گسترش سرکوب معلمان و ضرورت مبارزه آنان علیه سرمایه

By etehad3

 تهاجم پلیس و سایر نیروهای سرکوب سرمایه علیه مبارزات جاری کارگران تشدید شده است. شدت این هجوم در مدت اخیر به ویژه در مورد جنب و جوش ها و خیزش های اعتراضی معلمان بسیار بارز و آشکار بوده است. معلمان زیادی دستگیر شده اند، شماری از همسرنوشتان آن ها تهدید به مرگ شده اند و نامه های تهدیدآمیز به خانه های آنان ارسال شده است. اجتماع روز 12 مهر ماه آن ها درهم کوبیده شد. عده زیادی از دستگیرشدگان آن روز همچنان در زندان به سر می برند. احکام ماه ها حبس و شلاق پشت سر هم از سوی دادگاه های سرمایه برای فعالان اعتراضات یکی دو سال اخیر معلمان صادر شده و در حال صدور است. واقعیت این است که دولت سرمایه داری مبارزات معلمان را به عنوان بخش مهمی از جنبش کارگری ایران بسیارجدی گرفته است، حال آن که با کمال تأسف شمار بسیار زیادی از خودِ معلمان آن چنان که باید و شاید به موقعیت و مکان و چشم انداز و راهکارها و راه های درست پیشبرد مبارزات خویش توجه نکرده اند و نمی کنند. خواب و خیال مبارزه صنفی بر پایه مصوبات قانونی پارلمان سرمایه، در مدار نظم سیاسی و مدنی سرمایه داری، در پناه سیستم حقوقی و قضایی نظام بردگی مزدی و در چهاردیواری مصالح و ملزومات بقای این نظام زنجیر مرگ هولناکی است که این بخش از معلمان بسیار سفت و سخت بر دست و پای خویش و جنبش جاری خود بسته اند. همه چیز حاکی است که توده وسیعی از همزنجیران معلم ما به رغم بیداری و اطلاعات اجتماعی و دانش سیاسی خویش از تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران آن گونه که لازم است درس نگرفته و تجربه نیاموخته اند. آنان باید بدانند که قانون سرمایه در سراسر جهان قانون سود و حاکمیت مناسبات کار مزدی است. موافقت این نظام با تشکل صنفی و حقوق قانونی و قراردادها و مبانی زندگی و مدنی و نوع این حرف ها یکسره موکول به درجه انطباق و تناسب  این رؤیاها با قوانین ارزش افزایی سرمایه و مصالح استیلای نظام سرمایه داری است. طبقه سرمایه دار ایران و دولت های آن اعم از سلطنت  و جمهوری اسلامی چه با زبان و چه  با زندان و شلاق و تیرباران و حمام خون  و هر وسیله دیگری اعلام کرده اند که این خواسته ها و انتظارات تا جایی که به طبقه کارگر و بخش های مختلف این طبقه مربوط می شود اصلاً و ابداً با مصالح ارزش افزایی سرمایه و بقای نظام سرمایه داری ایران جوردرنمی آید. این واقعیتی است که حدیث یک قرن زندگی طبقه کارگر و پیام صریح هر دم و بازدم مبارزه طبقاتی در جامعه ماست. چشم بستن بر این واقعیت هیچ چیز جز خودفریبی نیست. نظام سرمایه داری در اینجا به حکم مقتضیات ماندگارسازی خود حتی به خودی ها و به فرزندان خلف سرمایه و مزدوران و عمله و اکره نافرمان خود هم رحم نمی کند و خیلی راحت امثال اکبر گنجی را سال ها به زندان می اندازد یا برای محارم دیگری چون هاشم آغاجری حکم ارتداد صادر می کند.  معلمان نمی توانند در چهارچوب مصالح و شرایط  تسلط  نظام  سرمایه داری حاکم بر ایران دنبال حقوق و مطالبات خود باشند. تجربه نشان داده است که هر چه طبقه کارگر و هر بخشی از این طبقه از جمله معلمان زنجیر رفرمیسم سندیکالیستی و صنف بازی قانونی را محکم تر بر دست و پای خود ببندند، نیروی انتظامی و سایر نیروهای سرکوب سرمایه نیز جری تر و مصمم تر برای سرکوب هر گونه اعتراضی آنان بسیج خواهند شد. معلمان باید به جنبش واقعی  طبقه خود روی کنند، جنبش توده های کارگر علیه سرمایه، جنبشی که باید تمام کارگران را از معلم و کارگر صنعتی و پرستار و راننده و همه بخش های دیگر طبقه کارگر را به صورت شورایی حول «منشورمطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران»  متشکل سازد و به سوی برچیدن کل بساط سرمایه پیش رود.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
13 آبان 87
www.hamaahangi.com
hamaahangi@gmail.com

يك پاسخ برايش بگذاريد