذشته قصد داشته است تا در زمينه توليد محصولات كشاورزى به خودكفايى برسد ولى به دلايلى از جمله خشكسالى سالهاى اخير به اين هدف دست نيافته است . اخيرا دولت براى كاهش نگرانى هاى مردمى اقدام به واردات 100 هزار تن برنج از پاكستان نموده است . در حالى كه دلالان و سفته بازان عامل اصلى افزايش قيمت جهانى نفت معرفى مى شوند ،سرمايه داران و دلالان بزرگ برنج در ايران نيز نقش زيادى در رشد قيمت برنج دارند .
دولت ايران با توجه به اين موضوع تعدادى از دلالان و تجار برنج را به جرم احتكار ، بازداشت و زندانى كرده است . يك تاجر غلات در بازار تهران گفت :”دلالان به محض شنيدن خبر خشكسالى و افزايش قيمت جهانى برنج ، محموله هاى برنج خود را مخفى مى كنند”.
وى افزود:”برنج زيادى در بازار موجود است ولى دلالان از فرصتهاى پيش آمده سوء استفاده مى كنند . براى ما افزايش قيمت برنج هيچ فرقى نمى كند . ما مجبوريم برنج را گرانتر بخريم و گرانتر بفروشيم”.
يك كشاورز شمالى نيز در اين باره گفت:”قيمت برنج افزايش مى يابد ولى چه كسى واقعا سود مى برد ؟ ما 12 ساعت در روز كار مى كنيم . ولى اين دلالان و تجار هستند كه از افزايش قيمتها سود مى برند”.
يك تاجر برنج در رشت نيز گفت :”برخى سرمايه داران برنج را ماهها پيش خريدارى كرده اند و آن را براى شرايطى مثل امروز انبار مى كنند”.
71- کارگران هفت تپه امیدوار باقی میمانند:
به گزاش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ یکی از کارگران بازنشسته کارخانه از توافق کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه با کارفرما برای پایان دادن به اعتصاب یک ماهه و بازگشت به کار اعتصاب کنندگان خبر داد. او گفت ؛ کارگران این کارخانه به شرط دریافت دستمزد اسفند ماه از ۲ روز پیش به اعتصاب خود پایان دادهاند و به کار سابق خود بازگشتهاند.
نزدیک به ۴ هزار نفر در کارخانه نیشکر هفت تپه مشغول به کار هستند، این کارگران در یک ماه گذشته در اعتراض به پرداخت نشدن پنج ماه مطالبات معوقع خود اعتصاب کرده بودند.
این مقام آگاه گفت: در پی توافق انجام شده کارگران هفت تپه حاضر شدند تا در ازای پرداخت تدریجی مطالبات معوقه خود به اعتصاب پایان دهند و به کار سابق خود بازگردند.
وی گفت: کارگران هنوز نسبت به دریافت مطالبات خود خوشبین نیستند، اما براساس این توافق قرار است کارفرما تا چند روز آینده دستمزد اسفند ماه کارگران خود را پرداخت کند.
وی افزود: از آنجا که در این اعتصاب یک ماهه کارگران چند بار با برخوردهای عوامل انتظامی روبرو شدهاند ناچار هستند که به این توافق امیدوار باشند.
72- اصرار به ملاقات با قالیباف به اوین منجر شد:
به گزاش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ در جریان برگزاری مراسم بزرگداشت روز زن که شب گذشته از سوی شرکت واحد و شهرداری تهران در ورزشگاه ۱۲هزار نفری آزادی برگزار شد؛ یکی از کارگران تعلیقی شرکت واحد بازداشت و به اتهام اخلال در نظم به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش دسترنج، ابراهیم مددی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام کرد: غلام رضا غلامحسینی از اعضای این تشکل و یکی از کارگران تعلیقی شرکت واحد شب گذشته در جریان این مراسم بازداشت شد و صبح امروز پس از انتقال به دادسرای امنیت با قرار بازداشت به زندان اوین منتقل شد.
به گفته مددی، این عضو سندیکای شرکت واحد زمانی بازداشت شد که قصد داشت در حاشیه جشن روز زن با مدیرعامل شرکت واحد و شهردار تهران در مورد ممانعتی که شرکت واحد در مورد بازگشت به کار وی میکند، صحبت کند.
بنا به ادعای این عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، غلامرضا غلامحسینی از معدود رانندگان تعلیقی شرکت واحد است که پس از اعتصاب سال ۸۴ کارگران شرکت واحد و اخراج دسته جمعی کارگران این شرکت توانست از هیئت حل اختلاف اداره کار رای بازگشت به کار بگیرد.
این فعال کارگری افزود: شب گذشته به دلیل نگرانی ناشی از غیبت طولانی غلامحسینی، اعضای سندیکا با مراجعه به محل برگزاری جشن از بازداشت وی با خبر شدند اما تا چند ساعت پیش که خود غلام حسینی در تماس تلفنی از انتقال خود به دادگاه انقلاب خبر داد هیچ خبری از محل بازداشت وی نبود.
73- بیم و امید کارگران چینی سروش:
به گزاش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ کارگران کارخانه چینی سروش در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود از چندی پیش به انجام حرکتهای اعتراضی روی آوردهاند.
به گزارش دسترنج، در حدود ۱۵۰ کارگر کارخانه چینی سروش در حالی بابت عیدی و پاداش سال ۸۶ از کارفرمای خود طلبکار هستند که از ابتدای سال جاری هنوز حقوق آنها پرداخت نشده است.
یکی از فعالان کارگری در استان فارس گفت: چندی پیش این کارگران در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود دست به اعتصاب زدند.
به گفته این مقام آگاه اعتصاب کارگران چینی سروش سرانجام به صورت مسالمت آمیز پایان یافت اما هنوز مطالبات کارگران پرداخت نشده است.
وی افزود: کارخانه چینی سروش از کارخانههای قدیمی و سازنده ظروف چینی است که با وجود روند مطلوب تولید در چند سال اخیر به دلیل تغییر مدیریت دچار مشکل شده است.
74- تعداد 340 تن ازكارگران شركت صدرا در بوشهر اخراج شدند:
به گزاش سایت دسترنج در تاریخ 5 تیر 87 ؛ رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان بوشهر گفت: 340 كارگر شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) در بوشهر به دنبال اتمام مدت قراردادشان از اين شركت اخراج شدند.
به گزارش ايرنا، حسين باشي زادگان با بيان اين مطلب افزود: در پايان سال گذشته مدت قرارداد 440 نفر از كاركنان شركت صدرا تمام شد كه با پيگيريهاي مسوولان استان بوشهر، قرارداد اين افراد به مدت سه ماه با اين شركت تمديد شد.
وي اظهار داشت: به دليل پايان يافتن برخي پروژههاي صدرا و نياز نداشتن به اين نيروها، اين شركت از تمديد قرارداد اين افراد خودداري كرد و آنان با هدايت سازمان كار براي دريافت حقوق خود و استفاده از بيمه بيكاري اقدام كردند.
باشيزادگان اضافهكرد: بنا به اعلام نياز شركت صدرا 100 نفر از مجموع 440 نفر ياد شده بهرغم اتمام قراردادشان هنوز در جزيره صدرا مشغول بكار هستند كه صدرا براي اخراج و يا تمديد قرارداد آنان اقدامي نكرده است.
وي در خصوص شايعه اقدام صدرا به اخراج يكهزار كارگر بوشهري گفت: اين شركت در سالجاري تصميم دارد دست به اصلاح ساختار بزند كه اين امر بايد با هماهنگي مسوولان ارشد استان بوشهر صورت بگيرد ولي تاكنون شركت صدرا در اين زمينه اقدامي نكرده است.
شركت صدرا در بوشهر در زمينه ساخت كشتي و سازهها و سكوي نفتي دريايي فعاليت ميكند.
75- تعداد 300 هزار بازنشسته نظامی
روی خط فقر و نشسته بر خاک سیاه
رییس کانون بازنشستگان ارتش در همایش یک روزه روسای کانون بازنشستگان نیروهای مسلح اعلام کرد:
مشکلات معیشتی بازنشستگان باعث کاهش منزلت اجتماعی آنها شده است. از حدود 500 هزار بازنشسته زیرمجموعه کانون بازنشستگان ارتش، نزدیک به 300 هزار نفر آنها در ماه تنها 240 هزار تومان حقوق دریافت میکنند. کانون بازنشستگان نقش وکیل بازنشستگان را دارد و سیاستگذاری بر عهده ما نیست، اما به عنوان وکیل راه حلهایی را به دولت، وزارت دفاع و مجلس پیشنهاد کرده ایم.
76- يک مسوول:اخراج کارگران ربطي به ما ندارد :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 6 تیر 87؛ رييس سازمان صنايعبوشهر: رسيدگي بهمسايل شركت صدرا، در حوزه كاري اين سازمان نيست.
رييس سازمان صنايع و معادن استان بوشهر گفت: رسيدگي به مسايل و مشكلات شركت صنعتي دريايي ايران (صدرا) شعبه بوشهر در حوزه كاري و وظايف اين سازمان نيست.
اسماعيل مرحمتي در جمع خبرنگاران افزود: مشكلات اين شركت مربوط به سيستم اقتصادي كلان كشور است و به اين سازمان ربطي ندارد.
وي اظهار داشت: وظيفه اين سازمان تعامل و هماهنگي با همه واحدهاي صنعتي و معدني و دستگاههاي اجرايي است و صدرا فقط يك عضو اين مجموعه محسوب ميشود.
مرحمتي اضافهكرد: صدرا يك شركت بزرگ با فعاليتهاي گستردهاي است كه با يك واحد صنعتي كوچك بسيار متفاوت است بنابراين مشكلات اين شركت بايد در سطحي بالاتر بررسي شود و اين امر در حيطه اختيارات اين سازمان نيست.
وي در خصوص امكان تعطيلي شركت صدرا در بوشهر گفت: همه بخش صنعت و معدن استان بوشهر و كشور شركت صدرا نيست و ممكن است تصميم به تعطيلي اين شركت بگيرند و تعطيلي شركتهاي بزرگ در اقتصاد جهان امري معمولي و طبيعي است.
مرحمتي اضافه كرد: با تعطيلي صدرا فضا و موقعيتي كه براي اشتغال و توليد ايجاد شده تعطيل نميشود بلكه در اختيار ديگر بخشها و شركتها قرار خواهد گرفت.
وي گفت: مديريت ضعيف و تعامل نداشتن صدرا از گذشته با بخش صنعت و مسوولان استاني از جمله دلايل بوجود آمدن مشكلات موجود اين شركت است.
مرحمتي ادامه داد: تعديل نيرو توسط شركت صدرا بنا به اعلام اين شركت به دليل اصلاح ساختار و اتمام برخي پروژهها است و بازگشت بكار نيروهاي اخراج شده از اين شركت مستلزم تعريف پروژههاي جديد در آن است.
وي افزود: تعديل نيرو فقط يك شاخه از اصل اصلاح ساختار كه در جهان نيز رواج دارد، است و توليد مستمر، ايجاد ظرفيتهاي جديد و تغيير خط توليد و فناوري از ديگر شاخههاي اين اصل است كه شركت صدرا توانايي و ظرفيت اجراي آن را دارد.
مرحمتي با بيان اينكه تعديل نيرو توسط شركت صدرا تعديل نيروهاي متخصص است، اظهارداشت: شركت صدرا شركتي خصوصي است و سياستهاي حاكم در توسعه و قوانين تجارت در بخش خصوصي شرايط خاصي دارد ولي اين امر بدين معنا نيست كه اين شركت هر اقدامي را به دلخواه انجام دهد.
وي بيان كرد: مديريت قوي و با برنامهريزي، كاهش قيمت تمام شده توليد و تعريف پروژههاي جديد از جمله راهكارهايي است كه ميتواند در كاهش مشكلات شركت صدرا بسيار تاثيرگذار باشد.
شركت صنعتي دريايي ايران شعبه بوشهر كه در زمينه ساخت كشتي و سكوها و سازههاي دريايي فعاليت ميكند، هفته گذشته 340 كارگر خود را به دليل آنچه نداشتن كار ناميد، اخراج كرد و براساس اظهارات مسوولان اين شركت و استان بوشهر اين شركت برنامه تغيير ساختار خود را دارد كه در صورت اجرايي شدن اين برنامه يكهزار كارگر شاغل در اين شركت بيكار خواهند شد.
تعطيلي كارخانه و وضعيت بد معيشتي: – كارگران77
كارگران کارخانه يخچالسازي گوزن خرم آباد يك سال است به دلیل تعطیلی کارخانه ، در وضع معیشتی بد و سختی به سر می برند. است, كه به دليل سختي به سرمي برند. به گزارش دريافتي ازاين کارخانه ، این کارگران که تعدادشان به 200 نفر می رسد . یک سال بدون حقوق و بدون مزایا بسر می برند و هیج اقدامی از طرف کارفرما تا حال صورت نگرفته است . انجمن صدای کاوه ها .
78- تشدید گرانی آهن در ایران :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ پنج شنبه 6 تبر 87 : «طی 20 روز اخیر قیمت هر کیلو آهن با افزایش 40 درصدی مواجه بوده است.» علیرضا نوبخت یکی از تجار آهن ضمن بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: «طی 20 روز اخیر قیمت هر کیلو آهن به طور متوسط 400 تومان افزایش یافته و از 1000 تومان به 1400 تومان رسیده است.» وی تصریح کرد: «روند رو به رشد قیمت انواع آهن آلات که از حدود
20 روز گذشته آغاز شده، طی چند روز اخیر شدت و شتاب بیشتری پیدا کرده به طوری که قیمت این محصولات تنها طی پنج روز گذشته با افزایش 200 تومانی در هر کیلو روبه رو شده است.» نوبخت افزود: «طی این مدت قیمت هر کیلو ورق نیز با رشدی بین 200 تا 300 تومان روبه رو بوده و به مرز 1200 تومان رسیده است.» وی متوسط قیمت هر کیلو میلگرد را نیز حدود 1350 تا 1400 تومان اعلام کرد و افزود: «هم اکنون در شرایطی هر کیلو میلگرد با قیمتی حدود 1350 تا 1400 تومان فروخته می شود که تا چند روز قبل قیمت این محصول حدود 1100 تومان بود.» – آهن آلات باز هم گران می شود «طی ماه های اخیر قیمت هر کیلو میلگرد از هزار تومان در اوایل سال به بیش از هزار و 350 تومان در شرایط فعلی رسیده است.» رئیس اتحادیه آهن فروشان ضمن بیان این مطلب گفت: «فرا رسیدن فصل ساخت و ساز باعث رشد نیاز کشور به آهن آلات و در نتیجه بالا رفتن قیمت این محصولات در داخل شده است که البته مردم به دلیل بالا بودن قیمت ها تمایلی به خرید آن ندارند و فقط انبوه سازان به خرید آهن آلات اقدام می کنند.» محمد آزاد با اشاره به رکود موجود در بازار آهن آلات به دلیل پایین بودن توان خرید متقاضیان گفت: «آهن آلات موجود در انبارها به بازار عرضه شده و کاهش نگران کننده ای را در بازار شاهد نیستیم.» وی همچنین با اشاره به افزایش 10 تا 15 درصدی قیمت تیرآهن طی ماه های اخیر اظهار داشت: «پیش بینی می شود قیمت آهن آلات باز هم با افزایش جزئی همراه باشد.» محمد باقری یکی دیگر از تجار و فعالان بازار آهن آلات نیز ضمن تایید خبر شدت گرفتن سیر صعودی قیمت آهن آلات طی 20 روز اخیر گفت: «طی این مدت قیمت هر شاخه تیر آهن 14 ذوبی از 144 هزار تومان به 173 هزار تومان افزایش یافته است. همچنین بهای هر شاخه تیرآهن 16 ذوبی از 183 هزار تومان به 210 هزار تومان رسیده است. هر شاخه تیرآهن 18 ذوبی نیز از 224 هزار تومان به 274 هزار تومان تغییر قیمت داده است.» این فعال بازار آهن آلات تصریح کرد: «طی مدت مذکور بهای هر شاخه تیرآهن 20 ذوبی از 288 هزار تومان به 350 هزار تومان افزایش یافته است. همچنین هر شاخه تیرآهن 22 ذوبی که قبلاً قیمتی حدود 303 هزار تومان داشت هم اکنون به قیمت 372 هزار تومان فروخته می شود. بهای هر شاخه تیرآهن 25 و 27 ذوبی نیز به ترتیب از 350 و 468 هزار تومان به 422 و 550 هزار تومان رسیده است.» به گفته وی هر شاخه تیرآهن 14 آریان فولاد نیز طی این مدت از 143 هزار تومان به 175 هزار تومان تغییر قیمت داده است. همچنین قیمت هر شاخه تیرآهن 16 آریان فولاد از 185 هزار تومان به 215 هزار تومان رسیده است. قیمت هر شاخه تیرآهن 18 فولاد نیز از 225 هزار تومان به 275 هزار تومان افزایش یافته است. – دلایل افزایش قیمت یکی از کارشناسان بازار آهن به خبرنگار ما گفت:«کاهش تولید محصولات آهنی کارخانه های داخلی یکی از مهم ترین دلایل افزایش قیمت آهن آلات در بازارهای آزاد این محصولات است». رضا بخشی افزود: «افت تولید محصولات آهنی کارخانه های داخلی موجب کاهش عرضه و در نتیجه برهم خوردن تعادل بازار و افزایش قیمت انواع محصولات آهنی به ویژه انواع تیرآهن و میلگرد شده است.» وی افزایش تقاضای ناشی از آغاز فصل تابستان و رونق یافتن فعالیت های ساخت وساز را از دیگر دلایل جهش قیمت ها در بازار آهن آلات ذکر کرد و افزود: «رونق فعالیت های بخش ساخت و ساز و پروژه های دولتی موجب ایجاد موج جدید و بالایی از تقاضا در بازار آهن آلات و به تبع آن رشد قیمت این محصولات شده است.» وی تصریح کرد: «به نظر می رسد با تشدید تقاضا برای خرید انواع آهن آلات روند صعودی قیمت ها در این بازار شتاب بیشتری به خود بگیرد.» – کاهش واردات عامل افزایش قیمت ها رضا صفری یکی دیگر از فعالان بازار آهن آلات نیز کاهش واردات این محصولات را از دیگر دلایل افزایش چشمگیر قیمت ها در بازار آهن ذکر کرد و گفت: «طی دو ماه اخیر به دلیل بالاتر بودن قیمت تمام شده محصولات وارداتی در مقایسه با آهن آلات داخلی تمایل تجار به واردات آهن آلات کاهش یافته که این امر در کنار کاهش تولیدات داخلی به روند صعودی قیمت این محصولات در بازارهای مصرف دامن زده است.» وی افزایش قیمت جهانی آهن آلات را از دیگر دلایل گران شدن آهن در بازارهای داخلی ذکر کرد و گفت: «با توجه به اینکه بازارهای داخلی تابع نوسان قیمت این محصولات در بازارهای جهانی است بنابراین افزایش بهای جهانی آهن آلات رشد قیمت این محصولات را در بازارهای داخلی به دنبال داشته است.» وی تصریح کرد: «افزایش قیمت مواد اولیه به ویژه قراضه آهن، بالا رفتن هزینه های تولید و حمل و نقل به پیروی از صعود چشمگیر بهای انرژی و نفت، بالا رفتن دستمزد کارگران معادن سنگ آهن و افزایش تقاضای جهانی برای این محصولات از دیگر عوامل موثر در صعود قیمت انواع محصولات آهنی است.» – تاثیر تحریم ها بر بازار آهن حسین بزرگ پیمان یک کارشناس اقتصادی نیز تحریم ها را در روند روبه رشد قیمت آهن دخیل دانسته و افزود: «تبعات منفی ناشی از این تحریم ها از جمله مشکلات مربوط به گشایش اعتبار و اصرار تجار خارجی بر نقدی صورت گرفتن معاملات موجب تاخیر در واردات آهن آلات شده و با توجه به اینکه تولیدات داخلی پاسخگوی نیاز کشور نیست و موج تقاضا در کشور فروکش نکرده، قیمت آهن آلات افزایش یافته است.» وی تصریح کرد: «همچنین شرکت های بین المللی بیمه حاضر به بیمه محصولات خریداری شده توسط تجار ایرانی نیستند که این امر نیز مشکلی در واردات آهن به کشور محسوب می شود چرا که این موضوع ریسک انجام معامله با کشورمان را افزایش داده است.» وی اظهار کرد: «با توجه به اینکه در دوران پیک تقاضا قرار گرفته ایم اگر دولت برای تسهیل در واردات آهن آلات چاره ای نیندیشد قطعاً رشد قیمت ها در بازار این محصولات تداوم و شدت بیشتری خواهد داشت.»
79- پایان اعتصاب کارگران نیشکرهفت تپه:
به نوشته سایت ” کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ” در تاریخ 6 تیر 87 ؛ چندین هزار کارگر نیشکر هفت تپه به دنبال 50 روز اعتصاب مداوم و جنگ و ستیزهای پراکنده با نیروی سرکوب سرمایه در وسعت شهر شوش و جاده های اطراف و با پشت سر نهادن 13 اعتصاب بزرگ در طول 15 ماه، سرانجام بدون دستیابی به مطالبات اعلام شده خویش به سر کار بازگشتند. البته شیوه دولت سرمایه در پایان دادن به اعتصاب کارگران بسیار حساب شده بود، به این معنی که دولت درواقع رهبران واقعی اعتصاب را دور زد و برای ایجاد تفرقه در میان کارگران با بخشی از کارگران وارد مذاکره شد و آنان را قانع کرد که به اعتصاب پایان دهند. کارگران مصمم به ادامه اعتصاب نیز این کارگران را درمقابل توده کارگران قراردادند و بدین وسیله ضمن معرفی آنان به عنوان عاملان پایان اعتصاب اعلام کردند که برای جلوگیری از تفرقه به سرکار بازمی گردند، اما برای نشان دادن حسن نیت خود بیست روز به کارفرما مهلت می دهند تا مطالبات کارگران را متحقق کند. درغیر این صورت، اعتصاب را از سر خواهند گرفت. یعقوب شفیعی، مدیر عامل شرکت، نیز به کارگران وعده داده که در صورت بازگشت کارگران به کار و خودداری آنان از تداوم مبارزه و اعتصاب در طول هفته های آینده برای پرداخت دستمزدهای معوقه آنان چاره ای خواهد اندیشید.
هر کس که سیر حوادث روزهای اعتصاب و کل رخدادهای مبارزه کارگران در طول این دو سال را دنبال کرده باشد به روشنی درمی یابد که تصمیم کارگران به پایان اعتصاب و شروع مجدد کار هیچ ربطی به هیچ نوع باور یا امیدی از جانب آنان نسبت به قول و وعده های مدیرعامل سرمایه ندارد. باید زمینی سخن گفت و واقعیات مادی بسیار تلخ مبارزه طبقاتی را به دور از هرنوع خیال بافی مورد تعمق و بازبینی قرار داد. رمز و راز واقعی بازگشت کارگران به کار و تمکین آن ها به خواست کارفرما دایر بر پایان اعتصاب را نه در اعتماد آنان به وعده شفیعی یا سایر مزدوران سرمایه بلکه دقیقاً در بن بستی باید جستجو کرد که کل جریان مبارزه 50 روز اخیر را به بند کشیده بود. کارگران شکست خوردند و آنان مجبور به تحمل این شکست شدند، زیرا قادر به درهم شکستن بن بست بسیار جدی و سرنوشت ساز مبارزه خویش نشدند. شرط اول درهم شکستن این بن بست آن بود که کارگران رفع مشکل اصلی خود یعنی تعطیل کارخانه و از دست دادن کار خود را به عمده ترین مطالبه خود تبدیل می کردند و در درجه نخست برای امنیت شغلی خویش می جنگیدند. بدون شک، مبارزه برای مطالباتی چون دریافت دستمزد معوقه و عزل مزدورانی چون شفیعی و زیودار و یا توقف پیگرد قضایی فعالان اعتصاب و نظایر این ها لازم بود و همچنان لازم است. اما تحقق این مطالبات بر بستر بقا و تداوم کار و تولید در کارخانه معنا می دهد. فرض کنیم همه این مطالبات هم متحقق شوند. وقتی خودِ کارخانه تعطیل شود و کارگران بیکار شوند، تحقق این مطالبات مشکل اصلی کارگران را چگونه حل خواهد کرد؟ در راستای همین حل مشکل اصلی و در ادامه مبارزه برای آن، شرط دوم درهم شکستن بن بست مبارزه کارگران هفت تپه ارتقای شکل مبارزه از سطوح پایین به سطوح بالاتر بود. توده های کارگر نیشکر هفت تپه در این 50 روز یا، بهتر بگوییم، در این دوسال همه شکل های متعارف مبارزه را پشت سر نهادند. آنان چرخ تولید و کار را متوقف کردند. میدان کارزار علیه صاحبان سرمایه و دولت آن ها را از محیط کارخانه به خیابان های شهر شوش و جاده های اطراف گسترش دادند. از همزنجیران خویش برای حمایت از مبارزاتشان یاری طلبیدند و در این راستا به موفقیت هایی هر چند محدود دست یافتند. آن ها همه این کارها را کردند و برای پیشبرد همه این مراحل با استقامت و عزم راسخ به پیش رفتند. اما واقعیت این است که صرف انجام این کارها و توسل به این راهکارها با همه اهمیت زیادی که داشتند، کارساز نبود و راه به جایی نمی برد. همین نکته، یعنی ناکارآمدی این راهکارها و بی تأثیر ماندن این سلاح ها باید به عنوان اساسی ترین معضل پیشبرد شکل مبارزه فکر و ذهن و بصیرت و قدرت چاره اندیشی کارگران را به خود مشغول می کرد. اعتصاب یکی از برنده ترین و کاراترین سلاح های پیکار علیه سرمایه است. اما در شرایطی که سرمایه دار صاحب کارخانه و دولت سرمایه داری به دلایل بسیار معین و شفاف توقف چرخ تولید را معضل حیاتی خود نمی داند، نمی توان با ایستادگی در سنگر اعتصاب به پیروزی مبارزه امیدوار ماند. عین همین حکم در مورد جنگ و ستیزهای خیابانی، راه بندان ها و سایر شکل های مبارزه صدق می کند. اعتصاب 50 روزه کارگران هفت تپه از همان نخستین روزهای شروع خود به زبان بی زبانی از کارگران می خواست که از این مراحل عبور کنند و میدان جنگ را به محور دیگری منتقل نمایند. کارگران باید نیروی پیکار خود را در جایی متمرکز می کردند که برای صاحبان سرمایه و دولت آن ها تهدید جدی و حیاتی باشد. بحث بر سر صرف مبارزه و اعتراض و اعتصاب نیست. نکته مهم و گرهی قرار دادن سرمایه داران و دولت آن ها در موقعیتی است که مجبور به قبول مطالبات کارگران شوند و هیچ راهی برای فرار از قبول این خواسته ها و انتظارات نداشته باشند.
درست با توجه به چنین شرایطی بود که ما مرتب خطاب به توده های کارگر هفت تپه اعلام کردیم که تشکیل شورای ضدسرمایه داری، تصرف کارخانه و تدارک برنامه ریزی کار و تولید توسط شورای ضدسرمایه داری تنها راه تداوم پیکار کارگران است. توده های کارگر هفت تپه بدون توسل به این راهکار و گزینش این رویکرد در پس یک بن بست سنگین فرساینده دست و پا می زدند. تشکیل شورای ضدسرمایه داری و تصرف کارخانه تنها راه شکستن این بن بست بود. توسل به این راهکار متضمن این بود که کارگران بخش عظیمی از حاصل کار و تولید خویش را از دست سرمایه داران و دولت خارج می ساختند و آنگاه این سرمایه داران و دولت آن ها بودند که باید برای بیرون راندن کارگران از قلمرو آنچه که تصرف کرده بودند لشکرکشی می کردند. با وقوع این حادثه، جنگ و ستیز جاری میان کارگران و سرمایه از حالت ابتدایی خود به طور کامل خارج می شد. کارگران کارخانه را دردست می گرفتند و از همه همزنجیران خود در ایران و سراسر جهان برای ادامه تصرف کارخانه و برنامه ریزی و اداره تولید کمک می خواستند. آنان در همین راستا محتوای کیفرخواست خود علیه سرمایه و مضمون کمک خواهی و طلب پشتیبانی خویش از همزنجیران کارگرشان را به مدار جدیدی منتقل می کردند. به دولت اخطار می کردند که باید کل مصالح و نیازهای ادامه کار کارخانه را به صورت رایگان در اختیار آنان قرار دهد و از بخش های مختلف طبقه خود می خواستند که از طریق اعتصاب و سایر اشکال مبارزه، سرمایه داران و دولت آن ها را برای قبول این مطالبات زیر فشار قرار دهند. کارگران هفت تپه در صورتی که چنین می کردند و این رویکرد را برمی گزیدند عملاً ابتکارعمل یک جنگ گسترده مستمر و بسیار افق دار علیه سرمایه داری را به دست می گرفتند. آنان از این طریق نیروی پیکار طبقاتی خود را درست در همان نقطه ای که بیشترین فشار را بر سرمایه وارد می ساخت متمرکز می کردند و سنگر مقاومت خود را به تریبون فراخوان همه کارگران به میدان وسیع مبارزه طبقاتی تبدیل می کردند.
کارگران این کار را نکردند و قادر به شکستن بن بست مبارزه خود نشدند. رمز و راز واقعی بازگشت آن ها به کار یا درواقع تحمل شکست در اینجا قرار دارد. البته حتی اکنون نیز برای متمرکز کردن مبارزه علیه سرمایه از طریق ایجاد شورا برای تصرف کارخانه هیچ دیر نشده است. اکنون کارگران برای تحقق مطالبات خود بیست روز به کارفرما مهلت داده اند. به احتمال بسیار زیاد حتی در خوش بینانه ترین حالت، همه مطالبات کارگران در این مدت برآورده نخواهد شد و کارگران ناچار به از سرگیری اعتصاب و شکل های دیگر مبارزه خواهند شد. در این صورت، کاری که باید صورت گیرد جلوگیری از تکرار شکست است، و این میسر نخواهد شد مگر با درس گیری از تجربه این اعتصاب 50 روزه برای تبدیل گذشته به چراغ راه آینده. به نظر ما، درسی که کارگران از این تجربه خواهند گرفت چیزی جز ضرورت درهم شکستن بن بست مبارزه و ارتقای آن به سطح بالاتر برای تصرف و اداره کارخانه از طریق شورای کارگران نخواهد بود.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
6 تیر 1387
www.hamaahangi.com
hamaahangi@gmail.com
80- اعتراض کارگران «هما مرغ» علیه بیکارسازی :
شرکت « هما مرغ » متعلق به مجتمع کشت و صنعت مهاباد است و شمار زیادی کارگر را استثمار می کند. این شرکت تصمیم گرفته است که 57 تن از کارگران را اخراج کند. دلیل اخراج کارگران فقط یک چیز است. سطح دستمزد همه آنان بسیار پائین است و در ماه های اخیر با توجه به افزایش سرسام آور بهای ارزاق عمومی، به صورت وحشتناکی در کام فقر و خطر گرسنگی فروغلتیده اند. کارگران با توجه به شدت فشار مشکلات زندگی خواستار افزایش دستمزد شده اند و سرمایه دار صاحب مجتمع به محض شنیدن عبارت افزایش دستمزد از زبان کارگران بی درنگ دستور اخراج 57 کارگر متقاضی افزایش حقوق ها را صادر کرده است. کارگران هما مرغ به دنبال اقدام کارفرما دامنه اعتراض خویش را وسعت بخشیده اند. آنان در حال حاضر مبارزاتشان را بر روی دو مطالبه معین و اصلی متمرکز کرده اند : افزایش دستمزد و ادامه اشتغال.
6تیر 87
81- پشتیانی آی یو اف از کارگران نیشکر هفت تپه :
به گزارش سایت های کارگری در تاریخ ۷ تير ۱٣٨۷
خواهران و برادران گرامی در شرکت نیشکر هفت تپه
آی یو اف، فدراسیون اتحادیه های کارگری بخشهای صنایع کشاورزی، مواد غذایی، هتلداری، رستوران، توزیع مواد غذایی و تنباکو است. آی یو اف به نمایندگی از ٣۷٣ اتحادیه و سندیکا از ۱۲۱ کشور جهان در آن عضویت دارند، حمایت کامل خود را از مبارزه شما برای دریافت دستمزدتان، تامین خانواده و برای دستیابی به عزت و شرف تان اعلام می دارد.
این حق جهانی همه کارگران است که آزادنه به سازمانهای اتحادیه کارگری بپیوندند و با کارفرمایان خود بطور دسته جمعی مذاکره کنند. این حق به علت اینکه در اسناد بین المللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است بعنوان قانون بین المللی ضمانت اجرایی دارد.
هیچ شرکت، مدیر و دولتی نمی تواند کارگران را از این حق محروم کند.
شما کارکنان هفت تپه با ایجاد سازمان خودتان و مستقل از دولت، امکان دستیابی فعالانه به حقوق تان را فراهم کرده اید.
آی یو اف از این حرکت شجاعانه استقبال می کند. ما نسبت به واکنش مقامات دچار توهم نیستیم، زیرا هر سازمان مستقلی، چالشی علیه خودکامگی است. مبارزه شما مبارزه ساده ای نیست، اما من قول می دهم که شما حمایت همه اعضای اتحادیه های کارگری این فدراسیون را پشت سر خود خواهید داشت.
با اعلام همبستگی با شما
ران اوزوالد
دبیر کل آی یو اف
اخبار مبارزات کارگران ایران ،
هفته دوم تیر ۱٣٨۷ ( ژوئن و جولای ۲۰۰٨ )
82- نخستین تشکل زنان بازرگان ایران راه اندازی شد :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ شنبه 8 تیر 87 ؛ در حال حاضر تنها پنج زن بازرگان از مجموع هزار زن دارای کارت بازرگانی فعال به عنوان عضو هیات نمایندگان اتاق های بازرگانی در اتاق های بازرگانی ایران حضور دارند البته باید به این نکته توجه داشت که تعداد زنانی که در کل کشور دارای کارت بازرگانی هستند بیش ار هزار نفر است. در این میان اتاق تهران با 40 نماینده در دور ششم تنها پذیرای یک زن در مجموعه خود است در حالی که این تعداد در دوره پنجم سه نفر بود اما به گفته فاطمه شعبانی رئیس شورای بانوان بازرگان ایران باید زمینه توانمند سازی زنان بازرگان ایرانی توسط خود آنها فراهم شود.
وی در یک نشست خبری از آغاز فعالیت نخستین تشکل زنان بازرگان ایران خبر داد و به تشریح فعالیت ها و اهداف این تشکل پرداخت. به گفته شعبانی زنان بازرگان نیز عضوی از اتاق بازرگانی محسوب می شوند اما نمایندگان آنان راهی در کمیسیون ها یا هیات رئیسه اتاق ایران ندارند و در حاشیه قرار گرفته اند. او معتقد است: «توانمندسازی و ایجاد اتحاد بین زنان فعال به رفتارهای گروهی بین آنها و ایجاد شبکه های ملی بین زنان بستگی دارد و برای این منظور نیز باید اختلافات کنار گذاشته شده و از ایجاد تشکل های اقتصادی زنان حمایت شود.» رئیس شورای بانوان بازرگان ایران تصریح کرد: «با ایجاد تشکل ها، برقراری تعامل نیز اتفاق می افتد و چنانچه اختلاف نظرهایی نیز وجود داشته باشد از طریق مذاکره، گفت وگو و نشست قابل حل خواهد بود بنابراین با توجه به اینکه این نهادها نوپا هستند باید موردحمایت قرار گیرند تا فضای رقابت سالم نیز ایجاد شود.» شورای بانوان بازرگان ایران در سال 85 و به دنبال برگزاری یک نشست مشورتی از سوی هیات موسس آن ایجاد شد و در سال 86 با هدف حمایت از فعالیت های اقتصادی زنان کشور در سطح ملی و بین المللی به ثبت رسید. شعبانی با اشاره به فعالیت شوراهای زنان بازرگان در اکثر کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی، مبادله مستقل تجربیات و برقراری تعامل با تشکل های اقتصادی زنان در سیار کشورها را از دیگر اهداف این شورا برشمرد و گفت: «این شورا تلاش خواهد کرد برای بازارسازی و ظرفیت سازی جهت فعالیت زنان بازرگان، استفاده از روش های تسهیل کننده برای ایجاد شغل و توسعه بنگاه های اقتصادی زنان افزایش یابد.» وی با تاکید بر لزوم «حضور نمایندگان زنان بازرگان در مراکز تصمیم گیری و بخش های خصوصی»، ایجاد نمایشگاه هایی در سطح بین المللی و فراهم کردن زمینه های لازم برای کارآفرینی زنان جوان و فارغ التحصیلان دانشگاهی و حضور زنان در کنفرانس ها و سمینارهای عمومی به عنوان صاحب نظر را از دیگر برنامه های شورای زنان بازرگان عنوان کرد. رئیس شورای زنان بازرگان همچنین با اشاره به امضای 17 تفاهمنامه با شوراهای زنان بازرگان در کشورهای مصر، چین، پاکستان، امارات، اسپانیا، پرتغال، اردن، مالزی و سنگاپور خاطرنشان کرد: «تاکنون هیچ یک از این تفاهمنامه ها به علت نبود تجربه همکاری های این چنینی و نیز فعال نبودن سازمان های تسهیل کننده روابط تجاری بین بنگاه های اقتصادی ایران با سایر کشورها و نیز کمبود تجربه در دفاتر امور زنان در بخش های دولتی به مرحله اجرا نرسیده است اما در تلاشیم تا بخشی از این قراردادها به اجرا برسد.» او این قراردادها را حاوی توافق هایی برای همکاری های دو جانبه در زمینه هتل سازی، سرمایه گذاری برای غذاهای حلال، لباس های اسلامی زنان و روغن های درمانی با مالزی و نیز همکاری در زمینه های تورهای تجاری مذهبی با اتحادیه زنان تاجر اردن، توسعه همکاری های نمایشگاهی و سرمایه گذاری با اتحادیه تجار زنان بازرگان پاکستان اعلام کرد. – برگزاری کنفرانس مشترک زنان ایران و عراق شعبانی همچنین از برگزاری کنفرانس مشترک زنان بازرگان ایران و عراق در مردادماه سال جاری در تهران خبر داد و گفت: «موافقتنامه هایی بین زنان بازرگان ایران و عراق و افغانستان انجام گرفته که با برپایی کنفرانس های مشترک زمینه های همکاری ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.» رئیس شورای زنان بازرگان در خصوص نحوه عضوگیری و تعداد اعضای تشکیل زنان بازرگان اظهار کرد: «در حال حاضر از بین زنان دارنده کارت بازرگانی هزار کارت فعال در عرصه بازرگانی وجود دارد که از بین این تعداد زن فعال بازرگان حدود 230 بازرگان زن درخواست عضویت در تشکیل شورای زنان بازرگانی را ارائه داده اند.» وی در پاسخ به این سوال که آیا تشکیل شورای زنان بازرگان اتاق تهران و شورای زنان بازرگان ایران موجب موازی کاری نخواهد شد؟ عنوان کرد: «در تمام اتاق های بازرگانی استان ها زنان عضوی از این اتاق ها محسوب می شوند و اتاق تهران نیز همانند سایر اتاق ها زیرمجموعه ای از اتاق ایران است و به طور طبیعی می تواند کمیته زنان را فعال کند یا شورای زنان بازرگان استان را نیز فعال کند و فعالیت آنها باید در کمیسیون تشکل ها بررسی و تایید و سپس به امضای رئیس اتاق ایران برسد.» اما شعبانی در پاسخ به این سوال که شورای زنان بازرگان برای افزایش تعداد نمایندگان زنان بازرگان در هیات نمایندگان اتاق های بازرگانی چه برنامه هایی دارد با ابراز تاسف از آنکه «هنوز فراکسیون هایی که برای انتخابات اتاق های بازرگانی فعالیت می کنند به این اعتقاد نرسیده اند که تعداد نمایندگان زنان بازرگان باید افزایش یابد»، گفت: «معتقدم با توجه به شرایط اقتصادی این وضعیت متعادل نیست و برای افزایش تعداد نمایندگان زنان بازرگان باید ظرفیت سازی شود.» رئیس شورای زنان بازرگان با اشاره به برگزاری نشست های سالانه با عنوان تجلیل از مقام حضرت خدیجه(س) و نقش زنان بازرگان در توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور در سطح ملی و بین المللی از سوی این شورا خاطرنشان کرد: «توانمندساز ی زنان بازرگان از طریق اجرای برنامه های آموزشی، نمایشگاه ها، کنفرانس ها، سمینارها، تبادل هیات های تجاری، برپایی نشست های مشورتی درباره موانع حضور زنان در فعالیت های کسب و کار و ایجاد مهارت در آنها انجام می گیرد.»
83 – كارخانه پيك شيمي و معضل قرارداديها :
به گزارش سایت فریاد کارگر در تاریخ 8 تیر 87 ؛ تعداد 50 تن از کارگران قراردادي كارخانه پيك شيمي از وضعيت بغايت اسفبار شغلي و معيشتي خود در عذابند.يكي از كارگران در اين خصوص گفت:“كارگران قراردادي امنيت شغلي ندارند.بيمه,مزايا,حقوق سر وقت,اصلا به آنان پرداخت نميشود.” وي به قانون جديد استخدام اشاره كرد و گفت:“ الان يك قانون جديد گذاشته اند كه بازنشسته ها را دوباره به صورت پيماني و روز مزد به كار ميگيرند.كارفرما بابت اين كارگر حق بيمه پرداخت نميكند هيچ گونه مزايايي هم نميدهد اين قانون بغايت استثماري هم براي كارگر بازنشسته شده ضرر دارد و هم به ضرر اشتغال نيروهاي جوان است. تا وقتي نيروهاي قديمي را با اين وضعيت به كارميگيرند هيچ نيروي جديدي را هم استخدام نميكنند و جوانان بيكار هستند.”
84- دستگيری يک فعال کارگری ديگر!
گفتگوی مهيندخت مصباح از رادیو آلمان با رضا شهابی عضو هيات مديره سنديکای کارکنان شرکت واحد :
به گزارش رادیو صدای آلمان در تاریخ 9 تیر 87؛ تلاش يک کارگر تعليقی شرکت واحد برای طرح مشکلات کاری خود با شهردار تهران و مديرعامل شرکت واحد، منجر به بازداشت او شد. غلامرضا غلامحسينی که عضو سنديکای شرکت واحد نيز هست، به «اخلال در نظم عمومی» متهم شده است.
غلامرضا غلامحسينی، ۳۲ ساله است و پس از اعتراضهای صنفی کارکنان شرکت واحد در سال ۸۴، بيکار شده است. وی با مراجعه مکرر به ادارههای کار، توانسته حکم بازگشت به کار بگيرد. با اين وجود، مديريت شرکت واحد، جلوی اشتغال مجدد او را گرفته است. اين راننده تعليقی کوشيده با حضور در مراسم روز زن در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی که از سوی شرکت واحد و شهرداری تهران برگزار میشده، از نزديک با شهردار و مديرعامل گفتگو کند. ماموران حراست واحد و نيروهای امنيتی حاضر در ورزشگاه، جلوی ورود او را میگيرند. غلامحسينی پس از اعتراض لفظی و بگومگوی ايجاد شده، به اتهام اخلال در نظم، بازداشت میشود.
رضا شهابی عضو هيات مديره سنديکای کارکنان شرکت واحد در گفتگو با دويچهوله میگويد: ” يک نفر به نسبت آنهمه مامور چه اخلالی میتوانسته ايجاد کند؟ در گذشته مدام میگفتند سنديکاليستها دستهجمعی به هر مراسمی میآيند، سخنرانی میکنند و همه را تحت تاثير قرارمیدهند. اما روز سهشنبه غلامحسينی تنها بوده. او چگونه میتوانسته يکتنه، نظم يک مراسم بزرگ را بههم بزند؟ ما اين اتهام غيرقانونی را قبول نداريم…”
غلامحسين غلامحسينی، شب نخست بازداشت را در اداره پليس امنيت گيشا سپری میکند. روز بعد برايش در دادسرای انقلاب، قراربازداشت موقت صادر میکنند واز آنجا به زندان اوين منتقل میشود. اين سومين مورد بازداشت آقای غلامحسينی است.
رضا شهابی در مورد همکار خود میگويد: “ايشان راننده قراردادی بود. زمانی که وارد سنديکا شد، يکسال سابقه کار داشت. بعد از اينکه جلوی کارش را گرفتند، با پيگيریهايی که کرد، توانست از اداره کار غرب تهران بازگشت به کار و مجوز پرداخت ۵۰ درصد حقوق اش را بگيرد. زن و بچه دارد. سه بچه دارد و در خارج تهران در يک خانه ۴۰ متری سکونت دارد. مستاجر است و با شرايط سخت زندگی میکند.”
به نظر میرسد فعاليتهای سنديکايی در شرکت واحد، حساسيتهای ويژهای برانگيخته باشد. منصور اسانلو رييس هيات مديره اين سنديکا ماههاست با وجود بيماری در زندان است و اعضای ديگر هيات مديره نيز پيوسته احضاريه و اخطار دريافت میکنند. رضا شهابی در اين باره میگويد: ” دستاوردهای فعاليت سنديکايی در اين چند سال، واقعا قابل ديد است. رانندگان که با هم درپايانهها حرف میزنند، علنا تاييد و عنوان میکنند که هرچه از نظر حقوق صنفی دارند، بخاطر فعاليتهای سنديکاست. الان تلاش زيادی میشود که ما را از بدنه شرکت جدا کنند، ايجاد وحشت کنند که هرکس با ما حرف بزند و تماس بگيرد، تنبيه میشود، جلوی کارش گرفته میشود. در واقع میخواهند با دستگيری فعالان سنديکا به ديگران هشدار بدهند.”
مراجعه روز چهارشنبه چند نفر از اعضای هيات مديره سنديکای واحد به زندان اوين برای پيگيری وضع آقای غلامحسينی بیثمر بوده است. به آنها گفتهاند که تنها به افراد درجه يک خانواده مانند همسر يا برادر متهم پاسخ خواهند داد. با توجه به تعطيلی روزهای پنجشنبه و جمعه، قرار است وکلای سنديکای واحد به همراه خانواده درجه يک آقای غلامحسينی، روز شنبه (هشتم تير) به دادگاه انقلاب رجوع کنند.
85- زنان آسيب ديدگان اصلی بحران غذايی:
بحران غذايی کنوني، زنانه شدن فقر را يادآوری می کند
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 9 تیر 87 ؛ختمبی کينوتی – ترجمه: جلوه جواهری / بحران غذايی کنوني، زنانه شدن فقر را يادآوری می کند. طبق آمار جهانی موجود در سازمان ملل بيشتر مواد غذايی کشورهای فقير را زنان توليد می کنند ولی متاسفانه کمترين دسترسی را به بذر، خدمات توسعه و بارورسازی خواروبار دارند. همچنين اغلب آنها گرسنه هستند (حدود 70 درصد از مردمی که دسترسی به غذای کافی ندارند زنان و دختران هستند به همين دليل زنان به لحاظ جسمی بسيار ضعيف هستند). زنان ساعت های متمادی برای توليد خواروبار و مواد غذايی روی زمين کار کرده و رنج می برند بدون آنکه به اندازه کافی به دست بياورند؛ به اندازه ای که حداقل بتوانند خود را از خط فقر مطلق بالا بکشند. در برخی از کشورها زنان بيوه ای که همسران شان در اثر ابتلا به ويروس ايدز جان خود را از دست داده اند بسيار عادی از ارث محروم شده و به اصطلاح عاق می شوند. در اين کشورها و بسياری از کشورهای ديگر زنان از فرهنگ و پايگاه حقوقی و قانونی پايين تری برخوردارند به اين معنا که آنها اغلب حتی مالکيت زمينی را که در آن کشت کرده و روی آن کار می کنند ندارند.1بحران های غذايی به وجود آمده به ناچار هزينه بيشتری را بر زنان تحميل می کند در نتيجه بر رفاه کل جوامع تاثير می گذارد. – از هر 10 گرسنه جهان هفت نفر زن هستند برخی از آمارهای منتشر شده در تحقيقی که روی ,بحران غذايی و تاثير آن بر زنان و خانواده های آنها, توسط سازمان ,ترقی زنان در سراسر جهان, انجام گرفته به اين قرار است: – قيمت مواد غذايی از ژوئن 2007 تا فوريه 2008 ، 55 درصد افزايش يافته است که شامل 87 درصد افزايش بهای برنج در مارس 2008 بوده است. – خانوارها در کشورهای در حال توسعه به طور ميانگين 70 درصد درآمدشان را صرف غذا می کنند در حالی که در مقايسه با آنها خانوارها در کشورهای صنعتی 15 تا 18 درصد درآمدشان را به غذا اختصاص می دهند. – حتی پيش از آنکه بحران غذايی کنونی اتفاق بيفتد در يک برآورد از هر 10 گرسنه جهان هفت نفر زن بودند. – زنان روستايی به تنهايی نيمی از غذای جهان و 60 تا 80 درصد غذا در اغلب کشورهای در حال توسعه را توليد می کنند اما کمتر از 10 درصد اعتبار داده شده به کشاورزان را دريافت می کنند. در کنفرانس بين المللی ,کشاورزی ارگانيک و امنيت غذايی, که توسط سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی (فائو) وابسته به سازمان ملل متحد و با حضور رهبران شمار زيادی از کشور ها در ژوئن 2008 در رم برگزار شد، امنيت غذايی و دشواری های ناشی از اوج گيری سرسام آور بهای مواد کشاورزی و پيامدهای آن مورد بررسی قرار گرفت. حاصل اين نشست اعلاميه ای برای امنيت غذايی بود. اين اعلاميه کشورها را به افزايش تعهد و الزام شان برای مبارزه با گرسنگی و قحطی و برای توسعه کشاورزی توصيه می کند. اين اعلاميه قطعاً نمی تواند تعهد اجرايی به کنفرانس و نتايج برآمده از آن را تضمين کند اما اعطاکننده ها و خيرها اعلام کردند بايد به کشورهايی که در برابر بحران غذايی کنونی ضربه سختی را متحمل شده اند کمک کنند تا آنها بتوانند از زير فشار اين ضربه ها بلند شده و خواروبار و مواد غذايی آنها به اندازه کافی برای تغذيه جمعيت کشورشان رشد يابد. از طرف ديگر نماينده های سازمان های زنان، نتايج برآمده از مذاکرات منطقه ای آفريقايی سازمان فائو را بررسی کردند. حاصل اين مذاکرات اين واقعيت را تصريح می کند که ,اصلاح و بهبود دسترسی زنان، کنترل و مالکيت آنها بر منابع عرضی/طبيعی و توليدي، عامل کليدی در ريشه کن کردن گرسنگي، قحطی و فقر روستايی است., اين مساله مجدداً در چارچوب های مختلفی از تعهدات بين المللی بيان شد… با اين وجود، اقدام بين المللی هماهنگ و يکپارچه ای برای بررسی اين خواسته که دسترسی زنان، کنترل و مالکيت منابع عرضی/طبيعی و توليدی آنها در آفريقا افزايش يابد، نبود. بحران غذايی و فقر در کل ممکن است به اقتصاد بازار جهانی نسبت داده شود؛ اقتصادی که کار زنان را -توليدی يا بازتوليدی- کم ارزش می شمارد. طبق بيانيه منتشر شده به وسيله سازمان های زنانً حاضر در نشست منطقه ای آفريقايی سازمان فائو ,روی هم رفته وضعيت اين است که زنان آفريقا در مواجهه با رقابت و تضاد فزاينده بر سر حقوق عرضی برای معدنکاري، توسعه و ديگر فعاليت های اقتصادی که در نتيجه گرايش به بازار مبتنی بر اصلاحات عرضی و حوادث محيط زيستی و بهداشتی به وجود آمده است به سرعت دسترسی مشروط خود را به منابع و زمين از دست می دهند. در اين ميان زنانی که بر اثر ابتلای همسران شان به ويروس اچ آی وی بيوه شده اند و همچنين فرزندان آنها با خطر از دست دادن همه منابع طبيعی و عرضی خانواده روبه رو هستند., اغلب کشورهای در حال توسعه يا فقير، هيچ انتخابی برای الحاق به بازار جهانی يا هماهنگ شدن با آن نداشته اند بلکه آنها در اين بازار رقابتی مجبور بوده اند به دليل خسارتی که شهروندان شان متحمل شده اند با اقتصاد جهانی هماهنگ شوند. بنيادهای مالی بين المللی تاکيد دارند دولت ها و حکومت های کشورهای فقير از حمايت کافی برای توليد کشاورزی و امنيت غذايی محروم هستند. اعتراض هايی در سراسر جهان صورت گرفته است. معترضان کاهش توليد غذايی که در اثر گرايش به توليد محصولات سوخت زيستی2 به عنوان جايگزينی برای منابع انرژی ايجاد شده است را تقبيح کرده اند. اين در حالی است که بحران انرژی خود به وسيله اقتصاد بازار جهانی تقويت شده و می شود. اقتصاد جهانی کنونی تضمين هايی را ايجاد کرده که براساس آن سود بر حقوق بشر اقتصادی تقدم يافته است. با وجود تعهدات بيشماری که به حقوق بشر وجود دارد در اين نوع نگاه که سود بر حقوق بشر تقدم می يابد، هيچ پايانی بر فقر متصور نيست. بسياری از بنيادها که عهده دار مسووليت حفاظت و حمايت از حقوق بشر هستند به جای آن از بنيادگرايی بازار حمايت و حفاظت می کنند. از طرف ديگر آيا به راستی جايگزين های پايدار و مناسب برای اقتصاد بازار وجود دارد؟ بحران غذايی کنونی بايد به عنوان نيروی جنبش برای جست وجوی فوری جهت يک اقتصاد جايگزين به کار رود؛ اقتصادی که در آن پيگيری سود به تخريب محيط زيست نينجامد و عامل قحطی و گرسنگی نباشد؛ اقتصادی که در آن انسان ها تنها حقوق برابر روی کاغذ نداشته باشند بلکه ارزش برابر در واقعيت داشته باشند. – پی نوشت ها: 1- مثال بارز آن را در ايران می توان زد که زنان به لحاظ قانونی بعد از فوت همسر خود از زمين ارث نمی برند. بنابراين زنانی که در مزارع کار می کنند به خصوص در شمال ايران که اغلب زنان روی شاليزارها کار می کنند، بعد از فوت همسر خود مالک زمينی که اين همه روی آن زحمت کشيده اند نمی توانند باشند. (توضيح از مترجم) 2- سوخت زيستی نوع خاصی سوخت است که از منابع زيست توده به دست می آيند. اين سوخت شامل بايو ديزل، اتانول مايع، متانول و سوخت های ديزل گازی می شود. از منابع اوليه سوخت های زيستی می توان به ضايعات چوبي، تفاله های محصولات کشاورزي، نيشکر، غلات، روغن گياهان و سبزيجات اشاره کرد. بسياری از مواقع برای به دست آوردن اين نوع سوخت زمين را کشت می کنند تا به سوخت دست يابند. Resourse: Women worst hit by Food Crisis, By Kathambi Kinoti, AWID Resource, June 20, 2008
86- گفتگو با وکيل غلامحسيني، عضو بازداشت شده سنديکای شرکت واحد :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 9 تیر 87:به دنبال بازداشت غلامرضا غلامحسينی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد در هفته گذشته، وکيل اين فعال کارگری از بازداشت موکلش و نحوه برخورد دستگاه قضايی با وی انتقاد کرد.
به گزارش دسترنج، پرويز خورشيد در واکنش به اتهام موکلش مبنی بر اقدام عليه امنيت ملی از طريق اغتشاش گفت: چگونه موکلم ميتواند در محيطی که تحت نظر دقيقترين تدابير امنيتی است به تنهايی عليه امنيت کشور اقدام کند.
خورشيد گفت: غلام حسينی که در حال حاضر به اتهام سنگين اقدام عليه امنيت ملی در زندان اوين است، به عنوان يک کارگر دردمند تنها ميخواست با مديرعامل شرکت واحد و شهردار تهران در مورد بازگشت به کار خود صحبت کند.
غلامرضا غلامحسينی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد است که هفته گذشته در جريان برگزاری مراسمی که به مناسبت روز زن در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی با حضور شهردار تهران و مديرعامل شرکت واحد برگزار ميشد، دستگير شد.
بنا به گفته ابراهيم مددی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد وی از معدود اعضای اين تشکل است که حکم اخراج وی از سوی هيات حل اختلاف اداره کار لغو شده است اما کارفرما همچنان از حضور وی در کارگاه خودداری ميکند.
به گفته خورشيد که وکالت اين کارگر شرکت واحد را برعهده دارد، مقامات قضايی با تعيين قرار بازداشت به اندازه اتهامی که به موکلش نسبت دادهاند، سختگيری به خرج دادهاند زيرا تعيين قرار بازداشت شيوه معمول دستگاه قضايی در برخورد با افراد متهم به قتل است.
اين برخورد به اصطلاح سختگيرانه در حالی است که مراجعه صبح امروز اعضای خانواده غلامحسينی برای مشخص شدن وضعيت وی به دادسرای امنيت بينتيجه بوده است.
87- گزارش دوم ؛گفتگو با خورشیدی، وکیل غلامرضا غلامحسيني و مراجعه ی خانواده ی او به هیئت نظارت بر حقوق شهروندي :
به گزارش سایت فریاد کارگر در تاریخ 9 تیر 87 ؛ به دنبال بازداشت غلامرضا غلامحسيني از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد در هفته گذشته، وکيل اين فعال کارگري از بازداشت موکلش و نحوه برخورد دستگاه قضايي با وي انتقاد کرد.
به گزارش دسترنج، پرويز خورشيد در واکنش به اتهام موکلش مبني بر اقدام عليه امنيت ملي از طريق اغتشاش گفت: چگونه موکلم ميتواند در محيطي که تحت نظر دقيقترين تدابير امنيتي است به تنهايي عليه امنيت کشور اقدام کند. خورشيد گفت: غلام حسيني که در حال حاضر به اتهام سنگين اقدام عليه امنيت ملي در زندان اوين است، به عنوان يک کارگر دردمند تنها ميخواست با مديرعامل شرکت واحد و شهردار تهران در مورد بازگشت به کار خود صحبت کند. غلامرضا غلامحسيني از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد است که هفته گذشته در جريان برگزاري مراسمي که به مناسبت روز زن در ورزشگاه ۱۲ هزار نفري آزادي با حضور شهردار تهران و مديرعامل شرکت واحد برگزار ميشد، دستگير شد.
بنا به گفته ابراهيم مددي از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد وي از معدود اعضاي اين تشکل است که حکم اخراج وي از سوي هيات حل اختلاف اداره کار لغو شده است اما کارفرما همچنان از حضور وي در کارگاه خودداري ميکند.
به گفته خورشيد که وکالت اين کارگر شرکت واحد را برعهده دارد، مقامات قضايي با تعيين قرار بازداشت به اندازه اتهامي که به موکلش نسبت دادهاند، سختگيري به خرج دادهاند زيرا تعيين قرار بازداشت شيوه معمول دستگاه قضايي در برخورد با افراد متهم به قتل است.
اين برخورد به اصطلاح سختگيرانه در حالي است که مراجعه صبح امروز اعضاي خانواده غلامحسيني براي مشخص شدن وضعيت وي به دادسراي امنيت بينتيجه بوده است.
خانواده غلامحسيني براي روشن شدن وضعيت وي به هيت نظارت برحقوق شهروندي دادگستري تهران مراجعه کردند.
به دنبال مراجعه بينتيجه همسر و فرزندان غلامرضا غلامحسيني به دادسراي امنيت تهران که صبح امروز صورت گرفت؛ اعضاي خانواده اين فعال کارگري براي مشخص شدن وضعيت وي به هيات نظارت بر حقوق شهروندي دادگستري تهران مراجعه کردند.
به گزارش دسترنج، يکي از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد گفت: خانواده غلامحسيني براي روشن شدن وضعيت وي به هيت نظارت برحقوق شهروندي دادگستري تهران مراجعه کردند.
او افزود: به دنبال اين مراجعه، هيئت نظارت بر حقوق شهروندي طي نامهاي به دادسراي امنيت در رابطه با علت بازداشت و وضعيت غلامرضا غلامحسيني، خواستار توضيح ايشان شد.
غلامرضا غلامحسيني از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد هفته گذشته در حالي که قصد ملاقات با مديرعامل شرکت واحد و شهردار تهران را داشت توسط عوامل انتظامي بازداشت شد.
88- زاینده رود خشک شده است:
زاینده رود تنها منبع آبی فلات مرکزی ایران در پی خشکسالیهای اخیر، در شرف خشکی است و در حال حاضر در شرایط بحرانی به سر میبرد …
به گزارش جام جم آنلاین در تاریخ یکشنبه 9 تیر 87 ؛ در رودخانه زایندهرود، تنها منبع آبی فلات مرکزی ایران است که هماکنون آب شرب حدود
۴ میلیون نفر را تامین میکند و تا افق چشمانداز ۱۴۰۴ باید تامین آب مورد نیاز بیش از ۶ میلیون نفر را بر عهده داشته باشد، اما متاسفانه در پی خشکسالیهای اخیر، آب این رودخانه کاهش چشمگیری داشته و در حال حاضر در شرایط بحرانی به سر میبرد، به نحوی که سرانه آب این رودخانه هم اینک به ۱۰۰۰مترمکعب رسیده است.
این رودخانه در محدوده استان اصفهان و به ویژه در داخل شهر اصفهان طی چند روز گذشته به علت بیآبی خشک شده است. آبزیان این رودخانه که هنوز تلف نشدهاند، نیز در گودالهای آبی بستر رودخانه تجمع کردهاند. در این میان، مردم هم بااستفاده از فرصت مناسب در حال صید ماهیان سیاه و قرمز رنگی هستند که در نقاط گودتر رودخانه به حیات خود ادامه میدهند. ایوانهای آبی پلهای تاریخی در طول رودخانه زاینده رود درشهر اصفهان هم کاملا خشک است و آبی برای گذر از روی آنها وجود ندارد و بنا بر گفته معاون بهرهبرداری شرکت سهامیآب منطقهای اصفهان، جاری کردن آب در زایندهرود در حدی است که فقط در کف رودخانه افراد نتوانند فوتبال بازی کنند.
غلامحسین حیدرپور میگوید: برای خشک نشدن رودخانه زایندهرود و رساندن حداقل آب به تالاب بینالمللی گاوخونی تلاشی جدی داریم، اما حرف اول را عنایات خداوندی میزند.
محمدعلی طرفه، مدیرعامل آب منطقهای اصفهان نیز با بیان اینکه در سال آبی جاری حدود ۷۰ درصد کاهش بارندگی در استان اصفهان داشتهایم، میگوید: در سال آبی ٨۶-٨۵ حجم آب ورودی به سد زایندهرود یک میلیارد و ٨۰۰ میلیون متر مکعب بود که با کاهش بارندگی امسال تا آخر شهریور ماه آب ورودی به سد زایندهرود به بیش از ٨۵۰ میلیون متر مکعب نخواهد رسید.
او با اشاره به اینکه میزان آب ورودی به مخزن سد خمیران در شهرستان تیران و کرون نیز به میزان ۶۱ درصد و سدحنا در شهرستان سردسیر و پر آب سمیرم ۶۰ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است، میافزاید: مجموع میزان کل آورد آب به مخازن سدهای استان اصفهان تا پایان شهریور سال جاری به حدود ۹۲۰ میلیون مترمکعب میرسد که با رقم ۲ میلیارد متر مکعب سال قبل تفاوت بسیار زیادی دارد.
او با بیان اینکه متوسط بارندگیهای زمستان سال قبل و بهار امسال در سطح استان اصفهان نسبت به دوره قبل ۶۷ درصد کاهش نشان میدهد که این کاهش در سمیرم ٨۰ درصد است، ادامه میدهد: شهرستان سمیرم از شهرستانهای سردسیر و پر آب استان اصفهان بشمارمیرود که امسال به دلیل وضعیت بحرانی برای تامین آب شرب مردم این شهرستان، باید چاه عمیق زده شود.
او در پاسخ به اینکه امسال با توجه به شرایط بحرانی کنونی برای توزیع آب چه تدابیری اتخاذ شده است، میافزاید: برای هر سد برنامه توزیع آب در بخش شرب، صنعت، کشاورزی و محیط زیست تدوین و سر جمع آب خروجی سد زایندهرود برای امسال یک میلیارد و ٣۰۰ میلیون مترمکعب برای بخش شرب، صنعت، کشاورزی و محیط زیست مشخص شده است که از این میزان آب خروجی از سد زایندهرود ۴۵۰ میلیون متر مکعب به بخش شرب و صنعت اختصاص یافته است. او با تاکید بر اینکه علیرغم این کمبودهای آبی موفق شدیم امسال کشت غله استان را با کاهش ۵۰ درصدی آبرسانی کنیم که در برداشت محصول کاهش زیادی بوجود نیاید، ادامه میدهد: امسال از اولویتهای ما در بخش کشاورزی حفظ درختان در حوزه زایندهرود است که برای این مهم به صورت دورهای و هر ۱۵ روز یک بار آب برای درختان حاشیه زایندهرود تحویل داده میشود و این برنامه تا آخر شهریور نیز ادامه مییابد.
او درباره تامین آب شرب سال آینده با توجه به ادامه خشکسالی میگوید: این شرکت میبایست آب شرب سال آینده را نیز تامین کند؛ به همین دلیل نمیگذاریم حجم آب سد زایندهرود کمتر از ٣۵۰ میلیون متر مکعب شود.
او تصریح میکند: این میزان در حدی است که اگر زمستان امسال و بهار آینده نیز باکمبود بارشهای جوی مواجه باشد، برای شرب مردم در سال ٨٨ به اندازه کافی آب وجود داشته باشد.
او با ابراز نگرانی از اضافه برداشتها از چاهها و منابع آب زیر زمینی نیز، میافزاید: همه تلاش ما جلوگیری از خشک شدن آب زایندهرود است که برای این مساله از شهرداری درخواست کردهایم شکل بستر رودخانه را به نحوی تغییر دهند تا آب ورودی زایندهرود که از شهر درچه وارد شهر اصفهان میشود به نحوی جریان یابدکه زایندهرود با حداقل آب زنده بماند.
تبعات روحی و روانی خشک شدن زایندهرود
عضو شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: با وجودی که خشک شدن آب زایندهرود قابل پیشبینی بود، اما آثار روحی و روانی زیادی بر مردم اصفهان برجای میگذارد.
کریم نصراصفهانی در جلسه علنی شورای اسلامی شهر اصفهان افزود: با خشک شدن زایندهرود، محصولات کشاورزی وابسته به آب به خطر افتاده و کشاورزان و شهروندانی که در کنار این رودخانه زندگی میکنند با مشکلات بسیاری روبهرو هستند.
او با تاکید بر ضرورت صرفهجویی آب و شرایط بحرانی اصفهان و این که مسوولان و مدیران استانی باید با جدیت پیگیر این مساله باشند، خاطرنشان کرد: شهرداری، شورای اسلامی شهر و میراث فرهنگی باید تمام سعی خود را به کار بسته و فکری اساسی در مورد خشک شدن زایندهرود و تبعات بعدی آن کنند.
دنیا رو به خشکسالی
این روزنامه در شماره ی روز شنبه ی خود همچنین گزارش و گفتگویی را درج کرده است تحت عوان «دنیا رو به خشکسالی است» که در زیر آمده است:
در چند ماه اخیر شاهد اتفاقات عجیبی در آب و هوای کشورمان بودیم. زمستان گذشته با برف سنگین و یخبندانهای طولانیمدت مواجه شدیم و حال که در تابستان هستیم، هوا آنقدر گرم و آزاردهنده شده که نمیدانیم چگونه باید تابستان را سپری کنیم و با خشکسالی که روبهرو شدهایم، مطمئنا همه دوست دارند بدانند این هوای سرد و گرم غیرطبیعی از کجا ناشی میشود و چه آیندهای را پیشرو خواهیم داشت؟ کارشناسان این عدم تعادل آب و هوا را ناشی از تغییرات آب و هوایی حاصل از گرمایش جهانی میدانند.
تغییراتی که نهتنها ایران، بلکه بسیاری از کشورهای دنیا را تحت تاثیر و حتی زندگی بسیاری را در معرض خطرات جدی قرار داده است.
این تغییرات شدید آب و هوایی ناشی از فعالیتهای نابخردانه و سودجویانه خود انسانهاست که متاسفانه اول از همه گریبان کشورهای در حال توسعه و جهان سومی را میگیرد.
برای اطلاع بیشتر از این معضل جهانی و خشکسالی نابهنگام امسال سری به دفتر آقای مهندس محمدصادق احدی، معاون دفتر ملی تغییرات آب و هوایی سازمان حفاظت محیط زیست زدیم و ساعاتی را با ایشان به بحث و گفتگو پرداختیم.
تاکنون برای مقابله با تغییرات آب و هوایی چه طرحها و برنامههایی اجرا شده است؟
وقتی در سال ۱۹۹۲ اولین اجلاس زمین برگزار شد، در آنجا کنوانسیون تغییرات آب و هوا برای امضا آماده شد. آقای دکتر حبیبی، معاون اول رئیسجمهور وقت به نمایندگی از دولت ایران کنوانسیون تغییر آب و هوا را امضا کرد.
کنوانسیون از سال ۱۹۹۴ اجرایی شد و دولت جمهوری اسلامی ایران هم کنوانسیون را در خرداد ۱٣۷۵ تصویب کرد. ساختار کنوانسیون آب و هوا به این شکل است که دری را برای امضا باز میگذارد و اشخاص و دولتهایی که میآیند و آن را امضا میکنند، فقط صرفا یک امضا میدهند و بعدا باید این موارد را در ساختارهای اجرایی خودشان به تصویب برسانند.
مثلا در ایران کنوانسیون باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. بنابراین کنوانسیون در سال ۷۵ به تصویب مجلس رسید. کنوانسیون تعهداتی را برای کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه در نظر گرفته است.
به کشورهای توسعهیافته مثل کشورهای اروپایی، آمریکایی، ژاپن و استرالیا کشورهای ضمیمه یک کنوانسیون میگویند. کشورهای در حال توسعه مثل ایران، هند، چین، برزیل، آفریقای جنوبی و دیگر کشورها هم کشورهای غیرضمیمه یک هستند.
هر کدام از این کشورها تعهدات متفاوتی به کنوانسیون دارند. یکی از تعهدات کشورها این است که گزارشهای ملیشان را به دبیرخانه کنوانسیون تغییر آب و هوا ارسال کنند.
کشورهای توسعهیافته وظیفه دارند گزارشهایشان را هر ۲ سال یکبار و با بودجههای خودشان تهیه کنند؛ اما کشورهای در حال توسعه وظیفه دارند گزارش ملی اول خود را تهیه کنند.
گزارش ملی دوم را هم که در سال ۲۰۰۲ در اجلاسی در هند برگزار شد، ارائه کردند. اگر هم ضرورتی وجود داشت، میتوانند گزارش سوم خود را نیز ارائه کنند.
در ایران هم از دی ۱٣۷۶ (ژانویه ۱۹۹٨) فرآیند تهیه اولین گزارش ملی آغاز شد و سند پروژه بین ایران و برنامه عمران سازمان ملل متحد در تهران امضا و کمک مالی هم از طرف صندوق تسهیلات محیط زیست جهانی به دولت ایران داده شد تا مقدمات لازم برای تهیه گزارش آغاز شود. این گزارش در آوریل ۲۰۰٣ تهیه و به دبیرخانه ارسال شد.
یکی دیگر از تعهداتی که کشورهای توسعهیافته دارند، این است که باید کمکهای مالی و فنی خود را به کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که متاثر از تغییرات آب و هوایی هستند، انجام دهند تا اثرات سوء تغییر اقلیم کاهش یابد.
مشخصات کشورهای در حال توسعه و متاثر از تغییرات آب و هوایی در طرح نوشته شده است. هر کشوری که مشخصات زیر را داشته باشد، آسیبپذیر است:
۱- کشورهایی که در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارند.
۲- کشورهایی که در اقلیم کوهستانی قرار دارند.
٣- کشورهایی که نواحی ساحلی داشته باشند، یعنی در کنار دریاهای آزاد باشند.
۴- کشورهایی که اقتصادشان به بخشهای متاثر از تغییرات آب و هوایی وابسته باشند؛ مثل بخش کشاورزی و …
۵- کشورهایی که اقتصادشان به تولید و فرآوری فرآوردههای نفتی وابسته باشد.
دنباله خبر
آیا ایران هم جزو کشورهای آسیبپذیر است؟
اگر به این فهرست نگاه کنیم، میبینیم کشور ایران تقریبا تمام این مشخصهها را دارد. پس با توجه به تقسیمبندی خود در کنوانسیون یکی از کشورهای متاثر از تغییر آب و هوایی است. بخش کشاورزی حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و در حدود ۲۵ تا ٣۰ درصد اشتغالها در بخش کشاورزی است.
خیلی از اقشار زیرین جامعه و جوامع محلی و روستاییان منابع درآمدیشان وابسته به بخش کشاورزی است و بخش کشاورزی هم از بخشهایی است که شدیدترین آسیبپذیری را در مقایسه با موضوع تغییر آب و هوایی دارد.
اقتصاد ما هم شدیدا وابسته به این بخش است. اگر در بخش نفت دقت کنیم حدود ٨۰ تا ۹۰ درصد تشکیل درآمدهای ارزی کشور به بخش نفت وابسته است. از طرفی، اقلیم ما اقلیمی خشک و نیمه خشک است.
متوسط بارش کشور ایران حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیمتر در سال است، در حالی که متوسط بارش دنیا ٨۰ تا ٨۵ میلیمتر است. پس ما به طور طبیعی به اندازه یکچهارم کمتر از بارش دنیا را در کشورمان داریم. این نشان میدهد اقلیم ایران ذاتا خشک است و نسبت به موضوعات خشکسالی آسیبپذیر است.
حال اگر پدیدهای به نام تغییر اقلیم که کل سیستم اقلیم را به هم میزند اتفاق بیفتد، آسیبهای ناشی از این مساله و خشکسالی ناشی از آن، روند و شدت بیشتری به خود میگیرند.
اگر بخش آسیبپذیری ناشی از تغییرات اقلیمی را بررسی کنیم، میبینیم که ایران از چندین جنبه میتواند نسبت به این موضوع آسیبپذیر باشد:
۱- آسیبهای مستقیم ناشی از تغییر اقلیم. مثل اثراتی بر تولید محصولات کشاورزی یا تولیدات دامی، اثر بر بهداشت و …
۲- آسیبهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن. مثلا وقتی جامعه کشاورزی منابع درآمدیاش را از دست بدهند، به سمت شهرها کوچ میکنند و حاشیهنشین میشوند. یا در نواحی مرزی باعث میشوند مردم به دنبال منابع درآمدی جایگزین باشند، پس به دنبال قاچاق کالا میروند.
٣- آسیبهای ناشی از کاهش درآمدهای غیرنفتی کشور یا ناشی از اقدامات مقابلهای.
89- تغییرات آبوهوایی چه تاثیری بر میزان بارش (بهصورت باران و برف) دارند؟
در منطقهای ممکن است بارش در مقایسه با سالهای قبل تغییر پیدا نکند، اما طول دوره بارش تغییر یابد مثلا فرض کنیم در زاهدان ۱۰۰ میلیمتر باران در سال میبارد. قبلا این ۱۰۰ میلی متر در یک دوره ٣ ماهه میبارید، ولی الان همان ۱۰۰ میلیمتر در یک دوره یک ماهه میبارد.
وقتی دوره بارش کم شود، شرایط برای طغیان و آسیبهای ناشی از سیل بهوجود میآید. دوره مختصری منابع آبیمان زیاد میشود که این افزایش کوتاه و ناگهانی نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه اراضی کشاورزی را میگیرد و بعد یک دوره خشکسالی در پی خواهد داشت. چون اگر قبلا ٣ ماه میبارید، ۹ ماه دوره خشکسالی داشتیم، حالا که یکماه میبارد ۱۱ ماه دوره خشکسالی داریم. پس در این حالت شدت بارش تغییر پیدا کرده است.
آسیبهایی داریم به نام آسیبهای ناشی از اقدامات مقابلهای کشورهای توسعهیافته آیا ایران نیز با این آسیبها روبهرو خواهد شد؟
در پروتکل کیوتو و کنوانسیون، کشورهای توسعهیافته متعهد هستند میزان انتشار گازهای گلخانهایشان را کاهش دهند. وقتی ٨۰درصد انتشار گازهای گلخانهای کل دنیا از بخش انرژی صورت میگیرد، پس عمده سیاستهای کاهش وابسته به بخش انرژی خواهد بود. پروتکل کیوتو به این کشورها توصیه کرده که میزان انتشار گازهایشان را در محدوده سالهای ۲۰۰٨ تا ۲۰۱۲ به ۵۲ درصد زیر سطح انتشار سال ۱۹۹۰ برسانند.
این ۵۲ درصد برای مجموعه کشورهای توسعهیافته است. حالا هر کشوری تعهد متفاوتی دارد. مثلا کشورهای اروپایی باید ٨ درصد کاهش داشته باشند. روسیه صفر درصد، آمریکا ۷ درصد، اروپای شرقیها ۴ درصد، اوکراین صفر درصد و انگلستان ٨ درصد است. استرالیا نه تنها تعهد کاهش انتشار ندارد، بلکه اجازه دارد تا ٨ درصد هم بیشتر از سطح سال ۱۹۹۰ افزایش انتشار داشته باشد.
در حال حاضر بسیاری از کشورهایی که دریاهای آزاد دارند، بر اثر بالا رفتن سطح آب دریاها در معرض تهدیدند. آیا این مشکل شامل حال ایران نیز میشود؟
در اثر افزایش دمای متوسط زمین، یخهای قطبی شروع به ذوب شدن کردهاند. در نتیجه سطح آب دریاها افزایش مییابد. در کشور ما عمده سکوهای نفتی یا در داخل دریاست یا در حاشیه خلیجفارس در سواحل است و خیلی از تاسیسات بزرگی که در آنجا داریم، مثل پتروشیمی ماهشهر و رازی، منطقه اقتصادی ویژه انرژی پارس، تجهیزات پتروشیمی و در کل تمامی تجهیزات نفتی و پتروشیمی ما در سواحل قرار گرفته است.
افزایش سطح آب دریاها میتواند باعث پیشروی آب دریاها به خشکی شده و این تاسیسات را تحت شعاع قرار بدهد و به تبع آن تولیدات فرآوردههای نفتی و پتروشیمی ما تحت تاثیر قرار گیرد و صادرات نفت خام هم دچار مشکل میشود.
در اثر افزایش تلاطم و سطح امواج ممکن است خوردگی سکوها زیادتر شود این مساله برای کشتیهای بارگیری هم مشکل ایجاد میکند.
از طرفی با افزایش سطح آب دریاها آب شور در ساحل پیشروی میکند. این آب شور در حفرههای آبهای شیرین زیرزمینی که در سواحل وجود دارند، نفوذ میکند پس دسترسی به آب شرب بهداشتی در آن مناطق مشکل میشود.
با وجود مشکلات تغییرات آب و هوایی و خشکسالیها، با کمبود آب آشامیدنی هم روبهرو خواهیم شد؟
در اثر افزایش دما شدت تبخیر در حوزههای آبریز افزایش مییابد. در نتیجه اولا کیفیت آب رودخانهها پایین میآید؛ چون بر اثر تبخیر املاح زیادی باقی میمانند. پس دسترسی به آب آشامیدنی مشکل میشود و یا هزینههای تصفیه آب آشامیدنی بالا میرود. ثانیا ورودی این حوزههای آبریز به دریاها کم میشود.
وقتی ورودی کم شود، در اثر افزایش سطح آب دریاها، آب شور دریا در بستر رودخانهها پیشروی میکند و تنوع زیستی این رودخانههای آب شیرین دچار آسیب میشوند سوم اینکه وقتی این آبشور در بستر رودخانه نفوذ میکند ، به آبهای زیرزمینی آن نواحی هم نفوذ و آب آشامیدنی آن شهرها و اطراف رودها را دچار مشکل میکند. مثل مشکلی که سال ۷٨ تا ٨۰ در آبادان و اهواز بهوجود آمد.
بر اثر پیشروی آب دریا به حوزه کارون، چون میزان آبریز حوزه کارون به دریا کم شده بود، آب شور به بستر نفوذ کرده و آب آشامیدنی آبادان، خرمشهر و اهواز دچار مشکل شده بود. بعضیها میگفتند مردم این مناطق فاضلابشان را به داخل رودخانه ریختهاند، ولی در واقع مشکل این بود که آبشور دریا به حوزه آبریز شطالعرب نفوذ کرده بود؛ چون سطح آب دریا بالا رفته بود.
تغییرات اقلیمی کشاورزی ما را تهدید میکند. این آسیبها چقدر خواهند بود؟
اگر به اقلیم و نوع کشاورزی ایران نگاه کنیم، میبینیم بیش از ٣۰درصد اراضی ما کشت دیم است و ۷۰ درصد آن اراضی هم به کشت غلات اختصاص دارد. پس اگر تغییری در الگوی بارش به وجود آید و افزایش دما صورت بگیرد، دیگر معلوم نیست چه بلایی بر سر کشاورزان خواهد آمد.
اول اینکه امنیت غذایی کشور به خطر میافتد و این امنیت غذایی تبعات زیادی نظیر ۱) امنیت ملی را به خطر میاندازد ۲) مهاجرت به شهرها و حاشیهنشینی زیاد میشود. ٣) اعتیاد و بزهکاری در حاشیه شهرها افزایش مییابد ۴) در نواحی مرزی قاچاق کالا خواهیم داشت ۵) حدود ۲۵ تا ٣۰ درصد اشتغال کشور مربوط به کشاورزی است که با این اتفاق حجم بیکاران زیاد میشود.
از طرفی، در اثر بالا رفتن دما میوهها از بین میروند یا در اثر سرما میوهها یخ میزنند. همچنین در سالهای اخیر خشکسالی باعث شد که گندم پیش از آن که به حد و اندازه مناسبی برسد، زرد شود و کشاورزان آن را درو کنند. مثلا اگر ساقه گندم ۵ میلیمتر باشد، ٣ میلیمتر است و کشاورز مجبور است آن را با این اندازه درو کند.
در پاییز و زمستان گذشته برف و باران زیادی داشتیم. فکر نمیکنید اگر سدهای بیشتر و توانمندتری داشتیم، این آبها برای این دوره خشکسالی ذخیره میشد؟
از موضوعاتی که کنوانسیون تغییرات آب و هوا خیلی روی آن تاکید کرده، این است که دولتمردان باید موضوعات تغییر آب و هوایی را در برنامههای توسعه خودشان بگنجانند. ما اگر برنامههای مدیریت منابع آبمان را بدون ملحوظ کردن موضوع تغییر آب و هوا بگنجانیم، آیا این سدها برای ۲۰ سال آینده مفید خواهد بود. اگر رواناب حوزههای آبریزمان ٣۰ تا ۴۰ درصد کاهش یابد و اگر بارشی در آینده نداشته باشیم، آیا ورودی به این سدها خواهیم داشت و این سدها کارایی خواهند داشت؟
از طرفی ممکن است در ۱۰۰ سال آینده دما ۲ ٣ درجه سانتیگراد افزایش یابد. در حال حاضر، ممکن است متوسط دما افزایش نیابد، ولی ماکسیمم دما بالا برود. مثلا اگر قبلا ماکسیمم دمای تهران در ۲۰روز سال به بالای ٣۵ درجه میرسید، الان در ۴۰ روز از سال به بالای ٣۵ درجه میرسد و این مساله باعث میشود شدت تبخیر بالا برود، پس دیگر در پشت سد آبی باقینمیماند.
پس باید برنامههای مدیریت منابع آب را مبتنی بر موضوع تغییرات آب و هوایی بدانیم؛ چرا که اگر غیر از این باشد، درست است که سد وسیلهای برای کنترل سیلاب است، ولی اگر طی تابستان تعداد روزهای داغ ما دو برابر شود، کار سدسازی بیهوده خواهد بود.
اگر برنامهریزی درستی داشته باشیم، دیگر هر جایی سد نمیسازیم و سدها را در مناطق معین و مناسب میسازیم و از شیوههای جدیدی برای مدیریت منابع آبیمان استفاده میکنیم. یعنی اگر داریم کانالکشی میکنیم، دیگر برای انتقال آب از کانال باز استفاده نمیکنیم؛ چون تبخیر میشود. به این ترتیب باید از آبیاری تحت فشار یا کانالهای سرپوشیده استفاده کنیم.
90- کدام استانها بیشترین آسیبدیدگی را از نظر خشکسالی داشتهاند؟
در حال حاضر استانهای فارس، یزد، کرمان، سیستان و بلوچستان و قسمتی از اصفهان بیشتر از دیگر استانها درگیر خشکسالی هستند. طی مطالعاتی که با همکاری مرکز ملی اقلیمشناسی سازمان هواشناسی و دفتر ملی تغییر آب و هوا انجام شد.
با تمام اینها بهتر است فراموش نکنیم که ٨۰ درصد اراضی ما در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارند و این خیلی مشکلساز خواهد بود.
در کل میزان تاثیر گرمایش جهانی بر ایران چقدر بوده است؟ آیا میتوان گفت ایران کشوری بحرانزده از لحاظ تغییرات آب و هوایی است؟
موضوع تغییر آب و هوایی، موضوعی بلندمدت است و اثرات خود را در درازمدت نشان میدهد. این خشکسالیها و سیلابها نشانههایی از آن هستند و تازه شروع تغییرات آب و هوایی هستند، پس دقیقا نمیدانیم که قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و چه کشورهایی بحرانزده خواهند شد.
در حال حاضر توفان در آمریکا نسبت به سالهای قبل چندین برابر و شدتشان هم بیشتر شده است. توفانی که اخیرا در میانمار صورت گرفت شدت خیلی بالایی نسبت به قبل داشت. اما مساله آسیبپذیری نسبت به تغییرات اقلیمی یک موضوع چند معیار است.
در این باره میتوان ۲ کشور هلند و بنگلادش را مقایسه کرد. هر دوی این کشورها نسبت به موضوع تغییرات اقلیمی آسیبپذیرند، اما هلند توانسته خودش را با این شرایط تطبیق بدهد؛ چون ساختارهای اقتصادی انعطافپذیری دارد و تعداد مردمی که به دلیل این موضوع دچار آسیب میشوند، در مقایسه با بنگلادش خیلی پایینتر است.
در بنگلادش منبع تامین درآمد مردم از کشاورزی است و اگر اراضیشان زیر سطح آب برود، از گرسنگی میمیرند. اما هلند از همین الان در بسیاری از مناطق ساحلیاش دیوار کشیده است. در حالی که در بنگلادش با افزایش سطح آب دریاها حدود ۱۵ درصد اراضی به زیر آب میروند، ولی هلند به خاطر این دیوارها آسیب نمیبیند.
91- دولت چه طرحها و برنامههایی را برای مبارزه با خشکسالی در نظر گرفته است؟
هنوز برنامههای توسعه کشورمان منطبق بر موضوع برنامههای تغییرات آب و هوایی نیست. وزارت نیرو در حال انجام مطالعاتی است که تا ببینید اثرات تغییرات اقلیم بر منابع آبی چیست و چه اثرات سویی دارد و با این تحقیق میخواهد برنامه مدیریت منابع آب را منطبق بر تغییرات اقلیمی طرح کند.
البته این مطالعه هم در گامهای اولیه قرار دارد و راه به جایی نبرده است. متاسفانه در حال حاضر کاری به این شکل در کشور انجام نشده است.
البته اخیرا سازمان حفاظت از محیط زیست در دفتر ملی تغییر آب و هوایی برنامهای را به کمیته ملی توسعه پایدار پیشنهاد کرده که این برنامه باید ارسال شود به دولت تا آن را در برنامههای پنجم توسعه موضوع تغییرات آب و هوایی بگنجانند. یعنی در برنامه پنجم توسعه محورهای برنامه توسعه مبتنی بر موضوع تغییرات آب و هوایی خواهد بود.
غیر از آن بعضی برنامههای ملی در زمینه سازگاری با تغییر آب و هوایی در حال تدوین است که این برنامه هر کدام از نهادها را موظف میکند که در این خصوص چه باید کنند تا از همین الان ظرفیتها و پتانسیلهای لازم را برای کم کردن اثرات سوءتغییر اقلیم در سالهای آتی خودمان ایجاد کنیم.
این باعث میشود با هدف و برنامه جلو برویم، نه این که یکدفعه ببینیم خشکسالیهای شدیدی ایجاد شده و هیچ کاری هم نمیتوانیم بکنیم، اما تمام این برنامهها ظرفیتهای قانونی، مالی، اداری، نیروی انسانی و برنامههای اجرایی میخواهد.
آموزش و تحقیقات نیز لازم دارد و برنامه باید طوری تدوین شود که به دولت ارسال شود. دولت هم تصویب و به صورت لایحهای به مجلس ارسال میکند. اینها مراحل کار است.
در حال حاضر کشاورزان مناطق مختلف کشور بیشتر از همه در معرض آسیبند، چون محصولات و داراییشان در معرض خطر قرار گرفته است. چه اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است؟
متاسفانه همیشه در ایران برنامهها کوتاهمدت است و هر وقت اتفاقی میافتد، تازه به فکر راهحل آن میافتیم. مثلا چند سال پیش در سالهای ۷٨ ٨۰ بحثی درخصوص بیمه محصولات کشاورزی پیش آمده است. همان سال هم تعدادی از کشاورزان محصولاتشان را بیمه کردند. ولی پس از آن دیگر نه تبلیغی در این زمینه شد، نه پیگیری شد.
در صورتی که بیمه یکی از روشهای کار برای کاهش اثرات سوء تغییرات آب و هواست. ما علاوه بر بعضی مکانیسمهای اجرایی و قانونی، برنامههای بیمه هم داریم. اگر کشاورزی محصول خود را با یک درصد قیمت محصولش بتواند بیمه کند، وقتی مشکلی ایجاد شود، میداند جایی است که خسارتش را جبران کند.
درست است که محصولش آسیب دیده و از بین رفته ولی حداقل منابع درآمدیاش از بین نمیرود و به شهر نمیآید تا سیگار بفروشد و دستفروشی کند. اخیرا بحث وامهای کشاورزی برای جبران خسارتها مطرح شد، ولی بیمه خیلی بهتر است. علاوه بر بیمه کشاورزی باید سیستمهای بیمه را در تمام سطوح تقویت کرد، مثلا برای بلایای طبیعی مثل طوفان و سیل و… .
در کل ما برای کاهش اثرات سوءتغییرات آب و هوایی ۲ روش داریم:
۱- اثرات را از بین ببریم که برای این کار باید خود را با اثرات سوء تطبیق دهیم.
۲- اثرات سوء و آسیبهای ناشی از آن را کاهش بدهیم. تطبیق یعنی وقتی در نواحی ساحلی تاسیسات داریم، تاسیسات را دورتر از ساحل ایجاد کنیم. یک کار دیگر هم همان بیمه است.
در شرایط فعلی نمیتوانیم کارهای بلندمدتی مثل سدسازی انجام دهیم. بهترین کار حداقل برای امسال این است که به کشاورزان وام بدهند و فقط مکانیسمهای مالی در حال حاضر جواب میدهند.
برای این کار امسال دولت کمیته خشکسالی را دوباره فعال کرده است. در اولین اقدام هم استاندار فارس موضوع را در دولت مطرح کرده است. جلساتی هم در این زمینه برگزار شده است. ولی باید به فکر سالهای بعدی بود، نه این که فقط همان موقع تصمیم بگیریم و عمل کنیم. باید برنامههای بلندمدت و جدی و مهمی را در این زمینه طراحی کنیم؛ چون کشور ایران بسیار مستعد خشکسالی است و آسیبپذیر خواهد بود.
92- از وزارت کار شکایت کرده ایم :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 9 تیر 87 : علی مزروعی، رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران با اشاره به اینکه «وزارت کار نمی تواند انحلال انجمن را اعلام کند» از تنظیم لایحه و تقدیم به دیوان عدالت برای شکایت از وزارت کار خبر داد.مزروعی در این نشست که با حضور خبرنگاران روزنامه های مختلف برگزار شد، گلایه های سه ساله خود از اقدامات وزارت کار و امور اجتماعی و اعلام واجد شرایط بودن انجمن برای انحلال را با اعضای انجمن در میان گذاشت. رئیس انجمن این اقدام را یک بهانه گیری حقوقی دانست تا حقیقی:
«هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران تاکنون هیچ قصوری نداشته و مطابق اساسنامه به وظایف خود عمل کرده است. این یک بهانه گیری حقوقی است تا حقیقی و از نظر ما بحث حقوقی مطرح نیست.» او ادامه داد: «وزارت کار نمی تواند انحلال انجمن را اعلام کند، انجمن یک حقوق مکتسبه ای دارد که کسی جز یک مرجع قضایی سالم نمی تواند از آن بگیرد. اگر مرجع قضایی رای بدهد باید از آن تبعیت کرد اما اکنون این وضعیت را یک چالش می بینیم.» رئیس انجمن پس از تشریح مراحل نامه نگاری میان انجمن و وزارت کار درباره مذاکرات با محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی گفت: «ما بیان کردیم که مشکل اساسنامه تعداد زیاد اعضای انجمن است که باعث به حد نصاب نرسیدن مجمع می شود. جهرمی وزیر کار در جواب از ما خواستند در هیات مدیره از افراد آنان استفاده کنیم و در عمل صحبت به نتیجه نرسید.» مزروعی افزود: «وزیر کار در اجلاس بین المللی کار (ILO) گفته بود که به آزادی مطبوعات معتقد است اما در عمل می بینیم که با انجمن صنفی روزنامه نگاران چه برخوردی شد. این بهانه برای انحلال انجمن ناشی از اراده سیاسی است و مواضع افراد در آن شناخته شده است.» بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران هم با بررسی اساسنامه انجمن گفت: «در دوران خاتمی هم با مشکل اساسنامه روبه رو بودیم و اصلاح اساسنامه را در دستور کار گذاشتیم ولی مجمع به دلیل تعداد زیاد اعضا به حد نصاب نرسید. اساسنامه تیپ وزارت کار برای 300 تا 400 عضو نوشته شده است. در حالی که اعضای انجمن به سرعت در حال زیاد شدن هستند و در همان زمان هم به ما گفته شد تا وقتی مجمع فوق العاده تشکیل نشود اصلاح اساسنامه میسر نیست.» رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران در بخش دیگری ازگفته هایش به هویت کارگری اعضای انجمن اشاره کرد: «مسوولان وزارت کار در سخنان خود انجمن را فاقد هویت کارگری دانستند در حالی که این مطلب را به ما منعکس نکردند و همین جا ما از آنان می خواهیم که هیاتی را مسوول شناسایی هویت اعضا کنند. اسامی اعضا پیش از این به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کار ارائه شده است.» دبیر انجمن نیز تاکید کرد: «انجمن صنفی روزنامه نگاران عضو سه تشکل بین المللی فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (IFJ)، سازمان بین المللی کار (ILO) و دپارتمان سازمان های غیردولتی سازمان ملل است. با اینکه خود را در موضع ضعف نمی بینیم ولی اگر بنا بر منزوی کردن انجمن و تشکیل انجمن موازی باشد به این سه تشکل شکایت خواهیم کرد.» او همچنین از تنظیم لایحه ای برای تقدیم به دیوان عدالت اداری خبر داد: «یک وکیل به همراه دبیر کمیته حقوقی لایحه ای را تنظیم و تقدیم دیوان عدالت اداری کرده و نسبت به برداشت غلط وزارت کار از حکم دیوان عدالت اداری شکایت می کنند.» مفیدی در مقایسه سه سال فعالیت در دولت نهم به عنوان دبیر انجمن با سال های قبل گفت: «در دوره دولت هشتم یک سال مسوولیت دبیری انجمن را داشتم ولی فرسایشی را که در سه سال گذشته به آن دچار شدیم در آن سال تجربه نکرده بودم. در این دوره برای گرفتن یک طرح ترافیک برای خبرنگاران مشکلات متعددی به وجود آوردند. هنوز مشکل بیمه روزنامه نگاران حل نشده است در صورتی که بر اساس قانون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مصوبه مجلس است در راستای طرح بیمه هنرمندان که در زمان خاتمی مطرح شد. باید همه روزنامه نگاران از حق بیمه برخوردار شوند. در آن دوره 700 نفر بیمه شدند ولی در حال حاضر مشکلات بسیاری در این راه به وجود آوردند.» دبیر انجمن همچنین تعداد کل اعضای انجمن را سه هزار و 822 نفر، اعضای پیوسته سه هزار و 440 نفر (از این تعداد هزار و 836 نفر حق رای دارند) و اعضای وابسته را 375 نفر عنوان کرد که با احتساب به 301 نفری که می توانند با تمدید کارت حق رای داشته باشند، افرادی را که می توانند در مجمع عمومی حاضر شوند دو هزار و 37 نفر دانست.مزروعی در آخر از همه اعضای این انجمن دعوت کرد تا در روز خبرنگار(17 مرداد) در جلسه مجمع عمومی درباره منحل شدن یا نشدن انجمن اظهار نظر کنند.
93- بزرگترین معامله ی تاریخ بورس ایران :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 9 تیر 87 ؛ در ادامه خصوصی سازی ها، ۶۷۰ میلیون سهام شرکت فولاد ایران در معامله ای بی سابقه در بورس به ازای ۱۳۶۰ میلیارد تومان در اختیار دو سرمایه دار بخش خصوصی قرار گرفت …
جام جم آنلاین: با معامله بلوک ۵/٣۰ درصدی فولاد خوزستان طی ۹ روز رقابت فشرده، بزرگترین معامله تاریخ بورس به ارزش ۱٣۶۰ میلیارد تومان به نام ۲ فعال بخش خصوصی رقم خورد. بر اساس این گزارش، پس از یک روند کم سابقه، دیروز ۶۶٨ میلیون و ۵۶۰ هزار سهم از سهام شرکت فولاد خوزستان متعلق به شرکت مادر تخصصی سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران به صورت یکجا، نقد و اقساط (۲۰درصد نقد و ٨۰ درصد اقساط) در بازار سهام داد و ستد شد. این رقابت که از ۲۷ خرداد ماه با قیمت پایه هر سهم ۱۰ هزار و ۹۴۲ ریال آغاز شده بود، دیروز به ۲۰۴۰٣ ریال رسید.
این گزارش حاکی است در پایان ساعات معاملاتی ۲۷ خرداد ماه قیمت هر سهم این بلوک با ۴۰٨۵ ریال افزایش (٣/٣۷ درصد) به ۱۵۰۲۷ ریال رسید. در دومین روز رقابت قیمت ۲۹٨۵ ریال (۹/۱۹ درصد) افزایش یافت و به ۱٨۰۱۲ ریال رسید.
روز سوم رقابت هم قیمت از ۱٨۰۱۲ ریال به ۱٨۱۹٨ ریال رسید که ۱٨۶ ریال (۰٣/۱ درصد) افزایش داشت. اول تیر ماه هم قیمت با افزایش اندک ۶۵ ریالی به ۱٨۲۶٣ ریال رسید. پنجمین روز رقابت هم قیمت روی عدد ۱٨۶۱۲ ریال متوقف شد تا نسبت به روز قبل از آن ٣۴۹ ریال افزایش داشته باشد.
روز ششم قیمت با ۵۴٨ ریال افزایش عدد ۱۹۱۶۰ را ثبت کرد. روز هفتم نیز از ۱۹۱۶۰ به ۱۹۷۰٣ ریال رسید تا ۵۴٣ ریال (٨/۲ درصد) افزایش یابد. هشتمین روز از این رقابت دنباله دار قیمت به ۲۰۴۰۲ ریال رسید که نسبت به روز قبل از آن ۶۹۹ ریال (معادل ۵/٣ درصد) افزایش داشت. اما بالاخره دیروز قیمت هر سهم این بلوک به ۲۰۴۰٣ ریال رسید.
این در حالی است که به دلیل دنبالهدار شدن رقابت و برای آنکه این ماراتن قبل از برگزاری مجمع سالانه به پایان برسد، توقف نماد این شرکت از پایان روز سه شنبه به پایان روز چهارشنبه موکول شد. اما روز چهارشنبه و در آخرین روز کاری هفته پیش نیز این رقابت به سرانجامی نرسید.
این نماد دیروز به درخواست سهامدار عمده و سازمان خصوصیسازی جهت رقابت بر روی بلوک ۵/٣۰ درصدی باز ماند تا سرانجام این بلوک مشخص شود.
به گزارش فارس، سازمان خصوصیسازی در حالی به وکالت از ایمیدرو بلوک ۵/٣۰ درصدی فولاد خوزستان را روز شنبه دو هفته پیش به قیمت پایه هر سهم ۱۰۹۲ عرضه کرده بود که این بلوک دیروز بعد از ۹ روز رقابت بین ۵ گروه از متقاضیان به قیمت پایه هر سهم ۲۰۴۰ تومان توسط بخش خصوصی و از طریق کارگزاری آگاه خریداری شد.
براساس این گزارش، ارزش این بلوک بالغ بر ۱٣۶۰ میلیارد تومان برآورد شد که با این معامله، بزرگترین معامله تاریخ ۴۱ ساله بورس و سازمان خصوصیسازی به نام فولاد خوزستان به ثبت رسید.
خریداران این بلوک که موفق شدند از رقبایی چون صندوق بازنشستگی فولاد، سرمایهگذاری تامین اجتماعی و… پیشی بگیرند، دو فولادساز فعال بخش خصوصی هستند.
کارگزار خریدار بلوک ۵/٣۰ درصدی فولاد خوزستان هم با تایید این خبر گفت: این معامله شفافترین، رقابتیترین و بزرگترین معامله تاریخ بازار سرمایه است.
عباسعلی حقانینسب در رابطه با معامله بلوک ۵/٣۰ درصدی فولاد خوزستان که دیروز در بازار اول بورس انجام شد، اظهار داشت: این معامله بعد از ۹ روز رقابت فشرده و قبل از برگزاری مجمع سالیانه فولاد خوزستان انجام شد که توسط دو خریدار بخش خصوصی خریداری شد.
وی ادامه داد: به اعتقاد من این معامله از شفافترین، رقابتیترین و بزرگترین تاریخ معامله بورس است که به ارزش ۱٣۶۰ میلیارد تومان در تاریخ بازار سرمایه رقم خورد.
حقانینسبت افزود: صنعت فولاد با توجه به ظرفیتهای کشور از لحاظ انرژی ارزان، منابع طبیعی و نیروی انسانی کارآمد و ارزان از جمله مزیتدارترین صنایع کشور است که میتواند در بین صنایع کشور حرفهای زیادی داشته باشد.
این کارگزار خاطرنشان کرد: با توجه به ابهامات موجود در آینده و تغییرات احتمالی توسط دولت باید حمایتهای لازم از این صنعت و دیگر صنایع پیشرو کشور به عمل آید.
حقانینسب ادامه داد: خریدار این بلوک برآمده از بخش خصوصی به تمام معناست که باید توسط دولت حمایت شود تا حضور بخش خصوصی در صنعت فولاد و دیگر صنایع گسترش یابد.
حقانینسب در پاسخ به این پرسش که با توجه به برگزاری مجمع سالیانه فولاد خوزستان در روز یکشنبه (امروز) آیا مشکلی در بازبودن نماد این شرکت وجود نداشت، گفت: به دلیل رقابت متقاضیان و ادامه تقاضا برای خرید این بلوک نماد این شرکت امروز نیز باز بود تا این معامله انجام شود. وی گفت: بازبودن نماد معاملاتی فولاد خوزستان با توجه به برگزاری مجمع سالیانه مشکلی نداشت.
پایان واگذاری شرکتهای بزرگ دولتی تا نیمه سال آینده
در همین حال سرپرست وزارت امور اقتصادی و دارایی از اتمام واگذاری سهام شرکتهای مهم و بزرگ دولتی تا نیمه سال آینده خبر داد.
حسین صمصامی در گفتگو با مهر از انجام کارهای مربوط به واگذاری سهام بانکهای مشمول اصل ۴۴ قانون اساسی خبر داد و افزود: اقدامات مربوط به این واگذاری از سوی بورس و سایر دستگاهها در حال انجام است.
سرپرست وزارت امور اقتصادی و دارایی از آمادهسازی سهام مخابرات برای واگذاری در بورس خبر داد و افزود: سهام مخابرات برای واگذاری در بورس مشکلی ندارد.
وی از اتمام واگذاری سهام شرکتهای بزرگ و مهم دولتی تا نیمه سال آینده خبرداد و افزود: این در حالی است که قبل از ابلاغ قانون سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، میزان واگذاری سهام شرکتهای دولتی افزایش یافته است.
94- تعداد ۱۹ کارگر در ريزش قابل پيش بينی ساختمان زير آوار ماندند :
به گزارش روزنامه اعتماد در تاریخ 9 تیر 87 ؛ ريزش ساختمانی ۷ طبقه در سعادت آباد بهانه يی شد تا مسوولان شهری بار ديگر رعايت نشدن اصول ايمنی در ساختمان سازی را به ياد بياورند و يکديگر را مقصر اصلی اين نوع حوادث بدانند. اين ساختمان که در کوچه ۲۴ شرقی بلوار فرهنگ در سعادت آباد بنا شده بود، ساعت ۴۴/۸ ديروز در حالی فرو ريخت که از دو سال قبل بسياری از اهالی منطقه و حتی مسوولان شهرداری احتمال وقوع اين حادثه را می دادند، اما اکتفا به تذکر و اخطار بدون انجام هيچ اقدامی برای رفع خطر سبب شد اين ساختمان به مدفن ۱۹ کارگری تبديل شود که اخيراً کار تخريب مجتمع مسکونی را آغاز کرده بودند. هرچند تا لحظه تنظيم اين گزارش فقط اجساد چهار نفر از خاک بيرون کشيده شده، حجم زيادی آوار و بتونی بودن ساختمان احتمال زنده ماندن ساير کارگران را بسيار کمرنگ و ضعيف کرده و تلاش برای نجات آنها با استفاده از تجهيزات آتش نشانی و سکوهای زنده ياب بی حاصل بوده است. ساختمان ويران شده با متراژ ۸۴۱ متر مربع در سال ۷۰ برای دو طبقه روی همکف و زيرزمين پروانه ساخت گرفت اما ۶ سال بعد تغيير نقشه داد و در حالی که برای دو طبقه پی ريزی شده بود، مسوولان وقت شهرداری منطقه با اضافه شدن ۵ طبقه به آن موافقت کردند. اين مجتمع روز ۱۶ بهمن ماه سال ۷۹ با ۳۲ واحد مسکونی پايان کار اخذ کرد و خريداران آپارتمان ها در آن ساکن شدند اما دو سال بعد- در سال ۸۱- ترک های ايجادشده روی ديوارها موجب شد ساکنان آنجا را تخليه کنند.
پس از آن بود که اخطارها و تذکرها آغاز شد و مسوولان شهرداری از دو مالک اصلی ساختمان خواستند نسبت به رفع خطر اقدام کنند اما هيچ يک از مقامات به پيگيری موضوع نپرداختند و مالکان مجتمع نيز بدون اعتنا به اخطارها ساختمان را رها کردند.
در نهايت در حالی که هر لحظه احتمال می رفت اين مجتمع بزرگ بر سر عابران و همسايه ها آوار شود حکم تخريب ساختمان صادر شد و کارگران از چندی قبل کار خود را آغاز کردند اما تخريب غيراصولی و بی اعتنايی دوباره به نکات ايمنی سبب شد مجتمع ۳۲ واحدی صبح ديروز فرو بريزد. سه دقيقه پس از اعلام گزارش وقوع اين حادثه که با صدايی مهيب همراه بود و اهالی منطقه را در وحشت فرو برد، امدادگران هشت ايستگاه آتش نشانی و سه گروه ويژه امداد و نجات در محل حاضر شدند اما ديگر مجالی برای نجات ۱۹ کارگر فعال در ساختمان باقی نمانده بود.معاون عمليات سازمان پيشگيری و مديريت بحران شهر تهران درباره اقدامات امداد و نجات در اين حادثه با بيان اينکه تمامی امکانات شهرداری تهران در حادثه ريزش ساختمان ۷ طبقه در سعادت آباد به کار گرفته شد، گفت؛ لايه های رويی آوار ساختمان ۷ طبقه در حال انتقال است و تلاش برای نجات مصدومان احتمالی اين حادثه ادامه دارد. محبی راد در گفت وگو با سما با بيان اين مطلب اظهار کرد؛ به محض اينکه حادثه به ستاد مديريت بحران شهر تهران اطلاع داده شد بلافاصله به تمامی عناصر ستاد تخصصی موضوع گزارش شد و ماموران سازمان آتش نشاني، اورژانس، نيروی انتظامي، راهور ناجا، سازمان آب و شرکت گاز به سرعت در محل حاضر شدند.وی با بيان اينکه از لحظات اوليه حادثه محل وقوع به لحاظ ترافيکی تحت کنترل کامل قرار گرفت، تصريح کرد؛ امکانات شهرداری و عوامل مديريت بحران مناطق ۲ ، ۳ ، ۴ و ۹ بلافاصله پس از حادثه در محل حاضر شدند و به کمک واحد سگ های زنده ياب، کشف اجساد و نجات مجروحان آغاز شد که اين عمليات همچنان ادامه دارد.
در همين حال بهروز تشکر مدير روابط عمومی سازمان آتش نشانی تهران درباره علت اين حادثه به خبرنگار ما گفت؛ اين ساختمان به دليل رعايت نشدن اصول ساختمان سازی چندی قبل نشست کرده بود و ديروز در حالی که کارگرانی برای تخريب آن اقدام کرده بودند به دليل بی دقتی و بی توجهی به اصول ساختمان سازی به طور کامل ريزش کرد و باعث خرابی بخشی از يک ساختمان مسکونی مجاور نيز شد.از سويی مهندس بهاری شهردار منطقه دو تهران علت اصلی ريزش ساختمان را بی توجهی مالکان آن به هشدارهای شهرداری عنوان کرد و خبر داد شهرداری ساکنان ساختمان مجاور اين مجتمع را در يک هتل اسکان داده است تا خطر کاملاً رفع شود.محمدباقر قاليباف نيز سازمان نظام مهندسی را مقصر اين حادثه مرگبار و موارد مشابه دانست. شهردار تهران با تاييد اين موضوع که در ساخت و ساز ساختمان ويران شده استانداردهای ايمنی رعايت نشده بود، گفت؛ سازمان نظام مهندسي، مهندس ناظر و مهندس طراح که مسووليت نظارت بر اين کار را برعهده داشتند وظيفه خود را انجام ندادند. وی خاطرنشان کرد؛ تا زمانی که نظارت مهندسی و فنی در ساختمان ها نباشد اين گونه حوادث رخ می دهد و اين نظارت ها وظيفه سازمان نظام مهندسی است. حال آنکه بعضاً مهندسان ناظری وجود دارند که در خارج از کشور به سر می برند يا اصلاً سر ساختمان نمی روند اما مدارک را امضا می کنند طبيعتاً اين افراد بايد پاسخگو باشند. قاليباف افزود؛ با سازمان مهندسی توافقاتی انجام داده ايم تا مهندسان ناظر متخلف را شناسايی و در ليست سياه قرار دهيم و در حال حاضر ۱۷ يا ۱۸ مهندس متخلف شناسايی و به مراجع قضايی معرفی شده اند و قوه قضائيه بايد با اين افراد برخورد قاطع کند تا ديگر شاهد ريزش ساختمان های غيراستاندارد نباشيم.شهردار تهران در ادامه از بازداشت مهندس محاسب، سازنده، پيمانکار و مهندس ناظر خبر داد اما سعيد مرتضوی صرفاً بازداشت پيمانکار و دو نفر از مالکان اصلی ساختمان را تاييد کرد. دادستانی تهران که پس از اين حادثه در سعادت آباد حضور يافته بود ضمن اعلام خبر دستگيری اين افراد تصريح کرد؛ به منظور بررسی ابعاد اين حادثه شهردار منطقه دو به همراه شهردار ناحيه يک اين منطقه به دادسرا احضار شدند.
در شرايطی به گفته مسوولان اقدامات قانونی برای شناسايی و برخورد با مقصران اين حادثه آغاز شده است که تجربه وقايع گذشته نشان می دهد پيشگيری از اين سوانح هر بار چند روزی پس از حادثه به بوته فراموشی سپرده می شود. همين امر نيز سبب شده ريزش آوار در پی ساخت يا تخريب غيراصولی ساختمان های مسکونی هرازگاهی حوادثی خسارتی يا فوتی رقم بزند. بنا بر اخبار ثبت شده در پايگاه اطلاع رسانی ۱۲۵ متعلق به سازمان آتش نشانی تهران طی ماه جاری پايتخت نشينان حداقل شاهد چهار حادثه ساختمانی بوده اند. در نخستين واقعه که روز دوم تيرماه به وقوع پيوست، سه کارگر زير آوار ناشی از گودبرداری غيراصولی در ساختمانی واقع در خيابان کاشانک گرفتار شدند اما آتش نشانان توانستند آنان را زنده بيرون بکشد.ظهر روز بعد کارگری ۲۴ ساله بر اثر ريزش ساختمانی نيمه کاره در محدوده استحفاظی ايستگاه ۲۰۲ آتش نشانی جان باخت و ساعاتی بعد ساعت ۳۹/۲۱ همان روز رعايت نکردن نکات ايمنی باعث نشست ديوار خانه مجاور ساختمان در حال احداث شد و خسارت زيادی به بار آورد.ساعت ۵۵ دقيقه بامداد ۴ تيرماه نيز هنگامی که چهار کارگر در ساختمان های در حال احداث در خيابان توليددارو، خيابان محمدوحيد مشغول استراحت بودند ناگهان سقف به خاطر آنچه کارشناسان آتش نشانی از آن به عنوان رعايت نکردن اصول ايمنی در ساختمان سازی و استفاده نکردن از مصالح مرغوب و استاندارد ياد کرده اند، فرو ريخت که در اين حادثه امدادگران هر چهار کارگر را از زير آوار خارج و به بيمارستان منتقل کردند. سلسله حوادث ساختمانی در ماه جاری با حادثه ديروز ابعاد گسترده تری به خود گرفت. اکنون در حالی تلاش برای خارج کردن آوار از محل حادثه و يافتن اجساد و ساير قربانيان ادامه دارد که همان عبارت تکراری و هميشگی عدم رعايت اصول ايمنی در روزهای رونق ساختمان سازی همچنان پايتخت نشينان را تهديد می کند.
95- افزايش شکاف درآمد ايرانی ها :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 9 تیر 87 : طبق آخرين آمارهای انتشار يافته بانک مرکزی در سال 85 ضريب جينی (شاخص توزيع درآمد) طی سال های 84 تا 85 بهبود يافته و از 42/0 به 40/0 کاهش يافته است اما آمارهای سازمان های بين المللي، سازمان ملل و کارشناس مستقل نشان می دهد ضريب جينی دوباره در حال افزايش بوده و متغيرهای تورم و بيکاری باعث بدترشدن توزيع درآمد در جامعه شده اند.به گزارش سازمان ملل، ضريب جينی در ايران در سال 2008 بدتر شده و به 58/0 رسيده است. به گزارش برنا در ارديبهشت امسال، سازمان ملل در گزارش های اخير خود ضريب جينی ايران در سال 2008 را 58/0 پيش بينی کرده است اما بانک جهانی در گزارشی متفاوت اين شاخص را 33/0 و ايران را هشتاد و هشتمين کشور جهان از نظر نابرابری در توزيع درآمد معرفی کرده است. ضريب جينی در اتحاديه اروپا 24/0 تا 36/0 و برای جهان 55/0 تا 65/0 بوده و در کشورهای برزيل، چين، ترکيه، مالزی و آمريکا به ترتيب 57/0 ، 46/0 ، 43/0 ، 49/0 و 40/0 است. ژاپن با 24/0 و سوئد 25/0 عادلانه ترين توزيع درآمد را داشته اند. در عين حال بانک مرکزی ايران ضريب جينی را در سال های 84 و 85 ، 40/0 اعلام کرده است. طبق آمار سازمان ملل متحد در سال های 2001 تا 2006 شاخص ضريب جينی 43/0 بوده اما در سال 2008 به 58/0 رسيده و نشان می دهد که توزيع درآمد بدتر شده است. حتی رتبه ايران در توزيع درآمد نيز نشانگر توزيع ناعادلانه درآمدها در کشور بوده، به طوری که بانک جهانی در درآمدهای سال 2007 خود رتبه ايران را بين 127 کشور جهان، 88 اعلام کرده است. – روند افزايشي، نگرانی بی پايان پس از تغييرات اقتصادی در کشور ضريب جينی از سال 83 به بعد روند افزايشی را نشان داد. اين ضريب هم در جامعه شهری و هم در جامعه روستايی رو به افزايش نهاد که اين امر نشان دهنده شکاف بين فقير و غنی است چرا که ضريب جينی بين صفر تا يک متغير است و هرچه اعداد به دست آمده به صفر نزديک تر باشد يعنی توزيع ثروت عادلانه تر بوده و هرچه به يک نزديک تر باشد، يعنی ثروت در دست اقشار ثروتمند محدود شده است و نابرابری پيدا می کند. حسين راغفر عضو هيات علمی دانشگاه الزهرا در مورد روند افزايشی ضريب جينی در ايران و علت آن گفت: ,بررسی آمارهای موجود (آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار) نشان می دهد که ضريب جينی از سال 83 به بعد در حال افزايش بوده و اين به معنای توزيع ناعادلانه درآمدهای کشور و عميق ترشدن شکاف غنی و فقير است. البته مهم ترين علت آن بالارفتن تورم است., وی افزود: ,تورم يکی از عوامل تشديدکننده افزايش ضريب جينی است چرا که در زمان رشد تورم دهک ها و اقشاری که قدرت مالی و اقتصادی کمتری دارند، برای گرفتن دستمزد يا پول بيشتر قدرت چانه زنی کمتری دارند قادر به تغيير درآمدهای خود نيستند بنابراين انتظار طبيعی آن است که تورم فشار بيشتری به اقشار پايين جامعه آورده و در نتيجه ضريب جينی افزايش پيدا کند., راغفر خاطرنشان کرد: ,متاسفانه با وجود اينکه دولت خبر از کاهش بيکاری يا تورم (دو عامل مهم و موثر در ضريب جينی و توزيع درآمد) می دهد اما شواهد روندی غير از اين را نشان می دهد. برای مثال دولت از کاهش بيکاری می گويد اما شواهد نشان از افزايش بيکاری دارد., وی افزود: ,نمود کاهش يا افزايش بيکاری را می توان از طريق تغييرات توليد ناخالص داخلی پيگيری کرد يعنی با کاهش بيکاری بايد منتظر افزايش توليد ناخالص داخلی بود. از طرف ديگر با کاهش بيکاری بايد آمار بيمه های اجتماعی و اعضای صندوق تامين اجتماعی افزايش يابد که حداقل در يکی – دو سال گذشته چنين اتفاقی رخ نداده و نيروی جديدی ثبت نشده است., راغفر با اشاره به اينکه ,طرح تحول بزرگ اقتصادی و پرداخت يارانه ها به شکل نقدی نيز کمکی به کاهش نابرابری و توزيع نابرابر درآمد نمی کند گفت: ,خصوصی سازی به شيوه ناقص، توزيع بدون برنامه سهام عدالت و… هيچ نتيجه ای در رفع نابرابری و توزيع درآمد ندارد.,وی افزود: ,با استفاده از آمارهای مرکز آمار ايران ضريب جينی طی سه سال 83 تا 85 اندازه گيری شده است. اين ضريب همزمان با چهار شاخص تايل، آتکينسون، شاخص ضريب تغييرات و شاخص انحراف ميانگين نسبی جمع آوری و مقايسه شده که همه آنها نشان می دهد توزيع درآمد در جامعه شهری و روستايی نابرابرتر می شود.,راغفر خاطرنشان کرد: ,در سال 83 ضريب جينی در جامعه شهری 389/0 بوده که در سال 84 به 392 و در سال 85 به 401/0 رسيده است و به طور حتم برای سال های 86 و 87 با توجه به رشد فزاينده تورم در دو سال گذشته انتظار می رود ضريب جينی افزايش پيدا کند.,وی افزود: ,البته ضريب جينی در جامعه روستايی نيز نشان از افزايش اين ضريب دارد. ضريب جينی در سال 83 در جامعه روستايی به 392/0، در سال 84 به 387/0 و در سال 85 به 4/0 رسيده است. – افزايش يا کاهش… برخی کارشناسان معتقدند نوسان و در برخی موارد کاهش ضريب جينی در چند سال اخير به دلايل مختلف از جمله آمارگيری بر مبنای هزينه خانوار است. از آنجا که بخش بزرگی از هزينه های سبد خانوارها کالاهای خوراکی است که بخش بيشتر يارانه ها را به خود اختصاص داده است بنابراين طبيعی است که عدد ضريب جينی کاهش پيدا کند اما با توجه به اينکه قرار است يارانه ها هدفمند شده و از روی کالاها حذف شود، به طور حتم ضريب جينی همراه با افزايش تور ناشی از برداشتن يارانه ها افزايش خواهد يافت. – ضريب جينی در دنيا بالاترين ضريب جينی طبق آمار سال 2005 سازمان ملل متحد مربوط به کشور برزيل با عدد 593/0 درصد است يعنی ناعادلانه ترين توزيع درآمد را دارند و در مقابل ژاپن با 249/0 درصد و سوئد با 25/0 درصد عادلانه ترين سيستم توزيع درآمد را دارند. همين آمارها نشان می دهد ضريب جينی در ايران 43/0 درصد است در حالی که مصر با رتبه شاخص توسعه انسانی پايين تر از ايران دارای ضريب جينی 344/0 درصد است يعنی مصر از لحاظ توزيع عادلانه تر ثروت از ايران جلوتر است. براساس آخرين آمار سازمان ملل متحد و بانک جهانی در سال 2008 بهترين کشورها از لحاظ توزيع درآمد دانمارک، سوئد، ژاپن، نروژ و جمهوری چک بوده و بدترين کشورها بوتسوانا، جمهوری آفريقای مرکزي، سيرالئون، لسوتو و در نهايت ناميبيا هستند.درآمدهای سازمان ملل از لحاظ رتبه بندی ضريب جينی کشورهای کنيا و سنگاپور پيش و نيکاراگوئه و هنگ کنگ پس از ايران قرار دارند.
96- خصوصى سازى به قيمت بيکارى 14 هزار کارگر ذغال سنگ کرمان :
به کزارش سایت دسترنج در 9 تیر 87 ؛ زمانى 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصى سازى معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.
واگذارى شرکت ذغال سنگ کرمان به بخش خصوصى طى سالهاى گذشته و عدم برنامه هدفمند در توليد و بهره ورى معدن، 14 هزار کارگر شاغل اين بخش را براى هميشه بيکار کرده است.
“کاربخش” فعال کارگرى در کرمان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: زمانى 17 هزار کارگر در شرکت ذغال سنگ کرمان مشغول بکار بودند که اين تعداد کارگر پس از خصوصى سازى معدن به حدود 3 هزار نفر رسيده است.
او گفت: حقوق کارگران معدن نيز پس از خصوصى سازى با تاخير 3 تا 6 ماهه پرداخت شده که اين امر چگونگى روند کار اين معدن بزرگ را بيش از پيش مشخص ميکند.
“کاربخش” گفت: خصوصى سازى طى سالهاى گذشته بيشترين ضرر را براشتغال و اقتصاد منطقه وارد کرده و خود را در قالب تخريب، بيکارى و ثروت اندوزى نمايان کرده است.
97- در اتحاد با جنبشهاي بالنده دانشجويي :
به ياد قيام خونين 18 تير
به قلم سارا سپهري
*
قبل از هر سخني بايد درود بفرستيم به دانشجويان دليري كه در سنگر مقدس دانشگاه ، درمقابل ديكتاتوري ايستاده اند و با شعارهايي مانند «مرگ بر ديكتاتور»«رئيس جمهور فاشيست دانشگاه جاي تو نيست»« اي آمران سركوب از ظلمتان به خشميم ما زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم »«دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد»و«محمود احمدي نژاد، عامل تبعيض و فساد» پوزه اين جانيان حقير را در صحن دانشگاه به خاك ماليده اند.بله،اين شعارها و اين خروش دلاورانه كه مايه افتخار دانشگاه و دانشگاهيان ايران است، به رغم تمام تدابير امنيتي صورت ميگيرد. اما تا امروز دانشجويان آگاه و مبارز فيالواقع نشان داده اند كه توپ و تانك و شكنجه در خاموشي عزم جزم آنان اثر نداشته و نخواهد داشت.فرزندان بيداري كه با فرياد زنداني سياسي آزاد بايد گردد،فرياد آزاديخواهي مردم ايران را طنين انداز ميكنند .
به همين جهت است كه اگر چه ما فعالين كارگري هستيم اما به اين دانشجويان دلير كه امروز صحن دانشگاهها را به صحنه بروز آزاديخواهي مردم ايران بدل كرده اند،درود ميفرستيم و شعارهاي خشمگينانه آنها را بيان خواسته مبرم مردم ايران براي نابودي ظلم و ستم و استثمار ميدانيم.
به راستي اين ضحاك صفتان بر مسند اگر مدعي هستند سركوب و ارعاب و خفقان و زنجير و به فقر كشاندن ميليونها تن از مردم و كارگران مظلوم ايران از حمايت مردمي برخوردار است،چرا از پاسخ به سؤالهاي دانشجويان در مورد همين سياستها طفره ميروند؟
بله ياران, اين حكومت از بالاترين پتانسيل اجتماعي و سياسي يعني دانشگاه و دانشجو در وحشت است. براي همين است كه چون قوم بربر و تاتار به داخل دانشگاه و خوابگاه دانشجويان حمله ميكند,دربها را ميشكند, ميزند,ميكشد, زندان ميكند,گارد ضد شورش بسيج ميكند, اقدام به پرتاب گاز اشک آور به داخل دانشگاه ميكند!! دانشجويان اين بالنده ترين نيروي ميهني را با ضرب باتوم مجروح ميكند.به راستي چرا؟!علت يك چيز بيشتر نيست.ايستادگي تا به آخر و اتمام حجت دانشجويان شجاع و دلير با اين دولت خون ريز كه نه از اعدام ميترسند و نه از شكنجه و تعزير! جنبشهاي پويا و جوشان كارگري هم زمان با فرا رسيدن سالروز قيام و خيزش خونين 18 تير و واقعه خون بار كوي دانشگاه در سال 1378 به عزم جزم ياران دبستاني درود ميفرستد. ما در اتحاد با يكديگر است كه ميتوانيم كشتي طوفان زده ميهن را به ساحل نجات برسانيم. يادمان باشد كه از هر قشر و صنفي كه باشيم و عضو هر انجمني كه باشيم پاسخ ما به جلادان حاكم يك چيز بيشتر نيست مشتهاي گره كرده و شعارهاي كوبنده…
انجمن دفاع از كارگران و بيكاران
98- اعتصاب اداری در دانشکده هوافضای دانشگاه صنعتی شريف :
به گزارش خبرنامه اميرکبيردر تاریخ 10 تیر 87 : مسئولين دانشکده هوافضای دانشگاه شريف، در اعتراض به عدم توجه و رسيدگی رئيس دانشگاه به مشکلات به مشکلات دانشکده هوافضا، اعتصاب اداری خود را از امروز آغاز کردند.
به گزارش دانشجويان هوافضای دانشگاه شريف، بر اثر توافقاتی که طی ماههای گذشته بين دکتر سلطاني، رئيس دانشکده هوافضا، و سردار نقدي، رئيس ستاد مشترک، انجام شده بود قرار بود که مبلغ دو ميليارد تومان به دانشکده هوافضا دانشگاه شريف اختصاص يابد.
پس از توافقات اوليه انجام شده مبنی بر ساخت دانشکده جديد برای رشته هوافضا در دانشگاه شريف، رياست دانشگاه، دکتر سهراب پور، با اين مساله مخالفت کرده است که در پی اين مخالفت، رئيس دانشکده هوافضا اعلام کرد که از امروز تا چهارشنبه اعتصاب اداری را ادامه خواهيم داد و در صورت عدم دريافت جوابی قانع کننده، روز شنبه درِ دانشکده هوافضا را قفل خواهيم کرد.
99- انفجار در كارخانه گاز محمد شهر كرج: تعداد كشتههاى احتمالى اين انفجار 15 نفر تخمين زده ميشود:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 10 تیر 87 :اين انفجار حوالى ساعت 22 شب گذشته در كارخانه گاز محمد شهر كرج رخ داد و تعداد كشتههاى احتمالى اين انفجار 15 نفر تخمين زده ميشود.
شب گذشته انفجار مهيبى در كارخانه گاز محمد شهر كرج به وقوع پيوست كه موجب انفجارهاى بعدى تعداد قابل توجهى كپسول گاز شد.
به گزارش فارس، اين انفجار حوالى ساعت 22 شب گذشته در كارخانه گاز محمد شهر كرج رخ داد و تعداد كشتههاى احتمالى اين انفجار 15 نفر تخمين زده ميشود.
بنابراين گزارش، هنوز از علت وقوع اين انفجار و عمدى يا غير عمدى بودن آن خبرى در دست نيست.
100- اعتصاب غذاى کارگران ايران خودرو:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 10 تیر 87 :کارگران کارخانه ايران خودرو از صبح امروز در راستاى پيگيرى مطالبات صنفى خود دست به اعتصاب غذا زده اند و در ساعت غدا از حضور در غذاخورى شرکت خوددارى کرده اند.
به گزارش دسترنج, تغيير مدت شيفت هاى کار کارگران از دو هفته به يک هفته, پايين بودن حق بهره ورى و ساير مزاياى نقدى جنبى کارگران و سختى کار کارگران خط تزيينات از جمله دلايل اين اعتصاب است.
بنا بر اين گزارش از ظهر امروز کارگران بخشهاى مختلف ايران خودرو بدون نتيجه به گفته هاى مديران و سرپرستان خود در ساعت ناهار به جاى مراجعه به غذاخورى در محل کار خود به استراحت مشغول شدند.
هرچند اين کارگران قصد دارند تا زمان برآورده شدن خواسته هاى خود به اين حرکت اعتراضى ادامه دهند اما برخى احتمال مى دهند که اين اعتصاب جريانى است که از سوى مديريت ايران خودرو به منظور تعديل نيرو صورت گرفته باشد.
101- در ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادتآباد تا كنون 4نفر کشته شده اند:گفته ميشود، تعدادى كارگر هنوز در زير آوار مدفون هستند.
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 10 تیر 87 ؛ :آواربردارى از محل ريزش ساختمان هفت طبقه در سعادتآباد همچنان ادامه دارد.
شمار كشتهشدگان اين حادثه كه صبح امروز رخ داد، تا كنون به 4 تن رسيده است.
در حال حاضر مرحله آواربردارى با توجه به اين كه به مركز ثقل آوار نزديك شده، با دقت بيشترى در حال انجام است و عمليات امدادرسانان آتشنشانى همچنان ادامه دارد.
گفته ميشود، تعدادى كارگر هنوز در زير آوار مدفون هستند.
102- روند پیگیری نساجی مازنداران راکد مانده است :
به گزارش خبرنامه مازندران در تاریخ 11 تیر 87 ؛
استاندار مازندران گفت:با توجه به اینکه مسئولین عالی رتبه استان مازندران قول همکاری برای احیاي نساجی رااین استان را داده اند .
دلار در این صنعت وی به مشکلات صنعت نساجی مازندران اشاره کرد و افزود:تاکنون بیش از 25 میلیون سرمایه گذاری شده و فقط نیازمند 5 میلیون دلار برای احیا و بهره برداری نیازمنداست.
103- شمار كشتههاى ريزش ساختمان 7 طبقه در سعادتآباد به 11 تن رسيد :
به گزارش خبرگزاری ايسنا در تاریخ 11 تیر 87 ؛ شمار كشتهشدگان حادثه تأسفبار ريزش يك ساختمان 7 طبقه در سعادتآباد تهران به 11 تن رسيد.
به گزارش خبرنگار حوادث ايسنا حادثه ريزش ساختمان 7 طبقه با 32 واحد مسكونى در خيابان سعادتآباد، بلوار فرهنگ، ساعت 8:44 صبح ديروز به ستاد فرماندهى آتشنشانى تهران اطلاع داده شد.
اين ساختمان خالى از سكنه در حال تخريب توسط كارگران بود كه به دليل رعايت نشدن اصول ساختمانسازي، چندى قبل نيز نشست كرده بود و ديروز در حالى كه كارگران براى تخريب آن اقدام كرده بودند، به دليل بيتوجهى به اصول ساختمانسازى به صورت كامل ريزش كرد و باعث خرابى بخشى از يك ساختمان مسكونى مجاور نيز شد.
حادثه فوق، تعدادى كارگر را زير خروارها آوار مدفون كرد كه با حضور ماموران و امدادگران آتشنشاني، كار آواربردارى از روز گذشته تا صبح امروز ادامه داشته و تا كنون جسد 11 تن از كارگران و مدفونشدگان از ميان آوارها بيرون كشيده شده است.
شهردار تهران روز گذشته اعلام كرد كه شهردارى نسبت به تخريب شدن و ريزش اين ساختمان به مالكان آن هشدار داده بود.
وى ضمن تاكيد بر برخورد قاطعانه دستگاه قضايى با مهندسان ناظر متخلف براى جلوگيرى از اين پيشامدهاى تلخ از بازداشت متخلفان در اين ماجرا خبر داد.
شهردارى منطقه دو تهران نيز اين حادثه را ناشى از بيتوجهى مالکان ساختمان به هشدارهاى شهردارى دانست.
به گزارش ايسنا ساختمان مذکور با متراژ 841 متر مربع در سال 70 براى دو طبقه روى همکف و زيرزمين پروانه ساختمانى گرفت، اما در سال 76، تغيير نقشه داد و پنج طبقه به آن اضافه شد. اين مجتمع در روز شانزدهم بهمن ماه سال 79 با مساحت پنج هزار و 466 مترمربع پايان کار اخذ کرد.
ساختمان ريزش كرده، پس از دو سال، ترک برداشت که همين امر موجب شد، تا ساكنان، ساختمان را ترک کنند. از اين رو، شهردارى به مالکان واحدهاى اين ساختمان اعلام کرد، تا نسبت به رفع خطر اقدام کنند که بر اساس اعلام شهردارى منطقه دو تهران، متاسفانه آنها به اين موضوع توجهى نکردند.
گفتنى است تعداد نهايى كشتهشدگان اين حادثه پس از پايان آواربردارى اعلام خواهد شد.
در حال حاضر با حضور ماموران آتشنشانى نيمى از آوارهاى ساختمان ريزش كرده جمعآورى شده و جستوجوها ادامه دارد
104- تعداد ۲۰ کارگر در زير آوار ساختمانی در تهران مدفون شدند :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 11 تیر 87 ؛ کارگران زير آوار ساختمان هفت طبقه سعادت آبا د
ايمان پاکنها د: تازه از خواب بيدار شده بودند. چايی دم کرده حاضر بود و دور هم نشسته بودند و داشتند صبحانه می خوردند. به يکباره ساختمان فرو ريخت و همه کارگرها زيرآوار سنگين بتنی دفن شدند.۴۴/۸ دقيقه صبح ديروز ساختمانی هفت طبقه و خالی از سکنه در سعادت آباد تهران که سابقه ريزش نخستين اش به سال ۸۱ بازمی گردد، به يکباره فرو ريخت تا کارگرهايی که تعدادشان بيش از ۲۰ نفر تخمين زده شده، به زير آوار فرو روند.
بلوار فرهنگ در منطقه سعادت آباد پايتخت از بالا و پايين بسته شده و هيچ خودرويی حق ورود و خروج از آن منطقه را ندارد. تعداد خيلی زيادی از ماشين های امداد سنگين و نيمه سنگين از ارگان های مختلف برای کمک رسانی آماده باش اند. حدود دو ساعت از لحظه ريزش گذشته و هنوز فضای اطراف اين ساختمان پر از گرد و غبار است و تنفس به سختی صورت می گيرد. روبه روی ساختمان، روی جدول های وسط بلوار جمعيت زيادی به تماشا ايستاده اند و با موبايل های خود مشغول فيلمبرداری از حادثه هستند. مسوولان شهرداری يا هنوز نرسيده اند يا حاضر به پاسخگويی درباره علت ريزش و مقصران اين حادثه دهشتناک نيستند.
اما محمدباقر قاليباف که صبح ديروز در جلسه کميسيون عمران مجلس حضور داشت، در ميان خبرنگاران گفت: ,شهرداری از قبل اخطارهای لازم را در مورد تخليه اين ساختمان و اجرای حکم تخريب داده بود و اين حادثه به دليل تخلف قانونی اتفاق افتاده است.,قاليباف صدور مجوز ساخت و ساز و پروانه ساخت اين ساختمان را مربوط به شهرداری های دوره قبل دانست: ,صدور مجوزها مربوط به سال ۷۲ است و از آن سال به بعد مجوز افزايش طبقات نيز اخذ شده، اما متاسفانه استانداردهای لازم در ساخت و ساز آن رعايت نشده و در عين حال سازمان نظام مهندسي، مهندس ناظر و طراح اين ساختمان وظيفه خود را درست انجام نداده اند., چشم هايی که به ساختمان فرو ريخته خيره شده اند در حيرت فرو رفته اند. انگار سگ های انسان ياب، چيزی پيدا کرده اند. سگ ها جسد مرده يکی از کارگرها را پيدا کرده اند. پيش از همه چند زن با چادر مشکی به سمت جسد می روند. گويا خانواده نزديک يکی از کارگرها هستند. صورت کارگر به سختی ديده می شود. نمی توان هويت او را تشخيص داد. زن ها به صورت خود چنگ می اندازند و صورت يکی از آنان خون آلود شده است. آمبولانس پزشکی قانونی ,ويژه بررسی صحنه جرم, به سرعت از محل دور می شود. همسايه ها هنوز اين حادثه را باور نکرده اند. زنی ميانسال که شاهد حادثه بوده، با صدايی گرفته و لرزان ماجرا را شرح می دهد: ,شب ها برای خريد به سوپری سر کوچه می روم و هر شب آنها را می ديدم و با همه آنها دوست بودم. الهی بميرم همه شان هم لر بودند. کوچه پر از خاک شده بود. چشم، چشم را نمی ديد. اين قدر صدای وحشتناکی داشت که يکی از همسايه های ما که بيماری قلبی دارد، به بيمارستان منتقل شد. خانه ما هم تا آن بالا ترک خورده، حالا کی ويران می شود، خدا می داند.,دادستان تهران در ساعات نخستين اتفاق در محل حاضر شده و حکم بازداشت طراح، محاسب و پيمانکار را صادر کرده بود. کارگرهايی که اکنون زيرآوار مانده اند، از سوی شهرداری و برای انجام عمليات تخريب اوليه در ساختمان حضور داشتند. آنها مشغول درآوردن درها و پنجره ها بودند.
,سعيد کتف, مسوول جمعيت هلال احمر شمال غرب شهر تهران درباره حادثه توضيح می دهد: ,نوع آوار بتني، فشرده پن کيکی است. با توجه به نوع سازه ها، زمان زيادی طول می کشد تا اجساد از زير آوار بيرون کشيده شوند. هنوز هيچ حفره ای پيدا نشده و تمام سعی ما اين است که حفره ايجاد کنيم تا سگ ها بتوانند داخل آوار بروند., کتف در پاسخ به سوال ,مقصر کيست,، می گويد: ,مهم ترين مساله برای ما اتمام عمليات است.,تعداد دقيق کارگرهايی را که زير آوار مانده اند، هيچ کس نمی داند. هر کسی حدس می زند. مسوولان حاضر تعداد را ۱۲ ، ۱۳ نفر اعلام می کنند و محلی ها بيش از ۲۰ نفر. از داخل کوچه ۲۴ شرقی صدای داد و بيداد زنی می آيد. او خطاب به يکی از مسوولان شهرداری می گويد: ,مهندس اين ساختمان همسايه روبه رويی است. نفوذ زيادی دارد و فکر نمی کنم کسی بتواند با او برخورد کند.,مسوول شهرداری که علاقه ای به معرفی خود ندارد، دست راستش را روی سينه اش گذاشته و مدام عبارت ,من با شما همدردی می کنم, را تکرار می کند.
اما يکی ديگر از همسايه ها در پاسخ به او می گويد: ,۱۵ تا مادر اينجا جمع شده اند و بر سر خود می کوبند. آيا همدردی شما مرده های آنها را زنده می کند. چرا خودتان تخريب نکرديد. چرا دست روی دست گذاشتيد تا اين حادثه فجيع رخ دهد. شرمندگی شما به هيچ دردی نمی خورد., ماموران ناجا اين مسوول را از ميان مردم دور می کنند. مردم بسيار عصبی اند و ناراحت. آنها از مسوولان شهرداری گله مند بودند: ,کسی زورش به شهرداری نمی رسد. به خاطر همين به پيمانکار گير داده اند. مگر جز اين است که شهرداری مجوز ساخت و ساز اين ساختمان را صادر کرده؟ مدام می گفتيم تا يکی نميرد کسی کاری نمی کند. مشخص بود اين اتفاق خواهد افتاد.,گويی سردل همه باز شده است. مردی ميانسال با طمأنينه شرح ماجرا را توصيف می کند: ,نزديک تحويل سال ۸۷ بود که بخشی از ساختمان نشست کرد. اما اصل ماجرا در خرداد ۸۱ اتفاق افتاد که شبانه حدود ساعت چهار صبح بخشی از ساختمان ريزش کرد., به گفته همسايه ها با وجود تماس های مکرر با شهرداری منطقه کسی به فکر اين ساختمان نبوده و هيچ کس توجهی نکرده است. ساختمان مجاور هم بر اثر ريزش آسيب ديده است. ديوارهای اين مجتمع آپارتمانی تقريباً به طور کامل فرو ريخته و اتاق ها از بيرون قابل مشاهده اند. کتاب ها زير آجرها پنهان شده اند.
ساکنان اين ساختمان فعلاً در هتل اقامت دارند تا تکليف شان مشخص شود. همه به دنبال انسان زنده در زير آوار هستند اما گفته های مامورهای امداد چيز ديگری می گويد. آنها اميدی به پيدا کردن انسان زنده ندارند. آوار سنگين تر از آن است که کسی زنده بماند. آفتاب داغ تابستان وسط آسمان می تابد. آيا کسی از بين کارگرها زنده می ماند؟
105- ادامه اعتصاب کارگران ایران خودرو و تهدید مدیریت برای سرکوب کارگران :
اعتصاب کارگران ایران خودرو امروز وارد چهارمین روز خود شد با پیوستن اکثر بخشهای شرکت به این اعتصاب مدیریت شرکت ایران خودرو به جای جواب به خواسته های کارگران با پحش اطلاعیه های از طرف مدیریت حراست وبا بر قراری حالت حکومت نظامی کارگران را تهدید به سرکوب کرد
مدیریت حراست در مقابل خواستهای بر حق کارگران که خواهان پایان دادن به اضافه کاری های اجباری و افزایش حقوق خود هستند با نمایش نسخه های نح نما شده های 20 سال پیش خواسته با این ترفند کارگران را از ادامه اعتصاب بترساند تا دست از اعتصاب بر دارند
متن اطلاعیه مدیریت حراست عینا درج می شود
کارک
و-بسمه تعالي
اطلاعيه شماره نامه م ع/87601119/ا
تاريخ 10/04/87
موضوع لزوم اطلاع رساني نسبت به تحرك برخي از عوامل ضد انقلاب در سطح شركت
باسلام و احترام
به اطلاع كاركنان شريف ايران خودرو ميرساند برابر اطلاعات واصله ؛ از طرف گروهكهاي ضد انقلاب از جمله « حزب اتحاد كمونيسم كارگري » اقداماتي در جهت تحريك كارگران با بهانه قراردادن بعضي مسائل موجود در سطح كشور خصوصاً در مجموعههاي صنعتي موثر در حال پيشرفت صورت گرفته است. در اين رابطه برخي از عوامل دست نشانده در جهت اهداف پليد گروهكها اقدام به شعارنويسي و پخش اعلاميه و دعوت كاركنان به تحصن ، اعتراض و اعتصاب غذا و … نمودهاند .
لذا بدينوسيله از كليه همكاران محترم تقاضا ميگردد در صورت مشاهده هرگونه تحركي مراتب را به ستاد خبري حراست با شماره تلفن 6161 اعلام نمايند .
احمد مهرور
مدير حراست گروه صنعتي ايران خودرو
87/4/11
106- تعداد 50 نفر از کارگران “قند شیروان” از سر کار اخراج شدند :
روز سه شنبه 11 تیر ماه کارفرمایان کارخانه “قند شیروان” 50 کارگر این واحد را از سر کار اخراج کردند.
اخراج این کارگران در حالیست که هر کدام از کارگران اخراج شده بیش از 20 سال سابقه کار را در کارخانه قند شیراون دارند.
کارگران اخراج شده کارخانه مذکور ضمن شکایت به اداره کار، خواستار بازگشت به سر کارهایشان شدهاند.
107- کارگران هم واگذار ميشوند؟!
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 11 تیر 87 ؛ دسترنج: با واگذارى کارخانههاى نساجى بروجرد به بخش خصوصى و شرکتهاى پيمانکاري، کارگران نيز همانند کارخانه به اين شرکتها واگذار ميشوند تا در قالب کارگران قراردادى يکى پس از ديگرى اخراج شوند.
“محمد گودرزى” فعال کارگرى در بروجرد با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اخراج کارگران در کارخانههاى نساجى بروجرد، همزمان با واگذارى بخشهايى از کارخانه به شرکتهاى پيمانکارى آغاز شده و تاکنون بسيارى از کارگران باسابقه در قالب نيروهاى قراردادى از کار اخراج شدهاند.
او گفت: موهبت وجود “قراردادهاى موقت و پيمانکارى” در کشور؟! کارفرمايان و مديران سودجو را بيش از گذشته در اخراج و محروميت کارگران يارى کرده و براشتغال پايدار منطقه لطمات جبران ناپذيرى وارد آورده است.
“گودرزى” گفت: با توجه به روند خصوصى سازى و قراردادى شدن کارگران، اشتغال 1500 کارگر کارخانههاى نساجى بروجرد در معرض خطر جدى قرار دارد.
108- اسانلو به بند 350 اوين منتقل شد :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 11 تیر 87 ؛ همسر منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکاى کارگران شرکت واحد اعلام کرد که مسئولان زندان اوين برخلاف نظر پزشکان از روز گذشته اين فعال کارگرى را از بهدارى زندان به بند ۳۵۰ بازداشتگاه اوين منتقل کردهاند.
به گزارش دسترنج و به نقل از پروانه اسانلو، رييس زندانى هيئت مديره شرکت واحد از اواسط پاييز سال گذشته که قرار شد به منظور مداواى ناراحتيهاى ناشى از نارسايى چشم و قلب تحت درمان قرار گيرد با نظر پزشکان در بهدارى زندان اوين بسترى بود.
وى گفت: روز گذشته ماموران زندان اوين در حالى همسرش را به بند ۳۵۰ زندان منتقل کردند که از نظر پزشکان وى همچنان بايد در بهدارى زندان اوين تحت مراقبت قرار ميگرفت.
پروانه اسانلو يادآور شد: با توجه به اينکه همسرم چند عمل جراحى چشم را پشت سر گذاشته و از نظر قلبى و استرس تنفسى نيار به مراقبت دارد، نظر پزشکان بر دور بودن وى از استرس حاکم بر فضاى زندان است.
وى با اشاره به ادامه تلاشها براى يافتن راهى که همسرش بتواند براى درمان خود از حق قانونى مرخصى استفاده کند، گفت: اميدواريم با انتقال همسرم به بند زندان در پروسه پزشکى وى اخلالى ايجاد نشود.
109- کارگران در زیر آوار و در چاه آب جان باختند!
در تهران ۱۲ تا ۲۰ کارگر زیر آوار مانده اند و در یاسوج ۵ کارگر در چاه آب کشته شده اند. بی توجهی به جان کارگران ساختمانی، هر روز فاجعه ی تازه ای می آفریند. گزارش های زیر را در این زمینه بخوانید:
کارگران در زیر آوار
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 11 تیر 87 ؛ از: ایمان پاکنهاد: تازه از خواب بیدار شده بودند. چایی دم کرده حاضر بود و دور هم نشسته بودند و داشتند صبحانه می خوردند. به یکباره ساختمان فرو ریخت و همه کارگرها زیر آوار سنگین بتنی دفن شدند.
٨/۴۴ دقیقه صبح دیروز ساختمانی هفت طبقه و خالی از سکنه در سعادت آباد تهران که سابقه ریزش نخستین اش به سال ٨۱ بازمی گردد، به یکباره فرو ریخت تا کارگرهایی که تعدادشان بیش از ۲۰ نفر تخمین زده شده، به زیر آوار فرو روند.
بلوار فرهنگ در منطقه سعادت آباد پایتخت از بالا و پایین بسته شده و هیچ خودرویی حق ورود و خروج از آن منطقه را ندارد. تعداد خیلی زیادی از ماشین های امداد سنگین و نیمه سنگین از ارگان های مختلف برای کمک رسانی آماده باش اند. حدود دو ساعت از لحظه ریزش گذشته و هنوز فضای اطراف این ساختمان پر از گرد و غبار است و تنفس به سختی صورت می گیرد. روبه روی ساختمان، روی جدول های وسط بلوار جمعیت زیادی به تماشا ایستاده اند و با موبایل های خود مشغول فیلمبرداری از حادثه هستند. مسوولان شهرداری یا هنوز نرسیده اند یا حاضر به پاسخگویی درباره علت ریزش و مقصران این حادثه دهشتناک نیستند. اما محمدباقر قالیباف که صبح دیروز در جلسه کمیسیون عمران مجلس حضور داشت، در میان خبرنگاران گفت: «شهرداری از قبل اخطارهای لازم را در مورد تخلیه این ساختمان و اجرای حکم تخریب داده بود و این حادثه به دلیل تخلف قانونی اتفاق افتاده است.» قالیباف صدور مجوز ساخت و ساز و پروانه ساخت این ساختمان را مربوط به شهرداری های دوره قبل دانست: «صدور مجوزها مربوط به سال ۷۲ است و از آن سال به بعد مجوز افزایش طبقات نیز اخذ شده، اما متاسفانه استانداردهای لازم در ساخت و ساز آن رعایت نشده و در عین حال سازمان نظام مهندسی، مهندس ناظر و طراح این ساختمان وظیفه خود را درست انجام نداده اند.» چشم هایی که به ساختمان فرو ریخته خیره شده اند در حیرت فرو رفته اند. انگار سگ های انسان یاب، چیزی پیدا کرده اند. سگ ها جسد مرده یکی از کارگرها را پیدا کرده اند. پیش از همه چند زن با چادر مشکی به سمت جسد می روند. گویا خانواده نزدیک یکی از کارگرها هستند. صورت کارگر به سختی دیده می شود. نمی توان هویت او را تشخیص داد. زن ها به صورت خود چنگ می اندازند و صورت یکی از آنان خون آلود شده است. آمبولانس پزشکی قانونی «ویژه بررسی صحنه جرم» به سرعت از محل دور می شود. همسایه ها هنوز این حادثه را باور نکرده اند. زنی میانسال که شاهد حادثه بوده، با صدایی گرفته و لرزان ماجرا را شرح می دهد: «شب ها برای خرید به سوپری سر کوچه می روم و هر شب آنها را می دیدم و با همه آنها دوست بودم. الهی بمیرم همه شان هم لر بودند. کوچه پر از خاک شده بود. چشم، چشم را نمی دید. این قدر صدای وحشتناکی داشت که یکی از همسایه های ما که بیماری قلبی دارد، به بیمارستان منتقل شد. خانه ما هم تا آن بالا ترک خورده، حالا کی ویران می شود، خدا می داند.»
دادستان تهران در ساعات نخستین اتفاق در محل حاضر شده و حکم بازداشت طراح، محاسب و پیمانکار را صادر کرده بود. کارگرهایی که اکنون زیر آوار مانده اند، از سوی شهرداری و برای انجام عملیات تخریب اولیه در ساختمان حضور داشتند. آنها مشغول درآوردن درها و پنجره ها بودند. «سعید کتف» مسوول جمعیت هلال احمر شمال غرب شهر تهران درباره حادثه توضیح می دهد: «نوع آوار بتنی، فشرده پن کیکی است. با توجه به نوع سازه ها، زمان زیادی طول می کشد تا اجساد از زیر آوار بیرون کشیده شوند. هنوز هیچ حفره ای پیدا نشده و تمام سعی ما این است که حفره ایجاد کنیم تا سگ ها بتوانند داخل آوار بروند.» کتف در پاسخ به سوال «مقصر کیست»، می گوید: «مهم ترین مساله برای ما اتمام عملیات است.»
تعداد دقیق کارگرهایی را که زیر آوار مانده اند، هیچ کس نمی داند. هر کسی حدس می زند. مسوولان حاضر تعداد را ۱۲ ، ۱٣ نفر اعلام می کنند و محلی ها بیش از ۲۰ نفر. از داخل کوچه ۲۴ شرقی صدای داد و بیداد زنی می آید. او خطاب به یکی از مسوولان شهرداری می گوید: «مهندس این ساختمان همسایه روبه رویی است. نفوذ زیادی دارد و فکر نمی کنم کسی بتواند با او برخورد کند.»
مسوول شهرداری که علاقه ای به معرفی خود ندارد، دست راستش را روی سینه اش گذاشته و مدام عبارت «من با شما همدردی می کنم» را تکرار می کند. اما یکی دیگر از همسایه ها در پاسخ به او می گوید: «۱۵ تا مادر اینجا جمع شده اند و بر سر خود می کوبند. آیا همدردی شما مرده های آنها را زنده می کند. چرا خودتان تخریب نکردید. چرا دست روی دست گذاشتید تا این حادثه فجیع رخ دهد. شرمندگی شما به هیچ دردی نمی خورد.» ماموران ناجا این مسوول را از میان مردم دور می کنند. مردم بسیار عصبی اند و ناراحت. آنها از مسوولان شهرداری گله مند بودند: «کسی زورش به شهرداری نمی رسد. به خاطر همین به پیمانکار گیر داده اند. مگر جز این است که شهرداری مجوز ساخت و ساز این ساختمان را صادر کرده؟ مدام می گفتیم تا یکی نمیرد کسی کاری نمی کند. مشخص بود این اتفاق خواهد افتاد.»
گویی سردل همه باز شده است. مردی میانسال با طمأنینه شرح ماجرا را توصیف می کند: «نزدیک تحویل سال ٨۷ بود که بخشی از ساختمان نشست کرد. اما اصل ماجرا در خرداد ٨۱ اتفاق افتاد که شبانه حدود ساعت چهار صبح بخشی از ساختمان ریزش کرد.» به گفته همسایه ها با وجود تماس های مکرر با شهرداری منطقه کسی به فکر این ساختمان نبوده و هیچ کس توجهی نکرده است.ساختمان مجاور هم بر اثر ریزش آسیب دیده است. دیوارهای این مجتمع آپارتمانی تقریباً به طور کامل فرو ریخته و اتاق ها از بیرون قابل مشاهده اند. کتاب ها زیر آجرها پنهان شده اند. ساکنان این ساختمان فعلاً در هتل اقامت دارند تا تکلیف شان مشخص شود. همه به دنبال انسان زنده در زیر آوار هستند اما گفته های مامورهای امداد چیز دیگری می گوید. آنها امیدی به پیدا کردن انسان زنده ندارند. آوار سنگین تر از آن است که کسی زنده بماند. آفتاب داغ تابستان وسط آسمان می تابد. آیا کسی از بین کارگرها زنده می ماند؟
110- کارگران فداکار یکی یکی در چاه جان باختند:
سایت سندیکای کارگران شرکت واحد: کارگاه بلوکزنی شهرستان یاسوج عصر روز گذشته شاهد مرگ پنج کارگر در چاه آب بود؛ این کارگران در اقدامی فداکارانه، جان خود را از دست دادند.
به گزارش ایسنا، کارگران مشغول تعمیر پمپ آبی در چاه بودند که یکی از آنها به داخل چاه رفت و به دلایل نامعلوم موفق به بازگشت نشد.
پس از تأخیری طولانی مدت، کارگران نگران شده و یکی از آنها تصمیم به ورود به چاه گرفت تا از وضعیت همکار خود اطلاع یابد؛ اما وی نیز پس از ورود به چاه هرگز به نزد کارگران دیگر بازنگشت.
عدم بازگشت کارگر دوم نیز موجب آن نشد که اقدام موثرتری برای جلوگیری از تکرار اتفاق مذکور رخ دهد و در نتیجه سه کارگر بعدی، هریک پس از عدم بازگشت دیگری، وارد چاه شدند و دیگر بازنگشتند.
این اقدام سبب شد که پنج کارگر مذکور همگی در چاه آب جان دهند.
بر اساس اظهارات شاهدان عینی، کارگران بدون هر گونه امکاناتی وارد چاه آب میشدند و این درحالی بود که به گفته مدیرعامل آتشنشانی یاسوج، امدادگران آتشنشانی ۷ دقیقه پس از اعلام گزارش در ساعت ۱٨:۴٨ از سوی پلیس ۱۱۰ در محل حاضر شده بودند.
عباس امیریان توضیح داد: امدادرسانان آتشنشانی که پس از ورود همه کارگران به چاه، به محل رسیده بودند، پس از حضور، با بررسی وضعیت چاه متوجه وجود برق در چاه شدند که این امر، عملیات امدادرسانی را متوقف کرد.
وی گفت: بدین ترتیب ماموران شرکت برق نیز در محل حادثه حاضر شده و برق چاه را قطع کردند و ۲۰ دقیقه پس از حضور امدادگران آتشنشانی، امدادگران هلال احمر که در امدادرسانی از این نوع حرفهای بودند، در محل حاضر شدند و در ساعت ۲۱:٣٨ اجساد ۵ کارگر را از داخل چاه بیرون کشیدند.
امیریان درباره علت وقوع حادثه نیز گفت: از آن جا که برق بصورت مستقیم در چاه کشیده شده بود، باعث برقگرفتگی کارگران و مرگ فوری آنها در چاه شده است.
رییس جمعیت هلال احمر کهگیلویه و بویراحمد نیز که تعدادی از نیروهایش در محل حادثه حاضر بودند به خبرنگار ایسنا گفت: امداد و نجات در این گونه حوادث، وظیفه هلال احمر نیست و جزء وظایف آتشنشانی است و حضور ما فقط بر اساس وظیفه انسانی و نجات مصدومان بوده است.
محمد حسینیان اظهار کرد: مردم حادثه را دیر اطلاع دادند و اگر موضوع سریعتر به اطلاع امدادگران میرسید، احتمال نجات افراد وجود داشت.
وی تصریح کرد: نیروهای هلال احمر پس از دو بار ورود به چاه، موفق به خارج کردن اجساد شدند.
عملیات خروج اجساد کارگران از چاه ساعت ۲۲ شب حادثه پایان یافت.
111- جان کارگران ساختمانی در امان نیست:
به گزارش روزنامه سرمایه: دیروز اخبار اجتماعی رسانه ها از کشته شدن تعدادی کارگر در نقاط مختلف کشور و در ساعات تلاش برای تامین معاش حکایت داشت. در یک کارگاه بلوک زنی در شهرستان یاسوج پنج کارگر در چاه آب گرفتار شدند و جان خود را از دست دادند. یکی از کارگران برای تعمیر پمپ آب از دهانه چاه پایین رفت. پس از گذشت ساعتی دیگر همکاران او برای نجات جان وی وارد چاه شدند ولی هیچ یک بازنگشتند.
ریزش ساختمان هفت طبقه سعادت آباد تهران در اولین ساعت های صبح اتفاق افتاد و ۲۲ کارگر که در این ساختمان مشغول به کار بودند زیر آوار ماندند. شهردار منطقه دو تهران ریزش ساختمان هفت طبقه را ناشی از بی توجهی مالکان ساختمان به هشدارهای شهرداری دانست. این ساختمان که در بهمن سال ۷۹ پایان کار گرفت پس از دو سال ترک برداشت و همین باعث تخلیه ساختمان و رفتن ساکنان آن شد. بیرون آوردن تن بی جان کارگران از آوار هفت طبقه آجر و سنگ ساعت ها به طول انجامید و خانواده های کارگران ساعت ها در انتظار اطلاع از سرنوشت عزیزان خود بودند. در میان این حجم خبر گلایه های خانواده قربانیان آتش سوزی شازند اراک هنوز شنیده می شود. در این حادثه که چهارم خردادماه اتفاق افتاد ۲۶ کارگر کارخانه های کیمیا گستران سپهر و کیمیاگران امروز زنده زنده در آتش سوختند و ۵۰ نفر هم با جراحت های عمیق راهی بیمارستان شدند. تعدادی از کارشناسان ایمنی اعلام کرده اند بارها به مسوولان این دو کارخانه در شازند تذکر دادیم که با توجه به شرایط موجود این کارخانه ها هر لحظه امکان انفجار وجود دارد که هر بار مسوولان به ما گفتند این موضوع ربطی به شما ندارد. کارشناسان ایمنی علت انفجار در این دو کارخانه را غیراستاندارد بودن شرایط کار می دانند: «هیچ کدام از دستگاه های مورد استفاده در این کارخانه ها ضمانتنامه و گارانتی مربوطه را نداشته است.» – کارگران ساختمانی قربانیان ٣٣ درصد حوادث کشور به گفته محسن ایزدخواه پژوهشگر کار و تامین اجتماعی ٣٣ درصد حوادث کشور به کارگران ساختمانی مربوط است که از طبقه ضعیف و با آسیب پذیری بالا هستند. او تعلل وزارت رفاه و سازمان تامین اجتماعی را موجب توقف اجرای قانون بیمه کارگران می داند: «در زمان دولت خاتمی این قانون آماده و در دولت مهرورزی به مجلس ارائه شد. پیش بینی می شد با اجرای این قانون یک و نیم میلیون کارگر ساختمانی تحت پوشش قرار بگیرند ولی کوتاهی وزارت رفاه منجر به توقف اجرای قانونی در سال جاری شد در حالی که سالانه چند هزار کارگر ساختمانی دچار حادثه می شوند.» این کارشناس، کارفرمایان را مسوول اصلی بروز حادثه در زمان ساعت کار می خواند: «مطابق مقاوله نامه سازمان بین المللی کار کشورهای صنعتی بیشترین جان باختگان را در حوادث کار دارند و موظف به حفظ ایمنی و حفاظت بخشی هستند. کارفرمایان هنگام تاسیس کارخانه باید موافقت لازم را از وزارت کار داشته باشند.» او ادامه می دهد: «به لحاظ ایمنی بخشی و زیست محیطی، بخشی از کارها سخت و زیان آورند یا در مناطق آلوده مثل مناطق زیرزمینی (معادن و چاه ها) انجام می شود. در این قبیل فعالیت ها کارفرما ملزم به فراهم کردن تجهیزات لازم است.» ایزدخواه معتقد است در کشور ما که بازار عرضه و تقاضای نیروی کار به هم خورده است کارگر قدرت چانه زنی ندارد که از کارفرما درخواست حفاظت ایمنی و بهداشتی کند. او به رشد ۹ درصدی حوادث اشاره کرد: «برابر گزارشات رسمی سازمان تامین اجتماعی در سال ٨۵ بیش از ۲۱ هزار حادثه در کشور اتفاق افتاده و در سال ٨۵ با رشد معادل ۹ درصد تعداد حوادث بالغ بر ۲٣ هزار مورد شده است که از این تعداد بالغ بر دو هزار و ۱۰۰ نفر بر اثر این حوادث و بیماری های ناشی از آن دچار فوت یا از کار افتادگی شده اند همچنین در سال ٨۵ بر اثر این حوادث نزدیک به یک میلیون روز کاری به منظور درمان کارگران به هدر رفته و بالغ بر ۶۲ هزار روز از کار مفید کارگران به علت بستری شدن تضییع شده است.» براساس گزارش رسمی دستگاه های مسوول بیش از ۹۰ درصد حوادث ناشی از کار در اثر خطاهای انسانی رخ می دهد که از این رقم ۷۰ درصد به دلیل عدم رعایت اصول ایمنی توسط کارفرما و ۲۰ درصد نیز مربوط به کارگران است. بررسی ها نشان داده است در سال ٨۵ بخش صنعت ۴۷ درصد بیشترین فراوانی و بخش ساختمان با متوسط ٣۰ درصد از کل حوادث بالاترین حادثه را به خود اختصاص داده و بالاترین مرگ و میر نیز در این دو بخش روی داده است. حمید حاج اسماعیلی کارشناس ایمنی هم بر نقش تشکل های کارگری تاکید می کند: «خلاء وجود تشکیلات سازمانی کارگری و معضلات مربوط به ایجاد سندیکاهای مربوط به کارگاه ها و صنوف باعث شده حقوق کارگری در ایران دچار مشکلات جدی شود.» او بزرگ ترین انتقاد از این حوزه را به دولت وارد می داند: «دولت در سال های اخیر زمینه های لازم را برای تشکیل نهادهای کارگری فراهم کرده است.» حاج اسماعیلی معتقد است ضعف دیگر در حوزه قانون کار است: «در ایران به نیروی انسانی توجه نمی شود. صیانت از نیروی انسانی برعهده دولت و کارفرماست با توجه به اینکه دولت کارفرمای بزرگی در کشور است و در حوزه کار دارای منافع است، ضروری است تسهیلاتی برای حفاظت فنی و حفظ جان کارگرها فراهم شود. ایمنی و حفاظت در کار به قدری اهمیت دارد که بخش زیادی از قوانین کار را به خود اختصاص داده است در صورتی که در ایران بخش زیادی از جمعیت چهارمیلیون نفری کارگری بیمه نیستند و این آسیب بزرگی در حوزه نیروی انسانی به شمار می رود.»
شفیعی، مدیر عامل کارخانه ی نیشکر هفت تپه طی چند روز اخیر قصد فروش زمین های این کارخانه را داشته است. هنگامی که کارگران این کارخانه، متوجه این ماجرا می شوند، نسبت به این امر اعتراضی گسترده می کنند. در این هنگام شفیعی عنوان می کند که این عمل را طبق بخشنامه ای که از تهران و “مادر تخصصی” به اوابلاغ شده است انجام می دهد و از این رو لازم الاجرا می باشد. او عنوان کرده است که در مرحله ی اول قصد فروش 1000 هکتار از اراضی این کارخانه را دارد. اعتراضات گسترده نسبت به تاراج زمین های کارخانه و کارگران، توسط هیئت بازگشایی سندیکای طرح نیشکر هفت تپه و عموم کارگران هم چنان ادامه دارد.
«کانون مدافعان حقوق کارگر»
- ادامه ناآراميهاي کارگري در ايران خودرو:112
طبق اخبار واصله، اعتصاب کارگران ايران خودرو با خواست افزايش حقوق با پيوستن شيفتهاي عصر و شبکار ادامه دارد.
کارگران کارخانه ايران خودرو که از روزهاي گذشته در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود با شعار “زندگي شايسته حق مسلم ماست” و “اضافه کاري اجباري لغو بايد گردد” دست به اعتصاب زدهاند، امروز نيز در ساعت غدا از حضور در سالنهاي غذاخوري شرکت خودداري کردهاند.
در همين حال يک منبع آگاه از پخش اطلاعيههايي در بين کارگران خبر داد که در آن کارگران به ادامه اعتصاب غذا تا دستيابي به حقوق واقعي دعوت شدهاند.
در اين اطلاعيه خواستههاي کارگران به اين شرح عنوان شده است؛
1- آزادي تشکلهاي کارگري عدم ورود حراست به سالنها
2- لغو اضافه کاري اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي
3- افزايش حق آکورد (حق بهره وري)
4- افزايش حقوقها متناسب با افزايش قيمتها در کشور
5- لغو قراردادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران
6- جلوگيري از گسترش شرکتهاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت
7- شرکت نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل
8- شرکت نمايندگان کارگران در کميته تشخيص کارهاي سخت و زيان آور
9- کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جديد
تهديد و تطميع کارگران
با پيوستن بخشهاي ديگري از کارگران شرکت به اين اعتصاب، مديريت شرکت ايران خودرو به جاي جواب به خواستههاي کارگران با پخش اطلاعيههاي از طرف مديريت حراست، کارگران را تهديد کرد.
متن اطلاعيه مديريت حراست به اين شرح است؛
بسمه تعالي
اطلاعيه شماره نامه م ع/87601119/ا
تاريخ 10/04/87
موضوع لزوم اطلاع رساني نسبت به تحرك برخي از عوامل ضد انقلاب در سطح شركت
باسلام و احترام
به اطلاع كاركنان شريف ايران خودرو ميرساند برابر اطلاعات واصله؛ از طرف گروهكهاي ضد انقلاب از جمله «حزب اتحاد كمونيسم كارگري» اقداماتي در جهت تحريك كارگران با بهانه قراردادن بعضي مسائل موجود در سطح كشور خصوصاً در مجموعههاي صنعتي موثر در حال پيشرفت صورت گرفته است. در اين رابطه برخي از عوامل دست نشانده در جهت اهداف پليد گروهكها اقدام به شعارنويسي و پخش اعلاميه و دعوت كاركنان به تحصن ، اعتراض و اعتصاب غذا و … نمودهاند.
لذا بدينوسيله از كليه همكاران محترم تقاضا ميگردد در صورت مشاهده هرگونه تحركي مراتب را به ستاد خبري حراست با شماره تلفن 6161 اعلام نمايند.
ا. م
مدير حراست گروه صنعتي ايران خودرو
خلف وعده مديران ايران خودرو
يکي از کارگران ايران خودرو در تماس تلفني با دسترنج گفت: با آغاز سال مديريت شرکت اعلام کرد که از اعلام اضافه کاري در روزهاي جمعه خوداري خواهد کرد، ولي عملا با بحران قطعه سازي و عدم توليد و توزيع مناسب قطعه به خطوط توليد، مديريت شرکت جهت جبران کسري توليد از همان آغاز سال جمعهها را اضافه کاري اجباري اعلام کرد.
وي افزود: از طرفي با عدم پرداخت رکورد توليد بعضي از قسمتها، با برقراري اضافه کار اجباري در روزهاي دلخواه خود شرکت و جلوگيري از اضافه کاري در روزهاي عادي با وجود بدهيهاي سنگين کارگران، عدم افزايش حقوقها به نسبت تورم لجام گسيخته در جامعه، ثابت ماندن حق آکورد نسبت به 5 سال پيش، عدم استخدام کارگران به صورت رسمي در حاليکه حدود 10 سال از قرارداد برخي از کارگران ميگذرد، عدم جذب نيروي جديد با وجود راهاندازي ال90 و کاهش کارگران در قسمتهاي مختلف جهت استفاده در سالنهاي ال90 و اخراج دهها کارگر به بهانه هاي واهي، فشار کار بر کارگران در قسمتهاي توليدي و عدم اعلام شرايط سختي کار در اين قسمتها بدون حضور نمايندگان کارگران، افزايش زمان ارتقاي شغلي به چند سال و عدم حضور نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل، گسترش هر روز شرکتهاي پيمانکاري و عدم پرداخت حقوق متناسب با تورم توسط اين شرکتها و تبعيض بين کارگران اين شرکتها و سخنان ضد کارگري حميد رضا کاتوزيان، نماينده مجلس در مورد واگذاري شرکتهاي خودروسازي به بخش خصوصي باعث موج نارضايتي در شرکت ايران خودرو گرديده است.
اين کارگر افزود: از طرفي نبود تشکلهاي کارگري که کارگران بتوانند از طريق تشکل خود پيگير مطالبات خود باشند، دست به دست ساير مسايل داده تا با اعلام اضافه کاري روز جمعه 7 تير در بعضي از سالنها و با تغيير ناگهاني شيفتهاي کاري بدون هماهنگي از قبل، کارگران مونتاژ با اين تصميم مخالفت کرده و دست به اعتصاب زدند.
113- اوج گیری اعتراضات کارگری درایران خودرو:
به گزارش سلام دموکرات در 12 تیر 87 ؛ طبق اخبار واصله، اعتصاب کارگران ايران خودرو با خواست افزايش حقوق با پيوستن شيفتهاي عصر و شبکار ادامه دارد. کارگران کارخانه ايران خودرو که از روزهاي گذشته در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود با شعار “زندگي شايسته حق مسلم ماست” و “اضافه کاري اجباري لغو بايد گردد” دست به اعتصاب زدهاند، امروز نيز در ساعت غدا از حضور در سالنهاي غذاخوري شرکت خودداري کردهاند. در همين حال يک منبع آگاه از پخش اطلاعيههايي در بين کارگران خبر داد که در آن کارگران به ادامه اعتصاب غذا تا دستيابي به حقوق واقعي دعوت شدهاند. در اين اطلاعيه خواستههاي کارگران به اين شرح عنوان شده است؛ ۱- آزادي تشکلهاي کارگري عدم ورود حراست به سالنها ۲- لغو اضافه کاري اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي ۳- افزايش حق آکورد (حق بهره وري) ۴- افزايش حقوقها متناسب با افزايش قيمتها در کشور ۵- لغو قراردادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران ۶- جلوگيري از گسترش شرکتهاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت ۷- شرکت نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل ۸- شرکت نمايندگان کارگران در کميته تشخيص کارهاي سخت و زيان آور ۹- کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جديد
تهديد و تطميع کارگران با پيوستن بخشهاي ديگري از کارگران شرکت به اين اعتصاب، مديريت شرکت ايران خودرو به جاي جواب به خواستههاي کارگران با پخش اطلاعيههاي از طرف مديريت حراست، کارگران را تهديد کرد. متن اطلاعيه مديريت حراست به اين شرح است؛ بسمه تعالي اطلاعيه شماره نامه م ع/۸۷۶۰۱۱۱۹/ا تاريخ ۱۰/۰۴/۸۷ موضوع لزوم اطلاع رساني نسبت به تحرك برخي از عوامل ضد انقلاب در سطح شركت باسلام و احترام به اطلاع كاركنان شريف ايران خودرو ميرساند برابر اطلاعات واصله؛ از طرف گروهكهاي ضد انقلاب از جمله «حزب اتحاد كمونيسم كارگري» اقداماتي در جهت تحريك كارگران با بهانه قراردادن بعضي مسائل موجود در سطح كشور خصوصاً در مجموعههاي صنعتي موثر در حال پيشرفت صورت گرفته است. در اين رابطه برخي از عوامل دست نشانده در جهت اهداف پليد گروهكها اقدام به شعارنويسي و پخش اعلاميه و دعوت كاركنان به تحصن ، اعتراض و اعتصاب غذا و … نمودهاند. لذا بدينوسيله از كليه همكاران محترم تقاضا ميگردد در صورت مشاهده هرگونه تحركي مراتب را به ستاد خبري حراست با شماره تلفن ۶۱۶۱ اعلام نمايند. ا. م مدير حراست گروه صنعتي ايران خودرو خلف وعده مديران ايران خودرو يکي از کارگران ايران خودرو در تماس تلفني با دسترنج گفت: با آغاز سال مديريت شرکت اعلام کرد که از اعلام اضافه کاري در روزهاي جمعه خوداري خواهد کرد، ولي عملا با بحران قطعه سازي و عدم توليد و توزيع مناسب قطعه به خطوط توليد، مديريت شرکت جهت جبران کسري توليد از همان آغاز سال جمعهها را اضافه کاري اجباري اعلام کرد. وي افزود: از طرفي با عدم پرداخت رکورد توليد بعضي از قسمتها، با برقراري اضافه کار اجباري در روزهاي دلخواه خود شرکت و جلوگيري از اضافه کاري در روزهاي عادي با وجود بدهيهاي سنگين کارگران، عدم افزايش حقوقها به نسبت تورم لجام گسيخته در جامعه، ثابت ماندن حق آکورد نسبت به ۵ سال پيش، عدم استخدام کارگران به صورت رسمي در حاليکه حدود ۱۰ سال از قرارداد برخي از کارگران ميگذرد، عدم جذب نيروي جديد با وجود راهاندازي ال۹۰ و کاهش کارگران در قسمتهاي مختلف جهت استفاده در سالنهاي ال۹۰ و اخراج دهها کارگر به بهانه هاي واهي، فشار کار بر کارگران در قسمتهاي توليدي و عدم اعلام شرايط سختي کار در اين قسمتها بدون حضور نمايندگان کارگران، افزايش زمان ارتقاي شغلي به چند سال و عدم حضور نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل، گسترش هر روز شرکتهاي پيمانکاري و عدم پرداخت حقوق متناسب با تورم توسط اين شرکتها و تبعيض بين کارگران اين شرکتها و سخنان ضد کارگري حميد رضا کاتوزيان، نماينده مجلس در مورد واگذاري شرکتهاي خودروسازي به بخش خصوصي باعث موج نارضايتي در شرکت ايران خودرو گرديده است. اين کارگر افزود: از طرفي نبود تشکلهاي کارگري که کارگران بتوانند از طريق تشکل خود پيگير مطالبات خود باشند، دست به دست ساير مسايل داده تا با اعلام اضافه کاري روز جمعه ۷ تير در بعضي از سالنها و با تغيير ناگهاني شيفتهاي کاري بدون هماهنگي از قبل، کارگران مونتاژ با اين تصميم مخالفت کرده و دست به اعتصاب زدند
114- حضور ماموران امنيتي در بخشهاي مختلف ايران خودرو:
به گزارش دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ؛ در ادامه اعتصاب غذاي کارگران ايران خودرو، شب گذشته کارگراني که در سالن سمند مشعول به کار بودند محبور به شکستن اعتصاب غذاي خود شدند.
بنا بر ادعاي يکي از کارگران، شب گذشته مسوولان و سرپرستان سالن سمند با احضار تک تک کارگران سعي کردند به روشهاي مختلف آنها را به شکستن اعتصاب غذا وادار کنند.
به گفته اين کارگر، مقامات ارشدتر ابتدا با توضيح شرايط اقتصادي و گفتن اينکه غذا نخوردن شما چه مشکلي را حل ميکند، از کارگران ميخواستند به اعتصاب غداي خود پايان دهند و چنانچه به نتيجه نميرسيدند از حضور ماموران حراست و عوامل انتظامي به عنوان اهرمي براي تهديد کارگران استفاده ميکردند.
اين کارگر مدعي شد با هماهنگي مديران ايران خودرو شب گذشته درسالن سمند حداقل ۳۰ تا ۴۰ مامور حراست و عامل نيروي انتظامي براي کنترل ۱۵۰ کارگر حضور داشتند.
وي بابيان اينکه تحت اين شرايط سرانجام کارگران سالن سمند مجبور به ترک اعتصاب خود شدند از استمرار اين اعتصاب چند روزه در ساير بخشهاي کارخانه خبر داد.
وي همچينن از افزايش حضور محسوس ماموران کارگرنما در ميان کارگران خبر داد و گفت: از زمان آغار اعتصاب اخير افراد ناشناس بيشتري با پوشش لباس کار در جمع کارگران به ويژه سرويسهاي رفت و آمد مشاهده ميشود.
وي با بيان اينکه ممکن است اين افراد ناشناس از ماموران حراست ايران خودرو باشند، يادآور شد: در ميان کارگران ايران خودرو شايع شده است که از سوي حراست گروهي ناشناس مراقب رفتار آنها هستند.
گفتني است که قرار است کارگران ايران خودرو، امروز با سوار نشدن به سرويسهاي اياب و ذهاب خود، اعتراضات خود را در اين قالب به تصوير کشند.
115- درخواست حقوق برابر موجب اخراج شد:
به گزارش سایت سلام دمکرات در تاریخ 12 تیر 87؛ اجرايي خانه كارگر گفت: تعداد ۲۰ نفر از كارگران يک شركت در شهرستان به دليل مطالبه حقوق و مزاياي خود اخراج شدند. غلامرضا محمدي در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: در هفته گذشته كارگران اين شركت تقاضاي پنج ماه حقوق عقب مانده خود را مي كنند كه به اين علت ۲۰ نفر از كارگران توسط شركت تسويه حساب و اخراج مي شوند. وي افزود: نتيجه حاصل از اين اتفاق اين است كه اگر كسي بخواهد از حق خود دفاع كند بايد اخراج شود. محمدي با اشاره به کار و تلاش زياد کارگران در طبس حتي در دماي ۵۵ درجه شهرستان افزود: چالشهاي موجود در جامعه كارگري به دليل قراردادهاي موقت و نظارت نكردن مسوولان بر عملكرد شركتهاي خدماتي و پيمانكار است. وي ادامه داد: ما اين كارگران را به اداره كار راهنمايي مي كنيم تا در آنجا به مسئله آنان رسيدگي شود ولي با توجه به اينكه آنها قرارداد موقت هستند نه نماينده كارگر و نه اداره كار نمي تواند در حال حاضر كاري برايشان انجام دهند. دبير اجرايي خانه كارگر شهرستان طبس درخصوص عدم پرداخت عيدي، پاداش، بن کارگري و غيره از سوي اين شرکت به کارگران اخراجي گفت: عدم پرداخت اين مزايا به کارگران در حالي اتفاق افتاده که در قانون مشخص شده است به ازاي هر ماه چه مقدار عيدي و چه مقدار سنوات، بن كارگري، حق مسكن، عايله مندي و مرخصي بايد به كارگر داده شود. وي افزود: متاسفانه شركتهاي پيمانكاري به كارگر به جهت اينكه مجبور به تامين هزينههاي خانواده است فشار آورده و مزاياي آنها را پرداخت نميكنند. يكي از اين كارگران اخراجي گفت: مدتي است كه براي اين شركت كار كردهايم و وقتي كه به حسابدار شركت مراجعه كرديم و خواستار عيدي، پاداش، بن كارگري و ساير حقوق و مزاياي قانون كار شديم وي به ما گفت، اين موارد به شما تعلق نمي گيرد.
116- فروش و تاراج اراضی کارخانه ی هفت تپه با دستور از تهران:
به نوشته سایت ، کانون مدافعان حقوق کارگران در تاریخ 12 تیر 87 ؛ شفیعی، مدیر عامل کارخانه ی نیشکر هفت تپه طی چند روز اخیر قصد فروش زمین های این کارخانه را داشته است. هنگامی که کارگران این کارخانه، متوجه این ماجرا می شوند، نسبت به این امر اعتراضی گسترده می کنند. در این هنگام شفیعی عنوان می کند که این عمل را طبق بخشنامه ای که از تهران و “مادر تخصصی” به اوابلاغ شده است انجام می دهد و از این رو لازم الاجرا می باشد. او عنوان کرده است که در مرحله ی اول قصد فروش 1000 هکتار از اراضی این کارخانه را دارد. اعتراضات گسترده نسبت به تاراج زمین های کارخانه و کارگران، توسط هیئت بازگشایی سندیکای طرح نیشکر هفت تپه و عموم کارگران هم چنان ادامه دارد.
117- تغییر ویژگی های روسپیگری در تهران:
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 12 تیر 87 : «براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود.»سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب دیروز در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرد. در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد:
«در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.» او در ادامه گفت: «اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.» رسول زاده ادامه داد: «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم.» به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود. رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت: «اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسی ای ارائه نداده اند.» او چالش دیگر را جنسیتی کردن مسائل جنسی در ایران دانست و گفت: «در بحث انحراف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم می توانند عامل بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم.» تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست.» حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت: «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.» رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت: «اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.» او ادامه داد: «تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.» او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت: «نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاوی های جنسی مواجه می شود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد.» به گفته روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار می دهد. این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت: «بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.»
118- جابه جايي مديريت كارخانه، هدفي را جز نابودي كارگران دنبال نميكند
نبي زاده و زماني افرادي پست هستند كه شرافت خود را به پول ميفروشند…
در پي تصميم عباس پور مدير عامل كارخانه صندوق نسوز كاوه مبني بر انحلال اين واحد توليدي و اخراج كارگران معترض و انتقال تعداد ديگري از كارگران به سوله هاي اصفهان و عملي نشدن اين اقدام به دلائل گوناگون, اين شخص از كار بركنار شده و شخصي به نام مزدور تيموري به مديريت اين واحد توليد گمارده شد. اين شخص از از اقوام نزديك عطاريان (از صاحبان خائن و مزدور سوله هاي اصفهان )ميباشد.اقدام به فروش زمين بزرگ و پر قيمت اين كارخانه تنها به منظور سودجوئيهاي اين غارتگران و سركيسه كردن كارگران محروم و مظلوم اين كارخانه ميباشد. از آنجايي كه اين مديريت به طور مستقيم با دولت و نيروي انتظامي درارتباط است بنابراين شكايت و اعتراض هيچ كدام از كارگران براي جلوگيري از اين اقدامات ظالمانه نيز مثمر ثمر نبوده است . يكي از كارگران شريف اين كارخانه در اين رابطه به فرياد كارگر گفت:“علت بركناري عباس پور مديريت سابق,تاخير در انحلال و اخراج كارگران كارخانه ميباشد.قرار بود كه تا تاريخ 87.3.31 به طوركامل اين كارخانه را ببندند اما به دليل تاخيري كه عباس پور ازخود نشان داد اين اقدام عملي نشد لذا وي را بركنار كرده و پاسداري به نام تيموري را بر سركار گذاشتند تا به راحتي بتواند به كارگران زور بگويد.”شايان ذكر است كه به محض ورود تيموري حقوق شب كاري كارگران به طور كامل قطع شده است.”وي افزود:“ موسوي كه خود از مديران قبلي اين كارخانه است فردي بسيار مزدور و پاسدار است و سر سوزني لياقت و صلاحيت اداره كارخانه را ندارد. در زمان مديريت وي كارگران بارها دست به اعتصاب و اعتراض زده بودند اما همواره با سركوب از جانب وي مواجه شده بودند.وي كسي است كه برادرش از مهره هاي كثيف و بالاي نيروي انتظامي است و به خاطر همين پشت گرمي هر ظلمي را در حق كارگران اعمال ميكند. وي به راحتي به كارگران گفته بود كه اينجا را ميبندم و هر كس را كه نخواست با ما كار كند از زير قرآن رد ميكنم( يعني اخراج ميكنم !!)” يكي ديگراز فعالين كارگري در اين كارخانه در اين خصوص به فرياد كارگر گفت:” اشخاصي كه اين كارخانه را زير نظر دارند دزدان و غارتگراني بيش نيستند كه رذالت و دنائت را به اوج خود رسانده اند. اينها كارگران را با پول ميخرند و آنها را غلام حلقه به گوش خود ميكنند. به طور مثال كارگراني به نامهاي نبي زاده كه پيش از اين مثل ما كارگر بود و زماني كه عضو به اصطلاح جهاد كشاورزي بود با وام 4 ميليون توماني و اضافه حقوق 50 هزار توماني به خدمت خود در آوردند. آنها را جاسوس ساير كارگران كرده و تبديل به افرادي بي شرافت كردند. آنها غيرت و انسانيت و شرافت خود را به پول فروخته اند و حالا روزانه بالاي سر كارگران مي ايستند و به آنها زور ميگويند و تهديد ميكنند و به كارگران ميگويند اگر اين سفارش همين امروز تمام نشود اخراجت ميكنيم.بيشترين اجحاف را هم به كارگران بي پناه قراردادي اعمال ميكنند.اينها پست هستند و پول حرف اول را در زندگيشان ميزند و نه شرافت !!“ اين فعال كارگري افزود:” ما دراين مورد به وزارت كار شكايت كرده ايم و آنها تهديد كرده اند كه اگر اعتصاب كنيد اخراج خواهيد شد.اما ما قصد داريم اگر اين روند ادامه پيدا كند دست به اعتصاب بزنيم.“
انجمن دفاع ازكارگران و بيكاران
119- منصور اسالو با وجود اعلام نیاز مراقبت پزشکی ، مجددا به بند 350 زندان اوین منتقل شد:
منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که ساعت 10 صبح روز دوشنبه 10/4/1387 جهت معاینات چشم و قلب از زندان اوین به بیمارستان شهید لبافی نژاد منتقل شده بود، پس از معاینه پزشکی توسط متخصصین، با وجود اعلام پزشکان بیمارستان در رابطه با مراقبت از اسالو در بهداری زندان، نامبرده به بند 350 زندان اوین منتقل شد.
به گفته پروانه اسالو، با وجود این که پزشکان تاکید داشتند وی باید تحت مراقبت باشد، اما ماموران زندان نه تنها به این گفته پزشکان متخصص توجهی نکردند، وی را همان روز به بند 350 زندان اوین انتقال دادند. وی یادآور شد با توجه به اينکه اسالو چند عمل جراحي چشم را پشت سر گذاشته و از نظر قلبي و استرس تنفسي نياز به مراقبت دارد، نظر پزشکان بر دور بودن وي از استرس حاکم بر فضاي زندان است.
وي با اشاره به ادامه تلاشها براي يافتن راهي که همسرش بتواند براي درمان خود از حق قانوني مرخصي استفاده کند، گفت: اميدواريم با انتقال همسرم به بند زندان در پروسه پزشکي وي اخلالي ايجاد نشود.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/4/11
120- اخراج 40 کارگر و تعطيلي “دروس ايران”
شرکت دروس ايران با اخراج 40 کارگر به مدت 2 هفته تعطيل شد.
“عيد علي کريمي” فعال کارگري در قزوين با بيان اين مطلب در تا ریخ 12 تیر 87 به دسترنج گفت: شرکت مذکور در حالي تعطيل اعلام شد که حقوق کارگران اين شرکت بيش از 5 ماه است که پرداخت نشده است.
او با اشاره به اينکه اين واحد توليد کپسول آتش نشاني، همانند بسياري از واحدهاي ديگر قرباني خصوصي سازي شد، افزود: اغلب کارخانههاي استان در شرايطي بحراني قرار داشته و يکي پس از ديگري منحل و تعطيل ميشوند، اما برخي مسوولان اين خبرها را غيرواقعي و کذب قلمداد ميکنند.
121- اطلاعیه ؛ در سوگ کارگران زیر آوار :
بار دیگر سودطلبی سرمایه داری جان 18 انسان بی گناه را گرفت. آنان کارگرانی بودند که برای به دست آوردن لقمه نانی از اقصی نقاط برای کار کردن در سخت ترین شرایط ترک دیار کرده ، تا با به دست آوردن حداقل دستمزد زندگی بخور و نمیر خود و خانواده شان را بگذرانند. کارگرانی که از بام تا شام زحمت می کشند تا با دستمزدی اندک روزگار سپری کنند و باز هم کار و کار تا فرزندانی برای کار به جامعه تحویل دهند. این کارگران باید قربانی آز و طمع مشتی سرمایه دار قرار گیرند تا به سودهای کلان دست یابند. سود سرمایه های بساز وبفروشان که اکنون باکمک های دولتی بیش از بخش های دیگر است.، آنچنان دیگ طمع این سرمایه داران نورسیده را به جوش اورده است که از اجرای کمترین هزینه برای ایمنی کار خود داری می کنند و جان انسان های زحمت کشی که بیشترین ستم را برای زنده ماندن تحمل می کنند به راحتی قربانی سودهای بادآورده می کنند. مسئول جان این انسان ها چه کسی است؟ این کارگران به کدام گناه باید در زیر آوارها مدفون شوند. فرزندان چشم به راه آنان که منتظر نان شامگاه از دست پدر هستند چه جرمی مرتکب شده اند. خانواده ی آنها که در دوردست به انتظار برگشت همسرانند تا با مزد جان کندن کمی از سیه روزی آنان کاسته شود، اکنون در چه حالی هستند. این سودطلبی سرمایه داران است که این چنین جان انسان ها را نشانه می گیرد. در حالی که با مقابله باحرص وآز سرمایه داری به راحتی می توان ایمنی کار را رعایت کرد، اما برای سودطلبان چیزی جز منافع زودگذر ارزش ندارد و برای ناظران و مسولان گویا جان انسان ها دارای کمترین ارزش است.
کانون مدافعان حقوق کارگر، بار دیگر هشدار می دهد که تا سودطلبی و منفعت پرستی سرمایه داران ادامه دارد، همواره جان انسان ها ی بی گناه در معرض خطر است. و باید به این سودطلبان فهماند که جان انسان هابیش از سود شما ارزش دارد. اگر جلوی سودطلبی سرمایه داران گرفته نشود مسلما این آخرین حادثه نخواهد بود. مرگ کارگران مس سرچشمه ، کشته شدن کارگران ایران خودرو در خط تولید، سقوط کارگران ساختمانی به علت عدم ایمنی وسایل کار سوختن کارگران اراک وده ها نمونه دیگر متاسفانه به کرات اتفاق افتاده است و مسولان امر نیز به این مسایل کاملا بی توجه بوده اند. حوادث کار در ایران یکی از بالاترین آمارهای مرگ و میر کارگران در سطح جهان را دارد و این امر نشان دهنده ی آن است که سرمایه داران در ایران و حامیان آنان برای جان انسان ها کمترین ارزش را قائلند.
کارگران ساختمانی که در معرض بیشترین آسیب ها قرار دارند و سخت ترین کارها را انجام می دهند ،هنوز از حق تشکل آزادانه و مستقل برخوردار نیستند. نبود تشکل های مستقل آنان را در معرض بیشترین آسیب ها قرار می دهد. به وجود آمدن این حوادث ضرورت ایجاد تشکل های کارگران را برای حفظ حقوق اولیه انان هر چه بیشتر آشکار می کند. ما خواهان پیگیری تامین حق و حقوق این کارگران و جلوگیری از به وجود آمدن چنین حوادثی هستیم. به امید آن روز که محور فعالیت های تولید انسان ها باشند و نه سودهای بادآورده.
کانون مدافعان حقوق کارگر.
122- کميتههاي انضباطي شرکت واحد قانوني شد :
فعالان کارگري در سنديکاي کارگران شرکت واحد از به ثبت رسيدن کميته انضباط کار شرکت واحد خبر ميدهند.
به گزارش دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ؛ حسن سعيدي از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اعلام کرد: سرانجام مسوولان شرکت واحد حاضر شدند تا کميته انضباط کار اين شرکت را در سازمان کار وامور اجتماعي به ثبت برسانند.
پيشتر اعضاي سنديکاي شرکت واحد که در چند سال اخير از منتقدان مسائل صنفي شرکت واحد به حساب ميآيند، از فعاليت غيرقانوني کميتههاي انضباط کار در شرکت واحد خبر داده بودند.
براساس اين ادعا از سال ۷۰ تاکنون که فعاليت کميتههاي انضباط کار همزمان با تشکيل نخستين شوراهاي اسلامي کار شرکت واحد آغاز شد؛ هيچگاه اين کميتهها طبق قانون در اداره کار ثبت نشده بودند.
اين درحالي است که به موجب قانون کار، کميتههاي انضباطي در واحدهاي داراي شوراي اسلامي کار وظيفه رسيدگي به تخلفات کارگران را برعهده دارند.
به گفته سعيدي از آنجايي که تا پيش از به ثبت رسيدن کميتههاي انضباط کار در اداره کار تصميمات اين کميتهها در خصوص اخراج يا توبيخ کارگران شرکت واحد فاقد ارزش قانوني است “بايد تمامي مصوبات اين کميتهها باطل شود”.
123- اعتراض 3 هزار کارگر ساختماني سنندج :
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ؛ بيش از 3 هزار کارگر ساختماني سنندج به هزينه بالاي بيمه تامين اجتماعي و ناتواني در پرداخت آن معترضند.
“اقبال رضائي” فعال کارگري در کردستان با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: هزينه بالاي بيمه تامين اجتماعي و تناقص آشکار اين نرخ با درآمد پايين کارگران ساختماني باعث شده تا بيش از 90 درصد واجدين شريط از اين اقدام خوداري کنند. 4 کارگر ساختماني فوت شده در سنندج و کردستان بخاطر معضل مالي، بيمه نبوده و بعد از حادثه منجر به فوت، خانواده اين کارگران حمايتي نشدند.
او گفت: بيمه نبودن کارگران ساختماني خانوادههاي آنان را در درمان دچار چالشي جدي کرده و آينده آنان را در تاريکي فرو برده است.
او با اشاره به اينکه 4 کارگرساختماني فوت شده در سنندج و کردستان بخاطر معضل مالي، بيمه نبوده و بعد از حادثه منجر به فوت، خانواده اين کارگران حمايتي نشدند، گفت: نبود حمايت دولت از کارگران ساختماني و عدم پاسخ به خواست قانوني آنها در کاهش نرخ بيمه، ضررهاي جبران ناپذيري را متوجه اين قشر ضعيف کرده است.
رضايي گفت: از آنجايي که کارگران ساختماني به دليل نبود ثبات کاري در يک ماه 15 روز بکار اشتغال دارند و در بسياري از فصول سال هم کار دايم ندارند؛ بايد بيشتر از ساير کارگران مورد توجه قرار گيرند.
124- اخراج 50 کارگر “قند شيروان”
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ؛ تعداد 50 تن از کارگر ان شاغل در کارخانه قند شيروان روز گذشته به دستور مديريت اخراج شدند. اين تعداد از کارگران که داراي سابقه بالاي20 سال ميباشند به عنوان نيروي مازاد و تعديل نيرو اخراج شدند.
“بابا نظر هدايتي” فعال کارگري در خراسان شمالي با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين تعداد از کارگران که داراي سابقه بالاي20 سال ميباشند به عنوان نيروي مازاد و تعديل نيرو اخراج شدند.
او گفت: آثار سوء واردات بيرويه شکر در کشور با گذشت بيش از يک سال همچنان باقي بوده و بسياري از کارگران شاغل در اين بخش قرباني سودجويي برخي آقايان و آقازادهها شدهاند.
“هدايتي” با اشاره به اينکه توليد و فروش در کارخانه قند شيروان پس از گذران يک دوره رکود، بحران و ورشکستگي از سر گرفته شده است، گفت: کارگران اخراجي با طرح شکايت در اداره کار و نهادهاي ذيربط خواستار بازگشت به کار شدهاند.
125- هزينه اقدامات دولت از جيب بيمهپردازان:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ، به نقل از روزنامه همشهری ؛ شعب سازمان تامين اجتماعي براي دريافت درخواست بازنشستگي پيش از موعد اعلام آمادگي كردند.
تمامي كاركنان شاغل رسمي، پيماني و قراردادي وزارتخانهها و مؤسسات دولتي و همچنين كاركنان واجد شرايط شركتهاي دولتي مؤسسات و نهادهاي عمومي غيردولتي داراي مقررات استخدامي خاص كه مشمول قانون تامين اجتماعي هستند ميتوانند از مزاياي اين قانون استفاده كنند.
عادل علايي، مديركل تامين اجتماعي تهران بزرگ، در اينباره گفت: متقاضيان توجه داشته باشند در متن حكم انشايي بازنشستگي از سوي دستگاه متبوع اشاره به قانون بازنشستگي پيش از موعد كاركنان دولت مصوب 5/6/86 ضروري است.
به گفته علايي تمامي كساني كه مايل به استفاده از اين قانون هستند ميبايستي در مهلت تعيين شده درخواستهايشان را به شعب سازمان تامين اجتماعي تحويل دهند.
126- تصميم دولت براي ارفاق به شاغلين و بيكاران :
دولت سال گذشته با ارائه يك لايحه به مجلس شوراي اسلامي مبني بر بازنشستگي پيش از موعد كاركنانش توانست با جلب نظر نمايندگان مجلس هفتم لايحهاي را به تصويب برساند كه بار مالي هنگفتي در پيداشت.
لايحه دولت از ارفاق سنوات به كاركنان دولت براي بازنشسته شدن در طول 3 سال پس از تصويب حكايت ميكرد.
براساس اين قانون، تمامي كاركنان رسمي، پيماني و قراردادي وزارتخانهها و مؤسسات دولتي درصورت دارا بودن حداقل 25 سال سابقه خدمت قابلقبول و بدون رعايت شرط سني ميتوانند با استفاده از حداكثر 5سال سنوات ارفاقي تا سقف30 سال بازنشسته شوند.
همچنين براساس آييننامه اجرايي قانون بازنشستگي پيش از موعد كاركنان دولت، بانوان شاغل نيز به شرط داشتن حداقل20 سال سنوات خدمت قابلقبول ميتوانند با ارائه درخواست كتبي و موافقت دستگاه متبوع با استفاده از حداكثر 5 سال سنوات ارفاقي بازنشسته شوند.
بنا بود بار مالي اين قانون نيز در بودجه سنواتي دولت در 3 سال پيشبيني شده و خود دولت رسما مسئوليت بار مالي را بر عهده بگيرد. تا اينجاي كار بهنظر ميرسيد كساني از اين قانون بهرهمند خواهند شد كه پس از بازنشستگي تحت پوشش سازمان بازنشستگي كشوري قرار بگيرند، چرا كه دولت متولي كم و كسري اين صندوق است.
اما تسري اجراي اين قانون و تحميل شرايط به سازمان تامين اجتماعي معلوم كرد كه بار گزافي بر دوش اين سازمان گذاشته خواهد شد تا با فرمانبرداري از دولت امانت بيمهشدگان سازمان تامين اجتماعي صرف اجراي اوامر دولت شود.
سازمان تامين اجتماعي كشور كه امانتدار حق بيمه افراد تحت پوشش است بيتوجه به صلاحديد اين گروه با تقبل اين كار در واقع نشان داد كه امانتدار خوبي نيست.
مسئولين اين سازمان از سويي مدام از مشكلات مالي سخن ميگويند و خواستار افزايش زمان بيمهپردازي هستند اما از سوي ديگر در رويارويي با رخدادهايي كه سهم زيادي از اندوخته بيمه شدگان را با خطر مواجه ميكند به راحتي با نرمش برخورد ميكنند.
رفتار دوگانه سازمان تأمين اجتماعي
دوگانگي رفتار پرچمداران امانت در سازمان تامين اجتماعي آنجايي بيشتر رخ مينمايد كه به ياد آوريم در بحث بازنشستگي پيش از موعد مشاغل سخت و زيان آور، تامين اجتماعي بهدليل بار مالي مخالف اصلي آن بود؛ اما باري كه دولت ميخواهد براساس اين قانون بر دوش تامين اجتماعي بگذارد نه تنها مخالفت اين سازمان را موجب نشد بلكه مورد استقبال نيز قرار گرفته است.
اكنون ميتوان سؤال كرد سازمان تامين اجتماعي قرار است حافظ منافع بيمهپردازان و كارگزاران باشد يا رافع مشكلات و مدافع حقوق دولت؟
اگر مسئولين سازمان تامين اجتماعي چشم به ياري دولت و جبران هزينه دوختهاند بهتر است نيم نگاهي به سياهه عريض و طويل بدهيهاي معوقه دولت به تأمين اجتماعي بيندازند و عدد 7 هزار ميليارد توماني اين بدهي را با دقت بيشتري بنگرند و به خوشخيالي امانت مردم را به بيراه نبرند.
127- چراغ صنعت رو به خاموشي است:
به گزارش سایت دسترنج در تاریخ 12 تیر 87 ؛ استاندار خوزستان گفت: در حال حاضر 73 هزار نفر از نيروهاي شاغل در استان، غيربومي هستند.
حجازي در بزرگداشت روز صنعت و معدن كه در سالن صنايع و معادن خوزستان برپا شد، توضيح داد: درصد قابل توجهي از فرصتهاي شغلي به نيروهاي غيربومي اختصاص يافته است كه با تقويت مراكز فني و حرفهاي و دانشگاهها ميتوان اين جايگزيني را انجام داد و از نيروهاي بيكار بومي استفاده كرد.
وي افزود: در صورتي كه واحدهاي بخش صنعت به بهرهبرداري برسد، 91 هزار فرصت شغلي ايجاد خواهد شد كه در نتيجه اين امر ميتوان 45 درصد بيكاران استان را از مشكل بيكاري نجات داد. در حال حاضر برخي واحدها به دليل مشكلات قطعي برق با ظرفيت 50 تا 70 درصد واقعي خود كار ميكنند كه اميدواريم اين مشكل با ايجاد نيروگاههاي حرارتي برطرف گردد.
حجازي با بيان اينكه با اقدامات اخير دولت، صنعت در حال دستيابي به جايگاه واقعي خود است، عنوان كرد: در سالهاي پيشين حدود 7 هزار ميليارد تومان به بخش صنعت اختصاص يافته و در دو سال اخير نيز حدود 33 هزار ميليارد تومان به اين بخش اختصاص يافته است.
حجازي يادآور شد: اجراي اصل 44 قانون اساسي موجب توسعه بخش خصوصي خواهد شد.
استاندار خوزستان با اشاره به مشكلات بانكها در پرداخت تسهيلات به طرحها، خاطرنشان كرد: قرار شده است اعتباري در حدود 700 ميليارد تومان به منظور تقويت بنيه مالي بانكها در اختيارشان قرار گيرد.
وي با تشريح مشكلات ناشي از خاموشيهاي برق پديد آمده در صنعت، عنوان كرد: در حال حاضر برخي واحدها به دليل مشكلات قطعي برق با ظرفيت 50 تا 70 درصد واقعي خود كار ميكنند كه اميدواريم اين مشكل با ايجاد نيروگاههاي حرارتي برطرف گردد.
128- پورمحمدی به سازمان بازرسی رفت :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 13 تیر 87 : سرانجام پس از گذشت حدود دو ماه از برکناری «سیدمصطفی پورمحمدی» از سمت وزارت کشور و گمانه زنی های رسانه های کشور در خصوص آینده سیاسی وی روز گذشته یک مقام آگاه در قوه قضائیه در گفت وگو با یک خبرگزاری نزدیک به دولت اعلام کرد ریاست مصطفی پورمحمدی بر سازمان بازرسی کل کشور تقریباً قطعی شده و در این زمینه پورمحمدی جلسه ای با آیت الله شاهرودی داشته است.با این حال پورمحمدی هنوز در مورد سمت پیشنهادی از سوی شاهرودی پاسخ قطعی نداده و در حال تصمیم گیری است. انتصاب احتمالی پورمحمدی بر سازمان مزبور در حالی صورت می گیرد که به گفته ناظران سیاسی علت برکناری وی از وزارت کشور، مخالفت او با برخی سیاست های احمدی نژاد بوده است. گرچه برخی دیگر از ناظران نیز برکناری پورمحمدی را با در پیش بودن انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری مربوط دانسته و بر این باورند دلیل برکناری او آن بوده است که رئیس جمهوری که خود یکی از پایه های ثابت انتخابات سال آینده است، تمایل دارد افرادی که نزدیکی بیشتری با دیدگاه های وی دارند،
در این نهاد حضور داشته باشند. پورمحمدی که در سطح چهار فقه و حقوق اسلامی در حوزه علمیه قم تحصیل کرده است، در تاریخ 23 مردادماه سال 1384 از سوی محمود احمدی نژاد برای تصدی وزارت کشور به مجلس معرفی شد اما تنها پس از حدود سه سال در پی اختلافاتی که در حال رسانه ای شدن بودند، در آستانه ارائه گزارش انتخاباتی از سوی وی در مجلس شورای اسلامی رئیس جمهوری اقدام به برکناری پورمحمدی کرد. کمااینکه پورمحمدی در مراسم تودیع داوود دانش جعفری (وزیر امور اقتصادی و دارایی) که پیش از وی از سوی رئیس جمهوری برکنار شده بود، به دفاع از وزیر برکنار شده برخاست و گفت: «مدیران واقعی کسانی هستند که بتوانند بر عالم وجود خود و مملکت وجود خود سیطره داشته باشند و دانش جعفری چنین بود.» حال قرار است وزیری که اخیراً از کابینه دولت او به کنار رفته است، در صدر یکی از سازمان های مهم و پراهمیت تحت امر آیت الله شاهرودی قرار گیرد؛ سازمانی که پیش از این ریاست آن را حجت الاسلام محمد نیازی برعهده داشت. نیازی نیز از جهاتی در موقعیت پورمحمدی قرار دارد چرا که برکناری وی نیز همچون پورمحمدی با شگفتی محافل سیاسی روبه رو شد. برکناری وی به دنبال انتشار متن و فیلم افشاگری های عباس پالیزدار در دانشگاه همدان صورت گرفت. نیازی طی کنفرانسی خبری در 27 خردادماه در مورد نقش و نحوه همکاری پالیزدار با کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه گفت وی رسماً از طرف نمایندگان مجلس معرفی شد که به این سازمان بیایند و کارهای مقدماتی تحقیق را انجام دهند. به دنبال این اظهارنظر بود که روزنامه کیهان در سرمقاله خود نوشت: «بخش قابل توجهی از اسناد نظامی شامل خریدهای نظامی، نقشه پادگان ها، گردش کار نیروهای نظامی، مراکز حساس و استراتژیک، موقعیت نیروگاه ها و… از جمله اسنادی است که باند پالیزدار به بهانه تحقیق وتفحص از سازمان بازرسی کل کشور خارج کرده و در چند نقطه جداگانه در کشور پنهان کرده بودند.» در چنین فضایی بود که آیت الله شاهرودی در همایش نظارت بر اجرای سیاست های کلی اصل 44 شرکت نکرد و محمد نیازی نیز غایب بزرگ اجلاس اخیر قوه قضائیه شد. مجموعه این اتفاقات و اظهارات ناظران سیاسی کشور را متقاعد کرده که برکناری نیازی در ارتباط با پرونده پالیزدار است که تاکنون پای سه نماینده مجلس را به بازجویی های قوه قضائیه باز کرده است. به نظر می رسد جایگزینی احتمالی پورمحمدی به جای نیازی به طرح پرسش هایی در خصوص اختلافات میان قوه مجریه و قضائیه دامن می زند. برخی از ناظران در نخستین تحلیل این جایگزینی را حاکی از اختلافات دو قوای مزبور ارزیابی می کنند با این حال دکتر صادق زیباکلام (استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران) نظر دیگری دارد. زیباکلام در گفت وگویی با «سرمایه» با رد چنین تحلیل هایی می گوید: «فعالیت پورمحمدی عملاً در دولت به پایان رسیده بود و در واقع نمی توانستیم انتظار داشته باشیم وی را بار دیگر در مصادر دولتی ببینیم. در قوه مقننه نیز نمایندگان براساس رای مردم انتخاب می شوند. پس به صورت طبیعی تنها جایی که باقی مانده بود قوه قضائیه بود یا می توانست در سمت هایی همچون مشاور رهبری نیز اقدام به کار کند چرا که با توجه به سوابق اجرایی و مدیریتی وی و صرف نظر از جهت گیری های سیاسی، پورمحمدی از توان اجرایی بالا برخوردار است.» زیباکلام می افزاید: «اینکه پورمحمدی به علت مخالفت احمدی نژاد نتوانست به فعالیت های خود در دولت ادامه دهد دلیل بر این نیست که وی از پتانسیل اجرایی و مدیریتی پایینی برخوردار است. پورمحمدی در هر حال یکی از نیروهای ارزشی و باسابقه نظام است و اینکه وی از احمدی نژاد تمکین صددرصد نمی کرده، دلیلی برای برکناری وی از کل نظام نیست.»
129- مرگ 17 جوان زحمتکش ايران:اگر کار بود تهران نمی آمدند:
به گزارش خبرگزاری مهردر تاریخ 13 تیر 87 ؛ پيش از ظهر امروز هنگامی که پيکر 17 جوان کوهدشتی در اين شهرستان تشييع شد لرستان مبهوت بود که چرا بايد در حادثه ای که در صدها کيلومتر دورتر از لرستان اتفاق افتاده است شاهد مرگ 17 جوان کوهدشتی باشد. اما پاسخ به زودی اينگونه ذهن ها را نهيب می زند که اگر شرايط اشتغال اين 17 نفر در لرستان مهيا بود برای کار به تهران نمی آمدند و …
پيش از ظهر امروز پيکر 17 جوان کوهدشتی که بين 17 تا 25 سال داشتند روی دست مردمی تشييع شد که اندوه و بهت در چهره شان ديده می شد.
اندوهی به اندازه غم دنيا و بهتی به اندازه باور نکردن مرگ جوانانشان …
بديهی است که مرگ 17 جوان زحمتکش کشورمان از هر استان ديگری هم که باشد دلخراش و تاسف آور است ، اما ضرورت ساخت و ساز استاندارد و همچنين نظارت های قانونی مراجع ذيربط مثل سازمان نظام مهندسی و مهندسين ناظر موضوعی است که سالهاست قربانی گرفته ولی گويا مورد توجه مسوولان مربوطه قرار نگرفته است.
قربانيان حادثه دهم تيرماه سعادت آباد لرستان پيش از ظهر امروز در ميان سيل مردم شهرستان کوهدشت و با حضور مسئولان اين شهرستان از محل بهشت زهرا کوهدشت تشييع شد تا در روستای دورافتاده ای به نام روستای چنار عليا زادگاه اين جان باختگان آرام بگيرد.
اسامی اين جانباختگان در فهرستی که در اختيار خبرنگار مهر قرار گرفت به اين صورت آمده است:
1- عزيزعلی اميری نژاد فرزند معصوم علی
2 – علی حسين يوسفيان فرزند علی حسين
3- سعيد يوسفيان فرزند علی حسين
4- حسين نورعلی فرزند پير مراد
5- مراد ياری فرزند صيف عالی
6- بهرام پير زهد نورعلی فرزند بابا پيره
7- مهران پير زاده نورعلی فرزند بهرام
8- ميثم قاسمی فرزند قدرت
9- علی عبدلی
10- هوشمند منصوری فرزند مرتضی
11- حسين هاشم آبادی فرزند بک مراد
12- يحيی سعادتی آزاد بخت
13- فريبرز سعادتی آزاد بخت
14- افشار سعادتی آزاد بخت
15- عابدين سعادتی آزاد بخت
16- احسان آزاد بخت
17- موسی آزاد بخت
اين در حالی است که امروز در شهرستان کوهدشت لرستان عزای عمومی اعلام شده است و پيش از اين نيز امام جمعه، فرماندار و نماينده مردم کوهدشت در مجلس در بيانيه ای ضمن ابراز تاسف از حادثه رخ داده قول پيگيری را داده بودند.
عبدالسعيد حقيقی فرماندار شهرستان کوهدشت لرستان در گفتگو با مهر اظهار داشت: نرخ بالای بيکاری در استان به خصوص شهرستان کوهدشت موجب مهاجرت جوانان از اين شهرستان برای پيدا کردن کار شده است.
وی ضمن ابراز همدردی با مردم اين شهرستان، خواستار برخورد قاطع با مقصرين اين حادثه تلخ شد.
در حال حاضر فضای شهرستان کوهدشت را غم و اندوه فراگرفته است به طوری که بسياری از خانواده در غم از دست دادن عزيزانشان عزادار هستند.
130- افزایش قیمت مصوب ماکارونی تا 40 درصد :
به گزارش روزنامه سرمایه در تاریخ 13 تیر 87: پس از دو هفته تاخیر در اعلام قیمت های جدید انواع ماکارونی، روز گذشته رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان کارخانجات ماکارونی ایران از ابلاغ قیمت های جدید به کارخانه های تولیدکننده ماکارونی خبر داد. به گفته مهدی آثاریان با توجه به افزایش 65 درصدی قیمت آرد در سال جاری و افزایش قیمت دیگر مواد اولیه، انجمن و کارخانه ها ناچار به افزایش قیمت به میزان کمتر از 40 درصد شدند.
وی افزود: «قیمت ماکارونی 700 گرمی صاف که بیشترین مصرف را در بازار دارد 900 تومان و ماکارونی 500 گرمی صاف نیز باید حداکثر با قیمت 650 تومان به دست مصرف کننده برسد و کارخانه ها حق افزایش قیمت بیش از این حد را ندارند.» وی اظهار داشت: «در انواع دیگر ماکارونی نیز کارخانه ها مجاز به افزایش حداکثر 40 درصدی قیمت ها هستند.» آثاریان با بیان اینکه «نرخ ها برای امسال تعیین شده»، تاکید کرد: «در صورت افزایش قیمت بیش از این میزان با کارخانجات برخورد خواهد شد.» مرتضی سلطانی،رئیس انجمن صنفی آرد ایران نیز چندی پیش در این رابطه گفته بود: «شرکت بازرگانی دولتی ایران تا سال گذشته گندم را با قیمت های مصوب در اختیار کارخانجات تولید ماکارونی می گذاشت که بر اساس قیمت های مصوب، قیمت ماکارونی نیز تعیین می شد.» او با اشاره به اینکه سال گذشته ماکارونی هیچ افزایش قیمتی نداشت، یادآور شد: «از ابتدای سال جاری دولت اعلام کرد سهمیه گندم کارخانجات قطع می شود و صنایع تولید ماکارونی می توانند آرد مورد نیاز را از بازار آزاد و به صورت مستقیم از کشاورزان خریداری کنند.» سلطانی تاکید کرد: «با توجه به قیمت های تثبیتی برای گندم جای نگرانی بابت افزایش نامعقول قیمت ماکارونی وجود ندارد.» او توضیح داد: «افزایش قیمت در حد متعارفی صورت می گیرد و قطعاً پایین تر از قیمت های جهانی این محصولات خواهد بود.» – افزایش 30 درصدی قیمت ماکارونی در سال 85 «قیمت آرد مورد استفاده در صنایع تولید ماکارونی در نیمه دوم سال 85 حدود 100 درصد افزایش یافت.» مدیرعامل یک واحد تولیدکننده ماکارونی در مورد افزایش قیمت این کالا طی دو سال گذشته ضمن بیان مطلب فوق به خبرنگار ما گفت: «با افزایش قیمت آرد و گندم مورد نیاز در تولید ماکارونی در سال 85 شاهد افزایش قیمت این محصول بودیم.» وی افزود: «قیمت آرد تا شهریور سال 85 کیلویی 160 تومان بود اما پس از آزادسازی،قیمت این محصول با حدود 100 درصد افزایش به کیلویی 310 تومان و حتی بیشتر رسید.» وی در ادامه توضیح داد:«به طور کلی گندم مورد استفاده صنایع تولید ماکارونی نیاز به افزودن حدود چهار تا پنج درصد گلوتن دارد که این ماده از آرد تولید می شود و پس از آزادسازی قیمت آرد در سال 85 قیمت گلوتن نیز از کیلویی 700 تومان به بیش از 1200 تومان افزایش یافت.» این تولیدکننده ماکارونی همچنین یادآور شد: «در ابتدای سال 85 نرخ دستمزد، مالیات و برخی موارد دیگر نیز افزایش یافته بود ولی این موارد عامل افزایش قیمت ماکارونی نشد اما با افزایش قیمت آرد،انجمن صنفی کارفرمایان صنعت ماکارونی تصمیم گرفت نرخ ماکارونی را در اواسط سال 85 تا 30 درصد افزایش دهد.» – تولید سالانه 400هزار تن ماکارونی در کشور رئیس هیات مدیره یکی از کارخانه های ماکارونی سازی نیز در گفت وگو با خبرنگار ما در رابطه با بازار ماکارونی در ایران اظهار کرد: «با وجودی که کارخانه های تولیدکننده ماکارونی در کشور توان تولید سالانه بیش از 700 هزار تن از این محصول را دارند اما به دلیل وجود برخی مشکلات از تمامی ظرفیت تولید استفاده نکرده و تنها اندکی بیش از 400 هزار تن ماکارونی در کشور تولید می شود.» وی همچنین گفت: «واردات ماکارونی نیز به صورت رسمی به ایران انجام نمی شود و آنچه در برخی خرده فروشی ها وجود دارد یا به صورت واردات مرزی است یا ماکارونی تولیدی در کشور است که با بسته بندی خارجی عرضه می شود،» – مشکلات تولید ماکارونی در ایران «باوجود قدمت 71 ساله صنعت تولید ماکارونی در ایران این صنعت هنوز با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند.» هوشنگ پور یحیی یکی از متخصصین تولید ماکارونی در رابطه با مشکلات موجود در صنایع تولید ماکارونی کشور با بیان مطلب فوق افزود: «یکی از مشکلات اساسی این صنعت تولید سمولینا (آرد مخصوص ماکارونی) است که از گندم «دوروم» تهیه می شود و چون در ایران این گندم به تولید انبوه نرسیده است مشکلی برای این صنعت محسوب می شود.» وی اظهار داشت: «این آرد که از گندمی بهاره با بافت سخت و 21 درصد پروتئین و گلوتن چهار درصد تهیه می شود، نشاسته فراوانی دارد و مختص تولید ماکارونی و اسپاگتی است.» وی تاکید کرد: «امروزه در ایران برای تولید ماکارونی به جای «سمولینا» از نوعی آرد نول به نام «فارنیا» استفاده می شود درحالی که این آرد به سبب فراوانی سبوس مناسب تولید ماکارونی نیست.» وی تصریح کرد: «اگرچه به واسطه استفاده از فناور های روز دنیا تولید ماکارونی در کشور در مقایسه با گذشته بهتر شده اما هنوز نمی توانیم ماکارونی مطلوبی تولید کنیم زیرا آرد دریافتی از لحاظ کیفیت شرایط مناسبی ندارد.» پوریحیی گفت: «در چنین شرایطی انواع بسته بندی شده ماکارونی وارداتی که غالباً تولید کشور ترکیه است با دو برابر قیمت ماکارونی تولید داخل به فروش می رسد.»
131- پايان اعتصاب غذای طولانی يک زندانی سياسی در زندان گوهردشت :
به گزارش فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران در تاریخ 14 تیر 87 : در پی در خواست های مستمر، دکتر علوی به اعتصاب غذای خود پايان داد
بنابه گزارشات رسيده از زندان گوهردشت کرج، دکتر مصطفی علوی در اعتراض به عدم درمان و رفتار غير انسانی در تاريخ 2 ارديبهشت ماه اقدام به اعتصاب غذا نمود.
دکتر علوی از ناراحتی های متعدد جسمی رنج می برد او از بيماری های مانند ديابت حاد، ناراحتی قلبی و ريه و ناراحتی های ديگر رنج می برد. ناراحتی های او در طی دوران اعتصاب غذا شدت يافته بود. و به حدی رسيده بود که جان او را درمعرض خطر جدی قرار داده بود.
در طی دوران اعتصاب غذا زندانيان سياسی و فعالين حقوق بشری و دانشجوئی و بعضی از شخصيتهای سياسی مکررا از او خواسته بودند که به اعتصاب غذای خود پايان دهد تا آنها شرايط و وضعيت حقوق بشری او را در سازمانهای حقوق بشری جهانی پيگيری کنند.
اخيرا آقای علوی به درخواست فعالينی که خواهان پايان دادن به اعتصاب غذای او بودند جواب مثبت داد و به اعتصاب غذای خود پايان داد.
آقای علوی در روزهای گذشته از بند 4 زندان گوهرداشت کرج به بند 6 اين زندان منتقل گرديد.
فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، عدم درمان، رفتار غير انسانی و سوق دادن زندانيان سياسی به سوی اعتصاب غذا را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به رفتارهای غير انسانی عليه زندانيان سياسی در ايران است.
132- در کمپين حمايت از کارگران اعتصابی هفت تپه شرکت کنيد :
طوماری که در زير آمده است، به شهرهای مختلف کشور ارسال گشته و اعضای کميته پيگيری ايجاد تشکل های کارگری هم اکنون در حال جمع آوری امضا برای حمايت از کارگران اعثصابی هفت تپه می باشند. هيئت تحريريه سلام دمکرات، ضمن حمايت از اين کمپين و برای کمک به کمپين حمايت از کارگران اعتصابی هفت تپه اقدام به جمع آوری امضا از طريق شبکه ی اينترنت نموده است. بدينوسيله از تمامی آزاديخواهان و طرفدار حقوق کارگران می خواهيم در اين اقدام به ما بپيوندند.
هيئت تحريريه سلام دمکرات
بيانيه اعلام حمايت از کارگران اعتصابی نيشکر هفت تپه
ما امضا کنندگان ذيل، حمايت خود را از خواسته های کارگران اعتصابی هفت تپه اعلام داشته و مصراً خواهان آن هستيم که کارگران اخراجی بدون قيد و شرط به سر کار خود باز گردند و کارگران زندانی هر چه سريعتر آزاد شوند، کليه حقوق کارگران پرداخت شده و آزادی فعاليت سنديکايی به رسميت شناخته شود. اعتصاب حق کارگران است و سرکوب آنها توسط نيروهای انتظامی زير پا گذاردن حقوق اوليه کارگران است. همچنين پرداخت حقوق ايام اعتصاب بی کم و کاست بايد به کارگران اعتصابی پرداخت شود.
کمپين حمايت از کارگران اعتصابی هفت تپه
کميته پيگيری ايجاد تشکل های آزاد کارگری
برای امضا به آدرس زير مراجعه نماييد:
http://www.kargaremrooz.com/spip.php?
133- خانه داری شغلی بدون حقوق و مزايا:احساس ناامنی روانی و افسردگی های ناشی از روزمرگی زنان :
به گزارش روزنامه سرمايه در تاریخ 14 تیر 87 :سروناز بهبهانی : ,دوباره صبح شده، از خواب بيدار می شود. با عجله کارهايش را انجام می دهد و بچه ها را بيدار می کند. در همين حال که مشغول آماده کردن صبحانه است برنامه هايی که امروز بايد اجرا شوند در ذهنش رژه می روند و به انبوه کارهايی که بر سرش ريخته فکر می کند. بايد به خريد برود، خانه را نظافت کند، غذا بپزد، به مدرسه دخترش سری بزند، لباس ها را بشويد، قبض آب و برق را پرداخت کند، برای همسرش از دکتر وقت بگيرد و از همه مهم تر وقتی که بچه ها به خانه آمدند لبخند بزند و با اشتياق به حرف های شان گوش کند…, او يک زن خانه دار است.اين زندگی هر روزه هزاران زنی است که ساعت ها، روزها، ماه ها و سال ها تکرار می شود و ما بی تفاوت از کنارشان عبور می کنيم؛ زنانی که تن سپرده به مسير سرنوشت، روزگار را با تمام تلخی ها و شيرينی ها پشت سر می گذارند و گاه سکوت های شان آن قدر بلند است که گوش لحظه ها را کر می کند تا جايی که ديگر نه زمانه، نه مردمان آن و نه حتی عزيزانشان صدای شان را نمی شنوند. انگار عادت کرده ايم خيلی چيزها را نبينيم، نشنويم و تازه بعد از اينکه به شرايطی بحرانی رسيديم از نابسامانی اوضاع اظهار نگرانی کنيم غافل از اينکه خود کرده را تدبير نيست. اين روزها مدام صحبت از بالا رفتن آمار افسردگی در زنان است و اينکه زنان خانه دار بيشترين سهم را در آمار مذکور دارا هستند و اين برای جامعه زنگ خطری است که عدم توجه و رسيدگی به آن صدمات جبران ناپذيری را به سلامت روان خانواده و اجتماع وارد خواهد کرد. زنان به عنوان محور کليدی خانواده و پايه های اصلی شکل گيری اجتماعی کوچک و سالم هستند که نقش انکارناپديرشان در حفظ سلامت روان افراد خانواده بر هيچ کس پوشيده نيست. بررسی علل افسردگی و گسترش آن در ميان زنان ايرانی بحثی مفصل و تاملی شگرف را می طلبد که بايد به جای خود مورد تحليل و بررسی های کارشناسانه قرار گيرد اما آنچه ما می خواهيم به آن بپردازيم يکی از هزاران مساله ای است که موجب شده بخش عمده ای از زنان جامعه ما در شرايطی تبعيض آميز قرار گيرند که به بروز افسردگی نيز منجر خواهد شد و آن اهميت نگاه کردن و پذيرفتن خانه داری به عنوان يک شغل سخت و طاقت فرسا و بعضاً کم درآمد است. چطور است که اگر زنی به هر دليل نان آور خانواده بوده و در آشپزخانه بيمارستانی کار کند قابل احترام و کار او ارزشمند محسوب می شود اما اگر کسی همان وقت را برای آشپزی در خانه سپری کرده و نان آور روح و تامين کننده آسايش روانی فرزندان و همسر خود باشد، تنها به وظايف قانونی خود عمل کرده است و اين کدام قانون نانوشته ای است که تا به اين پايه نامهربانانه وضع شده است. – بيماری های جسمی ناشی از کار علاوه بر مشکلات روحي، احساس ناامنی روانی و افسردگی های ناشی از روزمرگی زنان و عدم درک متقابل آنها از سوی همسران و بيماری های جسمی ناشی از کار نيز از جمله عواملی است که در مورد مسائل مربوط به زنان خانه دار بايد مدنظر قرار گيرد. معمولاً وقتی صحبت از بيماری های ناشی از کار می شود، تصوير يک کارخانه بزرگ، يک اداره شلوغ و تعداد زيادی کارگر و کارمند به ذهن می آيد و اين واقعيت که کارهای منزل و مشغله زنان خانه دار معمولاً در هيچ زمينه ای به چشم نمی آيد بار ديگر به اثبات می رسد به همين علت کمتر به مسائل مرتبط با اين قشر تاثيرگذار از جامعه پرداخته شده است. يکی از اين موارد مسائل مربوط به بهداشت محيط کار و پيشگيری و درمان بيماری های ناشی از محيط و نوع فعاليت های مزبور است که بايد به آن پرداخته و با توجه به تعداد بی شمار جمعيت اين دسته از زنان اطلاع رسانی صحيح و شايسته در مورد آن صورت گيرد. متاسفانه اين قشر به دليل عدم آگاهی و رعايت نکات ايمنی در استفاده از مواد شوينده و سفيدکننده ها دچار عوارضی نظير عفونت و خشکی ناخن می شوند که اين مسائل می تواند همراه با خارش، زخم، سوزش و ريش ريش شدن کناره های ناخن باشد. از ديگر موارد آسيب زا برای زنان خانه دار که عدم توجه و رسيدگی به آن لطمات جبران ناپذيری را وارد می کند برق گرفتگي، سوختگی ها و سوانح ناشی از استفاده از لوازم برقی است که در برخی موارد پيامدهايی از جمله نقص عضو، معلوليت و بيماری های حاد پوستی ناشی از سوختگی های عميق را به همراه خواهد داشت و اما از ديگر مواردی که می تواند آسيبی جدی برای زنان خانه دار به حساب آيد و امروزه به علت وفور به امری شايع و طبيعی بدل شده است صدمات ستون فقرات، اسپاسم های عضلانی مفاصل، دردهای مزمن کمر، گردن و… است. آمارها نشان می دهد ميزان مراجعات زنان به مراکز درمانی برای دردهای پراکنده دست، گردن، کمر در روزهای پايانی سال، به طرز چشمگيری افزايش می يابد که اين امر نتيجه انجام کارهای سنگين و خانه تکانی های عيد است. دکتر علی اکبرزاده فيزيکال تراپيست معتقد است: ,امروزه 86 درصد از زنان و مردان ايرانی مبتلا به دردهای ناحيه کمر هستند که از اين ميزان بيش از 70 درصد را زنان تشکيل می دهند که از مهم ترين علل بروز اين بيماری در زنان بغل کردن بچه و حمل بار سنگين هنگام خريد است., اين متخصص افزود: ,متاسفانه امروزه در بين زنان جامعه ما، مساله افتادگی شانه راست نيزبه وفور ديده می شود که خود به تدريج به عامل آسيب زا برای ستون فقرات منجر خواهد شد و اين به سبب استفاده ناصحيح و بيش از حد معمول از شانه و دست راست است.به موارد فوق بايد صدمات و خستگی های ناشی از برگزاری مهمانی و مراسم خانوادگی را نيز افزود که با توجه به شرايط امروز جامعه ايران و وجود مشکلات عديده در نوع نگرش افراد به مناسبات فرهنگی و اجتماعي، ميزان اين آسيب ها در کشور ما نسبت به وضعيت زنان در کشورهای توسعه يافته به طرز چشمگيری افزايش می يابد. دکتر ساسان پايور جامعه شناس می گويد: ,در فرهنگ جامعه ايرانی يکسری اعتقادات ناشی از عرف وجود دارد که به شدت بر نقش های اجتماعی به ويژه نقش زنان سنگينی می کند. يکی از اين نمونه ها مهمانی های مدل ايرانی است که فاقد استانداردهای لازم از لحاظ اجتماعي، فرهنگی و ارزشی است که برگزاری اين مهمانی ها به علت تجمل گرايي، چشم و هم چشمی و تلقی نادرست افراد از با هم بودن با صدمات فراوانی برای زنان ميزبان همراه است.در اين ميان نبايد ناديده گرفت که به علت همان مسائل ريشه دار فرهنگی مردان در اين گونه مراسم نقش حداقل برای خود قائل هستند که اين نيز بار بيشتری را به زنان تحميل می کند., همچنين با کمی دقت در می يابيم ميزان داروهای مصرفی از جانب زنان نيز بر وجود اين آسيب های روحي، روانی و بيماری های آنها صحه می گذارد. تا به حال دقت کرده ايد که در يک خانواده، حجم و تعداد داروهای مصرفی توسط زنان با مردان آن خانواده اصلاً قابل مقايسه نيست؟ آمارها نشان می دهد که زنان و مردان در سنين 50 تا 70 سال تعداد قرص های مصرفی شان در طول روز بسيار با هم متفاوت است به طوری که حجم و تعداد داروهای مصرفی توسط زنان در اين سنين نسبت به مردان همسالشان حدود دو برابر بيشتر است. حال به موارد اشاره شده بايد آمار بالای بيماری های روحي، رواني، افسردگي، استرس، اضطراب و… را نيز اضافه کرد که در جای خود بحثی مفصل و تخصصی را می طلبد. با توجه به مطالب عنوان شده لازم است که از سوی رسانه ها، دولت، نهادهای مدنی و مردمی اطلاع رسانی و آموزش صحيح در زمينه مسائل مرتبط با آنها صورت پذيرد تا آسيب های ناشی از انجام امور منزل به حداقل رسيده و امنيت و آ سايش روحی و جسمی زنان خانه دار تامين شود. در اين بين از نقش فرزندان و همسران برای همراهی هرچه بيشتر زن خانه نمی توان بی تفاوت گذشت. شايد لازم است در نوع نگاه تلقی و بينش جامعه از زنان تغييرات جدی صورت گيرد تا حقوق شهروندی زنان خانه دار که قشر آسيب پذير جامعه ما تلقی می شوند، احيا شود. – خانه داری زنان شاغل با خروج زنان از وضعيت انفعالی که ساليانی است بر آنها تحميل شده نوعی اغتشاش و نوسان در مرزهای تقسيم بندی ميان وظايف زنان و مردان و نقش پذي